دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  118702

خدا ایشالا واسه هیشکس پیش نیاره...
میخواستم برم یونی عجله داشتم گفتم:باااااااااااااااابـــــــــــــــــا منو میرسونی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفت آره بیا دم در منتظرم
منم بدو بدو رفتم دیدم با "شلــــوار کردی" رو "موتور" نشسته :(
با گریه زدم تو سر خودم گفتم شلوار کردی؟؟؟موتوررررررررررر؟
گفت بپر بالا فکر اونجاشم کردم سر کوچه دانشگاه پیادت میکنم^_^
یهنی این دور اندیشی تو حلـــــــــــــــــــقمO_O

  118696

1- اون چه حیوانیه که روی درخت زندگی میکنه و غذاش موزه ؟ معلم !!؟؟!!؟؟
این جواب پسرخالم به سوال امتحان علوم دوم دبستانشه آیا
پسر خاله ی من :
1- از نوابق کشف نشده اس
2- گودزیلایس عظیم الجثه که هیچی حالیش نیس
3- فردی اس خلاق که با خلاقیت بی موردش معلمان را آسی کرده
4-بیشعوری است که فرق بین معلم و میمون را نمیداند
5-کلا از مرحله پرته
6- همه ی مواردی که ذکر شده ونشده

  118644

K : E @@@@@
عاغا کی گفته بالا شهر دختراش ول خرجن و پسراش الکی ول میچرخن ؟؟؟ همین دکمه اینتر بزنه تو کمرم اگر دروغ بگم ^_^
رفتم بالا شهر دخترا به جای آژانس سر خیابون وایساده بودن خطی سوار بشن ، بعدشم پسرای بالا شهر با مازارتی مسافر کشی میکردن و میومدن این دخترایی که میخواستن خطی سوار شن رو میبردن ^_^
فقط نمیدونم چرا همش دختر سوار میکردن ولی منو سوار نمیکردن ^__^

  118639

♫ ılıllılıll دیـــگــــه بــرو واسـه هـمـیـشـه کـه قـیـدتـو زدم ılıllılıll ♫
عاقا کــیــلــیــپــس دختر همسایمون تو لوزالمعده أم اگه دروغ بگم
با دختر عموم رفتیم پارک ارم بهش میگم بیا ترن سوار شیم
میگه:نع حامد من میترسم خودت برو:@@
منم با ی نگاه خبیصانه ب افق گفتم بیا بابا ترس نداره که؟! تو منو سفت بگیر و فقط جیغ بزن
ماها(دختر عموم): نه حامد میترسم:@@@
من:ای بابا تو ک انقد ترسو نبودی بدو بیا بریم هیچیت نمیشه اوج هیجانه بیا بریم ترست باید بریزه
ماها: آخه.....؟؟!!
من:آخه ماخه نداریم بدو زود باش ببینم
ماها:باشه بریم فقط اگه ترسیدم دستتو بده من دستتو گاز بگیرم چون تنها در این صورته که خودمو میتونم خالی کنم
من:o_O جان؟؟؟؟ببخشید شما مگه سگ تشریف دارین :دی^__^
ماها:گمشو عاشقال اصن من نمیام@@
من:باشه بابا قهر نکن تنهایی حال نمیده
عاقا بردمش سوارش کردم وختی اومدیم پایین تمام دستم کبود شده بود و جای دندونای دختر عموم بود تازه گردنشم از بس سفت گرفته بود گردنش قفل شده بود
اصن ی وضی بوداااااااااا
لایک:تا تو باشی دختر مردمو اذیت نکنی دیوانه!!!!!

  118636

+ حـاجی آبـجـیم اینا خونـمون بودن من رفـتم از بالای بوفـه ی پذیرایی روزنامـه بردارم،همچی که روزنامه رو کشیـدم 1 چیزی افتاد روم 1جـیغ بنفش زدم و سکـته ناقص کردم دیــدم 1عروسکه قورباغـه که بَچَشَم رو سرش بود انقدم زشـت بود رو زمیـنه! مادرخاتـونم برش داشـت و گفت : کـولی چـته؟ اینو واسه آریاجـونم (خاهرزاده2سالم) آوردم...!
والا مـن با این عظــمت گُرخیـدم بعد مادرخاتــون به زور مــیخاس قورباغـه رو بقـبـولونـه به آریـا تا بوســش کُنـه بـچه o_O +

  118632

امروز تو همایش علمی مرده خیل جدی پرسید هدفتون برای درس خوندن چیه یهو دختره از وسط جمعیت داد زد عشقم امیر علی
من واقعا نمیدونم سرمو باید به کجا بکوبونم...

  118614

من خودمو که یادمه تو هم اگه یادته لایک کن:
6 یا 7 سالت بود یه مشت از دندوناتم ریخته بود دس مینداختی دور گردن دوست که احتمال 90% بغل دستیت بود و راه میرفتین.اگرم پیشت نبود و میخواسی صداش کنی هی میگفتی دوسی دوسی

جالبه که بچه بودیم دلمون میخواس بزرگ باشیم و بزرگ که شدیم دلمون میخواد بچه بودیم

  118608

یادش گرام
روزایی که نمیرفتیم مدرسه اولش خوشال بودیم که نرفتیم ولی بعدش کم کم دلمون میگرفت و دلمون برا دوستامون تنگ میشد.اگرم که اونروز ورزش داشتیم که تا مرز گریه من خودم شخصا میرفتم.
ولی بهترین روزا موقعی بود که زنگ دوم یا سوم میرفتیم.ای حال میداد.مخصوصا اگه معلم اون ساعته آدم خشکی بود.

  118606

K : E @@@@@
دیشب ساعت یک وسط پیام بازی الهام گف : کامران دلم برات تنگ شده ^_^
منم آروم لباسام رو پوشیدم و پاورچین پاورچین زدم بیرون و دویدم طرف خونشون و جواب پیاماش رو میدادم
وقتی رسیدم سر کوچشون پیام دادم الهام واقعا دلت برام تنگ شده ؟؟
الهام : آره خیلی ی ی ی ی
من : خب الان من دم درتونم ^_^
الهام : کامران راست میگویی؟ بچه تو دیوونه ای ی ی ی
من :خب دیوونه ی تو شدم وگرنه قبلا آدم عاقلی بودم ^_^
خانمم چندتا پتو بیار بیا رو پشت بوم درو هم باز کن
رفتیم رو پشت بوم سرشو گذاشت رو بازوم و خوابش برد ^_^
دی : این که گرفت خوابید ،ولی چقدر خوشگل تر میشن وقتی خوابن ^_^
صبح الهام زد تو بازوم و میگفت پاشو ،چشمامو باز کردم دیدم مامان باباش بالا سرمونن دارن بهمون میخندن ،سرمو کردم زیر پتو گفتم : به شروار کردی صورتی بابا بزرگم الهام گولم زد^_^
الهام : پررو تو خودت اومدی
مامان باباش : دیوونه ها پاشید بیاد داخل صبحانه بخورید ^_^
من و الهام : خخخخخ باشد ^_^

  118600

به دوستم گفتم فردا میای دربند ؟ ( فهمیدید که ما زیاد کوه میریم هااااا ؟ )

گفت آره ، بعد از دو ساعت اس داد که ی ایل مهمون میخوان فردا بیان خونمون نمیتونم بیام ببخشید . بهش میگم هفته پیشم مهمون داشتید نکنه خبریه ؟ نکنه داداشت میخواد زن بگیره ؟ میگه داداشم بچه دارم داره میشه .
من : !!!!!!! شایدم واسه خواهرت خبریه ؟ اون : خواهرم که 2 ساله شوهر کرده . من !!!!!! :0 نکنه خودتم زن گرفتی . شایدم بچه هم داری ؟؟
اون : شاید
چی بگم که هیچی نگم بهتره !!!!
لایک : منم عروسی خودم دعوتش نکنم .
لایک : ما هم ازین دوستا داریم . جبران میکنی تو هم :)

  118585

هییییییی یادش بخیر. سر کلاس زبان وقتی همه ساکت بودن و تمرین حل میکردن...... من رفتم زیر میز (مشما . مشمبا) ترکوندم بیشور فک نمیکردم اینقد ضایع باشه معلمه عصبانی شد چند تا فحش اعم از عین پسرای لات سر کوچه و بی ادب داد بعدم فکر کرد کار یکی از دوستام بوده مامانش که اومد بهش گفت بچتون سر کلاس ترقه ترکونده؟؟؟؟؟ اخه نزدیک عید بود و این طور بود که هیچ کس نفهمید من اون گل رو کاشتم

  118563

تولده دوستم بودش بیرون باهم قرار گذاشته بودیم نامردیم نکرده بودیم براش یدونه پستونک خوشگل خریدیم کادو کردیم کوبوندیم تو صورتش.اونم نامردتر از ما تا رسیدن ب مقصد پستونکو گذاش تو دهنش :| از دهنشم در میاوردیم صدا گورخر وحشی ته جنگلای امازونو در میاورد0-0
قیافه ما و آبرومون: :|
دوستم و کودک درون بینهایت فعالش: :D

  118562

پدرومادرم رفتن حج توخونه منموچهارتاداداش نره غول روهان(داداش بزرگه )خواب بودرفتم سراغ گوشیش ایشون خیلی غیرتی وسربه زیروبچه مثبت...یه چیزایه خاک برسری توگوشیش بودتاحالاندیده بودم تازه ریخته بوده انگارزنگ زدم به مامانم وماجراروبهش گفتم مادرم زنگ زده بهش گفته پسره لات بی غیرت اینجوری ازخواهرتو داداشات مواظبت میکنی اگه توبزرگشون باشی وای به حال بقیه..........حالا.تواتاقم درم 4قفله کردم رفتم زیرتخت میخاددروبشکونه خدایا قول میدم نهاییاموخوب بدم هندسه مم بخونم امشبوبه خیربگذرون غلت کردم

  118543

چند شب پیش خالم اینا خونمون بودن
بعد هر کسی با بغل دستیش حرف می زد.بابامم با شوهر خالم داشتن حرف می زدن و زیر زیرکی می خندیدن
مامانم یهو مشکوک شد با شوخی گفت 2 تا جاری وقتی می شینن یه جا پشت سر مادر شوهرشون غیبت می کنن شما 2 تا باجناق دارید پشت کی غیبت می کنید؟
بابام نه برداشت نه گذاشت گفت معلومه پشت سر پدر زنمون دیگه
هیچی دیگه الان چند روزه بی غذا موندیم.یکی نیست بگه آخه بابا جون خوشت میاد گشنه بمونی؟
مامااااااان من گشنمهههههههه

  118535

اونروز مخاطب خاصم اس داده: سلام عزيزم. دارم از دلشوره ميميرم..
بقيش missing text شده بود منم كه كلي نگران شده بودم اس دادم: سلام عزيزم چي شده؟!!!!! مسيجت كامل نيومده.
بعد از چند ديقه كه واسه من يه قرن طول كشيد دوباره همونو داد كه اين دفعه كامل اومد. توجه شما را به متن اون جلب ميكنم:
سلام عزيزم. دارم از دلشوره ميميرم نذار بگيرنت تا ميتوني شاخ بزن.. عيد قربان مباااارك :-))
از احوالات خودم در اون لحظه هيچي نگم بهتره!!