دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  112399

راهنمايي بودم براي جشن 22 بهمن گفته بودن هر كي خواهر برادر كوچك داره كه مي تونه سرود انقلابي بخونه مي تونه بياردش سر صف شعر بخونه . من يك هفته داشتم سرود اي ايران را ياد خواهر كوچولوم مي دادم خوب هم ياد گرفته بود روز چشن بردمش سر صف .معاون گفت خب كوچولو شعرتو بخون . خواهرم هم با اعتماد به نفس كامل خوند: " ديشب خواب مي ديدم عقدم مي كردن.......چادر گل گلي سرم مي كردن"

  112397

منو دوستم رفته بودیم یه دور دوری بزنیم که یه دفه باباش زنگ زد .. گفت عزیزم ..پسرم خوبی .. بیا برو یه چک پاس کن // 50 میلیونه . . 2 میلیون هم شیرینی واسه خودت بردار ..عزیز دلم ..

در همون حین بابای منم زنگ زد گفت .. کره خر .. کدوم گوری هستی ؟؟
من : بابا جان خوبی عزیزم ..
بابام : واسه من لفظ قلم صحبت نکن چپو چوله .. بگو ببینم توله سگ .. این 5هزار تومنی تو جیب من بود .. تو ورداشتی ؟؟

دیگه کار از تحریما گذشته ... یکی اون خورشید رو خاموش کنه ناموسن ..

  112392

K : E @@@@@
ترم قبل رفتم پیش مخاطب فوق العاده خاصم تا ریاضی برام بگه عاغا اصلا یه برنامه ریزی کرده بودم در حد فیلم جدایی نادر از ننش عاشقانه‎ ‎^_^ خخخخ
وقتی رسیدم به درس لیمت ها شروع کردم به اجرای عملیات با رمزه الهام کامرانت قربونت بره
^_^
من : الهام اسم اون علامت چیه ؟
اون : این علامت بی نهایته دیگه
منم علامت بی نهایت رو کشیدم و جلوش نوشتم دوست دارم
^_^ یعنی بی نهایت دوست دارم و منتظره صحنه های عاشقونه بودم ، دیدم با خودکار زد رو دستم
من : دی : چرا میزنی خو ؟
اون : تو اومدی درس بخونی یا مجنونن بازی دراری ؟هان هان هان ؟ بیا این تمرینارو حل کن ببینم ^__^ دی :
حالا وقتی خواستم بزنم بیرون برم خونمون گفت : کامران منم بی نهایت دوست دارم
من: ولی من خواستم گولت بزنم تا سوال آسون بدی ^__^خخخخ
اون : کامران میکشمت ت ت ت ت
من : شوخی کردم شوخی کردم ،بابا به خدا شوخی کردم ،فرار ر ر ر

  112363

عاقااااااااااااااااااااااااااااااااا يه معلم رياضي داريم خداي وسواسه!عين اره ماتوري يه ريزفك ميزنه بيس ديقه اخرومايه نفس ميگيم:"خسته نباشيد"بيشرف از رونميره...
منم كرمم گرف يه نخ كوك سفيد تومشتم قايم كردم وبلندشدم بپرسم كه اين معادله چگونه حل ميشودعاياااااا ودرحين توضيح بايه حركت خيلي محسووووووووووووووس نخوگذاشتم رومانتوش وجلدي نشستم
چن ديقه بعد اين بلندشددرس بده توضيحاشم كه دادوسط حل كردن مسئله من:خانووووووووم!يه نخ پشتتون اويزونه!!!!!
اينم دست كردپشتش نخو برداره نه دستش ازبالابه نخ ميرسيدنه ازنه پايين عين گورخرخفتك ميزد مام ازخنده لبوسوخاري شده بوديم.من دوباره:خانوووووووووووووم!بيام نخوازپشتتون بردارم؟؟؟اينم كه5ديقه بودبانخه درگيربودكله شوتكون دادمنم خيلي شيك ومجلسي رفتم نخوبرداشتم اومدم سرجام نشستم....
بلهههههههههههههههههههه همچين ادم كرمويي هستم من!!!!

  112345

چار نفری سوار شدیم و من زودتر از همه نشستم پشت رول تا افسر بیاد...خلاصه افسر اومد و منم شروع کردم به تنظیم آینه و صندلی و ...زدم تو دنده را افتادم... یه چند صد متری رفتیم برگشتم افسرو نیگا کردمدیدم چیزی نمیگه..!!بهش گفتم: جناب سروان من همینجوری مستقیم برم؟؟یارو با تعجب گفت: جناب سروان؟؟ من مسافرم!!! شما مگه مستقیم نمیری؟؟؟از تو آینه نیگا کردم دیدم یکی با پرونده داره میدوعه دنبال ماشین..!!جفت پا رفتم رو ترمز در ماشینو وا کردم دِ فـــــــرار!!!گفتم الان بیام توضیح بدم منو به جرم سرقت اموال پلیس دستگیرم میکنن!!:(((((((((((((((((

  112330

( قبلش بگم داداشم کلاس اول دبستان تشریف دارن)
امروز رفتم داداشمو از مدرسه بیارم ( با موتور ، ماشین ندارم) رسیدم دم مدرسه دیدم نیومده بالا (عقب موتور )گفت سلام برو بریم
گفتم سلام چی شده گفت امروز معلممون منو زد منم چار چرخشو پنچر کردم .
والا ما رو معلم میزد تو دلمون چند تا فوش میدادیم و مث سگ ازش میترسیدیم

  112312

یادمه چند سال پیش، میخواستیم بریم مسافرت نیمه شبی بابا بیدارمون کرد که حرکت کنیم. یکی رفت دستشویی، داداش گودزیلا گیج خواب در دستشویی باز کرد، دید کسیه، گفت کصااااافط ..... دق درم بست!!!!
ما :))
اون بنده خدا 0_0
داداشم :))))))))))

  112310

آقا ما یه همکلاسی داریم...این پسره ترم اول رو کامل پیرهن چارخونه ی آبی پوشید
ترم دوم رو کامل پیرهن چارخونه ی قرمز پوشید
اعتراف میکنم امروز فقط به این خاطر رفتم یونی که ببیینم این ترم چارخونه ی چه رنگی میپوشه.....
دیدم چارخونه سبز پوشیده:))
فک کنم یه جین در رنگای مختلف ازین پیرنا خریده:))

  112309

سال سوم دبیرستان تو کلاس ادبیات یکی از همکلاسیها به یکی دیگه نگاه کردو خندید معلمم دید و گفت دیوانه چو دیوانه بنگرد بخندد یکی از بچه ها از اون طرف گفت اگه به شما نگاه کردیمو خندیدیم اونوقت چی...هیچی دیگه تا آخر سال معلم نخندید

  112306

امروز داشتم تو خیابون راه میرفتم ، تو فکر بودم که یه سوژه خوب برای 4جوک پیدا کنم یهو پام گیر کرد به زمین با سر رفتم تو باقالیا...!!!!
خلاصه مضحکه خاص و عام شدم .
حالا شما لایک نمیکنی ، نکن .

  112299

صـــفــري چــيســت؟
در دانشگاه به دانشـــجويان جـــديد الـــــورود اطـــلاق مـــــي شود و دست کمـــــــي از فحش نيســــــــت!!! و اين مـــــوجود دانـــــشجو به وسيله تمــــام دانــــشجويان سال بــــــالايي در پاره اي از مـــــوارد از فاصــــــله 200متــــــري قــــــابل تشخيـــص مي باشد...
والــــاع نمي دونم چــــه مصيبتيه هرچي مدل مو عـــــوض مي کنيم پيرهن ميکنيـــــم تو شلوار در ميـــــاريم کــــيف پول گــــــنده ميــــــذاريم تو جـــيب اصن هــــــيچ فرقي نداره بــــازم قابل تشخيـــــــصيم^_^
لايک = ما هـــــم اينـــــطوري بـــوديم!!!يادش بخــــير
لايک = اينطــــوري هســــــتيم!!!عـــادت مــــي کني به دل نگـــير

  112285

داشتم با دوسم راه میرفتم یهو یه صدای پیشت پیشت میاد کنجکاو میشم برمیگردم میبینم یه پسر بچه نهایتا 7 8 ساله از تو یه ماشین یه کارت گرفته طرفم کارتو ازش میگیرم ماله یه مشاور املاک بود پشتش شششششماااااااااااااره نوشته بود
دوسم با حالت متعجب به من نگاه میکرد پسره بش میگه ناراحت نباش وایسا یه شماره بنویسم واست ماله دوسمه اسمش ماهانه بگو امیر علی فرستادتت باهات دوس میشه
ینییییییییی گودزیلا واسه اینا کمه به خدا

  112280

اومدیم نتیجه کنکور بگیریم منو دوسم ماله من بد نشد ولی رتبه دوسم نجومی میاد حالا خیلی شیک میگه بریم بستنی بزنیم o_o
در حاله بستنی خوردن مامانش زنگ میزنه میگه چی شد خوب بود میگه آره O_o
بعد میپرسه 007 چیکا کرد میگه رتبش افتضاح شد گریه کرد رفت خونه O_O
من الان باید چی بگم؟!!!
قطع میکنه با یه لبخند ملیح زل میزنه به من
منم همینطور که به افق خیره بودم قاشق قاشق بستنی میذاشتم دهنم

  112277

وایساده بودم داشتم کفش میپوشیدم یه کم طول کشید مامانمم دره آصانثورو آسانصور آثانثور .... نگه داشته بود تا برسم یهو دختره طبقه پایینیه که خیلیم باشون رودروایسی داریم میگه ببخشید میشه دره آسانسورو ول کنین مامانمم فک میکنه منم خیلی غلیظ میگه نننننننننننننننننننننننننننععععععععععععع
میرم میپرسم مامان با کی بودی میگه تو میگم من نگفتم از طبقه پایین بود
مامانم O_o هان؟
دینگ دینگ طبقه پایین وایمیسیم دختره همسایه میاد تو
مامانم رفت تو افق منم کفه آسانسورو میجویدم

  112184

مامانم از تو اطاق:كامران يه (دو) بگو!
من:دو
مادرم:هااا.....
من:............
.
من:............
.
بازم من:........
.
همچنان خودم:.........
.
خواهر بزرگم:دلفين!
خو مادر من بگو داري با آبجي كوچيكم تمرين كلمه سازي ميكني.حالا كي ميخواد از تو كما درم بياره!!!