دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  112964

K : E @@@@@
سر کلاس کارآفرینی بودم استاد گفت : هر کی بهترین تعریف برا کلمه خلاقیت رو بگه نمره داره
پرسید پرسید پرسید تا رسید به من
من : استاد به نظر من خلاقیت یعنی داداش من ^_^
استاد : چطور ؟
من : استاد داداشم به مخاطب فوق العاده خاصم گفت : بره پیش هم کلاسیاش بگه یه پسر عمو دارم اسمش کامیاره ، هیچ دختری نمیتونه مخشو بزنه و ...
خلاصه مخاطب فوق العاده خاصم رفت به رفیقاش بهشون گفت
بعدش دخترا کنج کاو شدن و بی اجازه شماره داداشم رو تو کوشیش دراوردن و شب همشون برا داداشم پیام میدان و زنگ میزدن ، و به همین سادگی داداشم یه کلاس دوس دختر پیدا کرد ^__^خخخخ
بچه ها : آورین ،آورین ، کامران مچکریم
استاد :جالب بود دو نمره بهت میدم
،کامیار داداش مچکرم
بچه های فور جوک: کوفتت بشه !!!!

  112951

K : E @@@@@
دیشب مامان و آبجی کوچولوم رفتن خونه بابا بزرگم ، من و بابام و داداشم تو خونه نشسته بودیم
بابام گفت : کامران بابا بیا یه بازی کنیم ، دلمون پوسید
من : چشم بابا جون اسم فامیل بازی کنیم ؟؟؟
بابام : آره پاشو قلم کاغذ بیار
خلاصه نشستیم و قرار شد با "ی" بگیم ، شروع
حالا بازی تموم شد بابام میوه رو نوشته یه دونه سیب !!!!
داداشم نوشته بود ، یردالو !!!
گفتم : قبول نیست ، این مسخره بازیا چیه ؟؟؟
بابام : پاشو پاشو جوجه تیغی )موهامو فشن کرده بودم( تورو چه به اسم فامیل
داداشم : بابا اصلا این شعور نداره ، بابا زردالو و یردالو اصلا فرق دارن ؟؟
بابا : نه
مامانم و آبجی کوچولوم اومدن میگم آبجی یردالو میوس ؟؟؟
آبجیم : کامران گه نخور خستم
مامانم : کامران ن ن ن باز خواهرتو اذیت کردی ؟؟؟؟ دی :دی :دی
من پرورشگام رو میخوام ^_^

  112843

ی زمانی تو لباس فروشی کار میکردم، دختره اومد ی مانتو خرید و داشت میرفت تشکر کرد. منم حواسم نبود گفتم چاکریم داداش!!!!‏
اونم کم نیاورد گفت ما بیشتر!‏
من: @|@
دختره--------‏>‏ 0‏_‏‏_‏0
داداش‏=‏ *_*

  112798

من وختی کلاس اول بودم یه بار مشقامو ننوشتم معلم گف چچچچچچچچچچررررررررررررررررررررااااااااااااااااااااااااااا؟حالا من چی گفتم!!!!!
خانوم دیروز چن تا دزد به خونمون حمله کردن بابام با تفنگ دنبالشون کرد نا مردا با تفنگشون بابامو زدن تیر از کنار قلبش رد شد وگرنه الان مرده بود دیشبم همشو تو بیمارستان بودیم نتونستم مشقمو بنویسم!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
حلا معلم گلم باور کرد زنگید به ننم بقیشم بماندکه همشون چه ریختی شدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
همچین گودزیلای روان پریشی بودم من!!!!!!!!؟!؟

  112784

امروز كه دانشكاه رفتم كلي با ديدن ورودي هاي جديد شاد شدم كلا موجبات خنده و شادي ترم بالايي ها رو فراهم كرده بودن تو بوفه بودم يه دخترى اومد به مسول بوفه كفت آقا من اكه يه ساندويج كوكتل بخوام زود آماده ميشه؟فقط ده دقيقه زنك تفريح داريم

  112783

شلوار کردیه عباس تو حلقم اگه دروغ بگم !ما یه ناظم داریم اصن حرف بزنی قتل عامت میکنه! فامیلشم راحتیه !!آدم با راحتی یاد چی می افته ؟معلومه دیه شلوار کردی ! دبیر نداشتیم یه کنسرت اجرا کردیم مخصوص ناظم !!من میگفتم شلوار کردی یییی دلم رو بردییی اخلاق سگت تو حلقم ممم (قافیه رو باش ) که ناگهان همین ناظم با خشم اژدها وارد شد !نعره کشید شلوار کردی کیـــــــه ؟؟در این لحظه برقا رف و شیشه ها شکس و کولرمون سوخت ماهم که از دسپاچگی کله پاچه میخوردیم گفتیم چی؟ شلوار کردی ؟نمیدونیم ناگهان یاد فانتزیای عباس افتادم گفتم عباس !!!عاقا اینو که گفتم چشاش در اومد عبـــــاس کیه؟؟پنکه ی سقفیمونم افتاد پایین گفتم داداشم !!واسه چی داشتن بقیه واسه داداشت میخوندن ؟؟؟2باره برقا اومد هیچی دیگه این فک کرد دوستای ما عاشق داداش منن گفتم :نه اصن به قیافه ی ما این حرفا میخوره واسه قافیش میخوندم خدا رو شکر دیگه داد نزد وگرنه مدرسه رو سرمون خراب میشد !!در نهایتم به خونمون زنگ زد و از بس من فانتزیای عباسو خونده بودم که خانواده کلن کچل شده بودن تایید کردن که من برادری به اسم عباس دارم :| اصن یه وضی بود آخرشم 7 نمره گفتن از من کم میکنن 4 نمره از بقیه که نخواهند کرد عباس مچکریم 4جوک مچکریم خانوم صادقی مچکریم به جان بی بی گلابتون نجاتم دادین^__^

  112781

وقتي هشت نه سالم بود تو مدرسه مون خيلي مشكل تخته باك كن داشتيم تخته مون با اين ابرها تميز نميشد يه بار يكبار يكي از اين خودشيرين هاي كلاس ااييي بدم ميومد ازش يه تخته باك كن با نمد درست كرد معلم ما هم كلي ازش تعريف كرد منم خواستم روشو كم كنم يواشكي با قيجي باغباني يه تيكه از فرش خونمونو بريدم باش تخته باك كن درست كردم معلم مون خوشحال شد ولي مامانم نه

  112775

من ميخوام يه اعتراف تلخي بكنم يه وقت فكر نكني دختر بدجنسي ام الان خيلي ماهم فقط بجه بودم و كودزيلا آقا وقتي خواهرم شيش ماهش بود يه بار كه مامانم نبود يه دونه از اين بماد سوختكي ها هست بوي ماهي كنديده ميده برا بجه استفاده ميكنند يه دونه ازهمونها رو تا ته روي فرش خالي كردم و بعد با انكشت قشنك صافش كردم تا مثل يه بشقاب شد بعد خيلي خوشحال كله خواهرمو كردم توش طفلك قيافه اش ديدني شد جالب اينجاست بعدش به خاطر عذاب وجداني كه داشتم يه هفته با همه قهر كردم

  112728

داغ داغ همین الا تو کلوب بودم( بعله فیسبوک قبول ندارم) ب یه مورد بر خوردم
سن کلوبی دختره کلا 19 روزه اونوقت3162 ادد لیست داره
حالا 90% پسر هستن
من0_o
ادد لیست^_^
اصلا انگیزم از پسر بودن از بین رفت پاشم برم تغیر جنسیت بدم

  112717

یه بار رفته بودم مغازه بیسکویت ساقه طلایی بگیرم گفت ندارم خواستم بگم کی میارین گفتم:خواهید داشت؟‏!‏؟‏!‏‏!‏‏!‏فکر کنم ادبیاتم رفت تو حلقش که دیگه چیزی نگفت‏!‏‏*‏‏_‏‏*‏‏!‏

  112713

یه بار زن داییم سرش درد میکرد بردنش دکتر میخواس به دکتره بگه سرم گیج میره گفت :دکتتر سرم جییگگ میره‏۰۰۰‏!‏‏!‏‏!‏
دکتره&‏‏&‏
ما‏@‏‏‏‏@‏
گنجشکای روی سیم برق‏*‏‏_‏‏*‏

  112712

همسایه مون بلد نیست رمز وای فای اش رو تغییر بده اسم وای فای اش رو گذاشته "وصل شدن از لحاظ شرعی حرام است" !
بنده خدا آخرین شانسش رو هم امتحان کرده :))

  112708

اقا ما هر چی داریم از این معلما داریم ، فکر کنم فور جک باید توی سال تحصیلی یک بخش واسه ما دانش اموزا اضافه کنه،
امروز جلسه ی اول درس دفاعی (2) بود
استاد اومد نشت و سلامو اهوال پرسی کردو ساله تحصیلی رو تبریک گفت ،
بعد بحثو شروع کرد ، همه تو عمق درس بودند و کلاس اوج جدیت بود که یکدفعه یک صدای خفیف از معلممون در رفت !!!
تا بخودمون اومدیم دیدیم دارقم دیوارارو گاز میزنیم ،
نگو معلمه تو اوج درس بادگلو در میکنه ،
بعدم طبیعی میکته، میگه : خوب شد باده از بالا زد بیرون وگرنه اگه از جای دیگه می اومد بیرون باید تو افق دنبالمون میگشتین!!!!

معلمه افقی عمودیه من دارم ، خدا مارو بخیر کنه ،!!!!!

  112690

شوهر خاله ام با گودزیلاشون( 3 سالشه) رفته بودن موبایل بخرن
عاغا این گودزیلاهه از اول کلید کرده بود که من این گوشی(galexy s2) رو می خوام اینام بهش توجه نمی کنن و یه گوشی ساده می خرن می دن به خالم
همون موقه گودزیلا برمی گرده به شوهر خاله ام می گه: نگاه کن واسه زنش همه چیز می خره اون وقت نوبت ما که می شه پولش ته میکشه!!!!
عاغا می گه فروشنده ها موبایلا رو از تو ویترین در می آوردن گاز می زدن از خنده
شوهر خاله ام:0-0
فروشنده ها:))))))))))))))))))))))
حیف که من اونجا نبودم وگرنه قیافم اینجوری می شد:0-))))))))))
لیک کنید پست اولمه

  112650

K : E @@@@@
چند روز پیش موتور محمد رفیقمو برداشتم رفتم دنبال مخاطب فوق العاده خاصم حالا مگه سوار میشد ^__^
با هزار بد بختی راضیش کردم سوار شد محکم کمرو گرفت ، گفتم خخخخخ ، گفت : کامران خب میترسم ،مسخرم نکن ، گفتم : دختر مسخر کردن کاجا بود ، کمرو محکم گرفتی کم فشار بیار خفه شدم ^_^ خلاصه رفتیم دنبال کارای ثبت نامش ، برگشتن گفت: کامرن ؟
من : جونم ؟
اون : بزار منم موتور برونم
من : دی : ^___^ بابا نمیتونی، دختر بترس از روز رستاخیز
اون : بلههههههه میتونم ، منم زن ذلیل^_^
عاغا رفتیم خونمون تو حیاط کنارش وایسادم همه چی رو درست کردم و گفتم :گاز بده خاموش نشه و کلاچو آروم ول کن ،عاغا داشت خاموش میشد گفتم گاز بده ه ه ه ، بیچاره ترسید گازو تا آخر گرفت کلاچو یه دفعه ول کرد موتور تک چرخ زد خواست بیفته خودشو گرفتم ولی موتور قیژژژژ رفت تو کولر ^_^ بابام اومد بیرون با شیلک افتاد دنبالمون و فحش میداد خخخخخ