تاریخ انتشار : تير 1392
آغا پارسال ما کنکوری خیلی داشتیم تو همه رشته های زبانو تجربیو ریاضیو انسانی و یکیم ارشد!!!عمه ام اش نذری پخته بود گفتیم عمه کوچیکمون که کنکور ارشد داره بیاد هم بزنه!!!
حالا عمه ما همزمان با هم زدن آش: خدایا خودم یادت نره؟؟؟خدایا ابجیم کنکور داره!خدایا خودم!!خدایا پسر اون ابجی!!خدایا خودم!!!خدایا پسر اون یکی ابجی!!!خدایا من!!!!خدایا دختر اون یکی ابجی!!!خدایا من!!!خدایا فلانی!!!
و اینگونه شد که از بس من من کرد تو دعاش دعاهاش قاطی شد با رتبه200 اون چیزی که میخواس قبول نشد و حالام شوهر کرده!!!











.gif)
.gif)