دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  73503

راستش من تو کوچه هرکی رو که میبینم بهش سلام میکنه(69تا ثوابه الکی که نیست).یه بار به یه پیره مرده سر ایستگاه اتوبوس بلند گفتم:سلام پدرجان... پیرمرده:سلام بی سلام برو من پولی ندارم بهت بدم حتما میخوای بگی از اتوبوس شهرتون جاموندی برو یکی دیگه رو بتیغ....همین شماهایید که انگل جامعه اید.....
من:O-o
مردم:>-->o
هیچی دیگه از اون موقع هر 20 دیقه میرم جلو آینه خودمو چک میکنم ببینم واقعن اوضام انقد خرابه....آیا....عایا؟؟؟؟

  73500

ي بسر دايي دارم يني نبوغش تو حلق مامانش ي بار اومده بود خونمون دنبال كار بود مامانم بهش ي شماره داد كفت زنك بزن بكو من برادرزاده خانم‏...هستم آقا زنك زده ميكه سلام من برادرزاده عمه ام هستم‏‏@‏‏@يارو هم از اونور خط بهش كفته بود خب مرد مومن منم برادرزاده عمه ام هستم ديكه اينم كفتن داره‏!يني فك و فاميله هايزنبرك ما داريما‏!‏

  73492

یادش بخیر دوران دانشجویی. ما تو خونه 9 تا پسر بودیم .دم امتحانا خونه ما دیزنی لند میشد .هر کس هر چی واسه تفریح داشت میاورد تا بقیه رو از درس بندازه. منم یه بار 8 صبح امتحان داشتم ساعت 6 نشستم پای pes نگاه کردم دیدم ساعت 8:10 شده هیچی دیگه اون ترم 6 واحد پاس کردم
امکانات خونه ما : پلی استیشن . تلویزیون 21 . 3 تا لپتاپ. 3 دست ورق . 2تا قیلون

  73491

ي پسر عمه دارم تو خونه ك بهش ديكته ميگن امكان نداره بالاي 12 بشه اونوخخت امكان نداره نمره سر كلاسيش زير 18 بياد. خلاصه بعد از كلي خواهش و تمنا به شهرام ، رازشو بهم گفت. ب نظرتون چجوري مي شه؟؟؟
گفت مثلا معلم ميگه بنويسيد "مواظبت" خب من ك املاشو بلد نيستم به جاش مي نويسم "ساكت" كه املاشو بلدم
هيچي ديگه يه لحظه با خودم فك كردم اگه منم همچين مخي داشتم الان دكتري مي خوندم !!!!!!

  73464

یه‏ ‏دفه‏ ‏یه‏ ‏‏ فک‏ ‏و‏ ‏فامیلامون‏ ‏از‏ ‏خارج‏ ‏اومده‏ ‏بود‏ ‏.‏ ‏ما‏ ‏هم‏ ‏دعوتش‏ ‏گرفته‏ ‏بودیم‏ ‏خلاصه‏ ‏اوشون‏ ‏اومد‏ ‏خونمون‏ ‏کلی‏ ‏سلام‏ ‏و‏ ‏احوال‏ ‏پرسی‏ ‏کردیم‏ ‏بعد‏ ‏همینجور‏ ‏‏ ‏که‏ ‏گرم‏ ‏صحبت‏ ‏بود‏ ‏اومد‏ ‏بشینه‏ ‏رو‏ ‏مبل‏ ‏که‏ ‏نشست‏ ‏رو‏ ‏دسته‏ ‏چوبی‏ ‏مبل‏ ‏.........‏ ‏عین‏ ‏موشک‏ ‏چسبید‏ ‏به‏ ‏سقف‏ ‏.....‏ ‏‏ ‏بیچاره‏ ‏فارسی‏ ‏رو‏ ‏یادش‏ ‏رفت‏ ‏تا‏ ‏اخر‏ ‏مهمونی‏ ‏انگلیسی‏ ‏حرف‏ ‏میزد‏ ‏.
خلاصه‏ ‏رفت‏ ‏خارج‏ ‏و‏ ‏دبگه‏ ‏ایران‏ ‏نیومد‏ ‏.
اینگار‏ ‏تقصیر‏ ‏ماست‏ ‏....‏ ‏تقصیر‏ ‏خودته‏ ‏....‏ ‏ما‏ ‏تو‏ ‏ایران‏ ‏عقبمون‏ ‏هم‏ ‏چشم‏ ‏داره‏ ‏بعله‏ ‏یه‏ ‏همچین‏ ‏ادمایی‏ ‏هستیم‏ ‏ما

  73456

فرغون‏ ‏تو‏ ‏چشمم‏ ‏اگه‏ ‏دروغ‏ ‏بگم
یه‏ ‏بار‏ ‏دبیر‏ ‏زیست‏ ‏شناسیمون‏ ‏داشت‏ ‏خاطره‏ ‏تعریف‏ ‏میکرد‏ ‏....‏ ‏گفت.‏ ‏یه‏ ‏شب‏ ‏روز‏ ‏بود‏ ‏منم‏ ‏داشتم‏ ‏درمورد‏ ‏یه‏ ‏موضوع‏ ‏قابل‏ ‏چشمگیری‏ ‏تفکر‏ ‏می‏ ‏نماییدم‏ ‏.........
تا‏ ‏اومد‏ ‏خاطرش‏ ‏تموم‏ ‏بشه‏ ‏دیگه‏ ‏کلاسمون‏ ‏در‏ ‏و‏ ‏دیوار‏ ‏نداشت‏ ‏که‏ ‏هیچ‏ ‏صندلی‏ ‏هم‏ ‏نداشت‏ ‏همشو‏ ‏خورده‏ ‏بودیم‏ ‏جاتون‏ ‏خالی
دبیر‏ ‏سوتی‏ ‏بده‏ ‏ما‏ ‏داریم...........

  73452

بچه که بودم وقتی زیاد حرف میزدن بهم میگفتن تو دلت حرف بزن اقا منم سریع کلمو میکردم تو لباسمو تو دلم شروع میکردم بلند بلند ادامه حرف زدنم این بچس مامان بابام دارن

  73445

امروز داشتیم با دوستام از مدرسه میومدیم ی اتوبوس پسره دبستانی از بقلمون رد شدن اینکه ما مثل موش اب کشیده شدیم به کنار گودزیلا برگشته میگه به تو یاد ندادن به بزرگترت سلام کنی اخه من تو کدوم افق محو شم که کسی نفهمه واسه این موضوع بوده

  73432

یارو اومـده به مربـی باشـگاه مون میگه داداش من هم سیگـار میکشـم هم میخوام باشگاه بیام،
به ورزشـم لطمه نمیزنـه؟
مربی: چقدر میکشـی؟روزی چَن نخ؟
طرف: روزی یه پاکـت:)
مربی: شمـا ی لطفی کن باشگاه نیا به سیگارتون لطمه میزنـه!

  73399

مامی من هم هرموقع خسته و بیحوصله است زحمت شامو میندازه گردن بنده!
منم اگه حوصلشو نداشته باشم اون ساعتا از اتاق اصن بیرون نمیام و سرگرم میشم ی جوری
و جالبه که اونروزا مامی هم دیگه اصن صدام نمیکنه سر سفره!!
خودم بعدا میرم یواشکی میخورم!
حالا پریروز ساعت 2 نصفه شب چن ساعت بود که نشسته بودم پای 4جک.
بعد پاشدم برم شام بخورم بیام بخوابم.
رفتم سر یخچال دیدم ی قابلمه هست...توش عدس پلو هست که البته فقط ته دیگش بودکه خشکم شده بود و قابل خوردن نبود.فک کردم حتما واسه همین گذاشته بودنش تو یخچال.وگرنه به اونم رحم نمیکردن!...تو دلم گفتم ای مامان نامرد و خوردمش.
بعد که میخواستم آب وردارم از یخچال دیدم طبقه پایین ی قابلمه کوچیک دیگه هس
درشو ورداشتم دیدم وااییی قورمه سبزیه..چقدم خوشمزه و خوش عطر بود
به خودم کلی فحش دادم و چون دیگه جا نداشتم بخورم،
باز اومدم نشستم پای 4جک ی 30_ 40 صفحه دیگه خوندم تا غذاهه هضم شه و جا وا شه بعد دوباره ساعت 3/5 رفتم قورمه سبزی خوردم....
چیکار کنم..منم اینجوری ام دیگه...!
شوهرم بدن راحت میشن!!

  73395

1سوال برام پیش اومده:
چرا به اتاق ناظم و معاون و... میگن دفتر ؟!!
چه ربطی داره؟
چرا مثلا نمیگن کتاب,خودکار,یا حتی پاک کن
فکر میکنم پاک کن ربطش بیشتر باشه,چون اگه شیطونی کنی پاکت میکنن:)

  73380

منم بچه بودم برا خودم گودزیلایی بودم
مثلا یادمه میرفتم دس میکردم تو سوراخ دیوارای قدیمی که گنجیشک توش لونه داشت بعد بچه گنجیشکا و میکشیدم بیرون
ایقد قیافه هاشون خنده دار بود… اصلا پَر نداشتن
بعد کَلّه شون رو با دست میکندم
تازه یبار دس کردم تو سوراخ دیوار به جال گنجیشک مار توش بود،نیشم زد
شیطون بودما
حالا بگین دهه۸۰ ها فلز خرابن

  73365

يادش بخير تا اول دبيرستان وقتي از امتحان خارج ميشديم همه باهم كتابارو ميشوتيم(چيه يني تو خودت نشوتيدي)
واي چه حالي ميداد
الان سه سال تو حسرت كتاب شوتيدن مونديم از امتحان خارج ميشيم با نهايت احترام كتابو ميزاريم سرجاش تا واس كنكور بخونيمش

إي خدا سختي تا اين حد:-(

  73350

این ترفند با این که یه نمه قدیمیه به جون خودم رو گودزیلامون جواب داد... امتحان کنید..
از اون جایی که تازگیا آتاریه گودزیلا های عزیز!!!! شده تلفن همراه گودزیلای مام با سیستم اشک تمساح صاحب یه گوشی با سیمکارت همراه اول شده... منم برداشتم اسممو تو گوشیش گذاشتم ایرانسل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 5 مین یه بار بش مسیج میدم پاشو یه لیوان آب بخور تا سیم کارتتون نسوزه... بیچاره با دلشوره شیک و مجلسی پامیشد آب میخورد... بعد 2 ساعت دیدم داره میترکه... مسیج دادم مشترک عزیز سیم کارتتون تا 24 ساعت آینده بیمه میباشد!!! اجازه داری بری توالت... دیگه نمیگم که نیاز نبود.... دی دونقطه
البته هنوز اسمم تو گوشیش ایرانسله وبراش برنامه دارم اگه مادرم بفهمه خونم حلال میشه... ولی گودزیلا و انقد راز داری؟؟؟؟؟ هنوز نگفته چیزی.
لایک=موفق باشی

  73348

من هیچی نمیگم ولی ببینین این گودزیلاها چقده آینده نگرن... اگه من انقده آینده نگر بودم الان داماد بیلگیتسم نشده بودم حداقل داماد الکس فرگوسن بودم... دیشب مادرم با خالمینا حرف از حجاب و خوبی هاش میزدن... میگفتن پسر یکی از فامیلامون که مشاور وزیر بووووووق هستش فقط به خاطر حجاب یه دختره که باشون هم تراز نیستنو میخاد بگیره... یهو دیدم گودزیلا جونمون داره به طور نامحسوس!!!! دنبال روسری میگرده... میگه شاید در آینده منم عروس وزیر شدم... بکوب لایکو