دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  239515

دوستم عکس شوهرش رو گذاشته،روز مهندس رو بهش تبریک گفته، رفتم دایرکتش گفتم، چند وقت پیش روز دکتر رو بهش تبریک گفتی، فکر میکردم دکتره؛ جواب داد: وقتی عاشق باشی فرقی نمیکنه روز دکتره یا مهندس، بی بهانه بهش تبریک میگی.

لیلی و مجنون بعد از این ماجرا اسمشون رو از لیست عشاق خط زدن.

  239496

بهترین خاطره رو از یه پیرزن هلندی شنیدم.تو کاشان هتلش رو گم کرده بود, یه جوون سوار موتورش کرده بود برسونه هتل و تو راه باهاش تک چرخ زده بود

  239479

یه رفیق دارم معافیت پزشکی گرفت تو خدمت سربازی.
کلی زمان دنبال کار گشت پیدا نکرد بهش کار ندادن.


ببیخیال شد رفت خدمت دو سال سرباز شد خدمت کرد الان نزدیک سه ساله دنبال کاره
کار پیدا نمیکنه.
خخخ

  239467

خاطرات شهیدمحمدحسین خرازی

ﺩﺍﯾﯿﺶ ﺗﻠﻔﻦ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺣﺴﯿﻦ ﺗﯿﮑﻪ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ ﺭﻭ ﺗﺨﺖ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ، ﺷﻤﺎ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﻧﺸﺴﺘﯿﻦ!
ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﻪ، ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻤﺎﺱ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﮔﻔﺘﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﯾﻪ ﺧﺮﺍﺵ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ، ﭘﺎﻧﺴﻤﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﯿﺎﺩ!
ﮔﻔﺖ: ﭼﯽ ﺭﻭ ﭘﺎﻧﺴﻤﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ؟! ﻣﯿﮕﻢ ﺩﺳﺘﺶ ﻗﻄﻊ ﺷﺪﻩ!!!!!
ﻫﻤﻮﻥ ﺷﺐ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﯾﺰﺩ.
ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﺧﺮﺍﺵ ﮐﻮﭼﯿﮑﻪ؟!
ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺩﺳﺘﻢ ﻗﻄﻊ ﺷﺪﻩ، "ﺳﺮﻡ ﮐﻪ ﻗﻄﻊ ﻧﺸﺪﻩ"!

8اسفند سالروزشهادت فرمانده حاج حسین خرازی

  239455

‏یه بار هم رفتم خواستگاری با دختره رفتیم تو اتاق حرف بزنیم سوسک دید جیغ زد
من تا اومدم توضیح بدم داستان چی بوده داداشاش کتکم زدن
کلا زده شدم از ازدواج

  239447

ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺷﻬﯿﺪ محمدحسین ﺧﺮﺍﺯﯼ...

ﺩﮐﺘﺮ ﭼﻬﻞ ﻭ ﭘﻨﺞ ﺭﻭﺯ ﺑﻬﺶ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ.
ﺁﻭﺭﺩﯾﻤﺶ ﺧﻮﻧﻪ. ﻋﺼﺮ ﻧﺸﺪﻩ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎ ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﺭﻓﺘﻪ...!
ﮔﻔﺘﻢ ﭼﯽ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ ﺑﺎﺑﺎ!!!
ﮔﻔﺖ : ﻣﻨﻮ ﺑﺒﺮ ﺳﭙﺎﻩ.ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺒﯿﻨﻢ. ﺑﺮﺩﻣﺶ
ﺗﺎ ﺩﻩ ﺷﺐ ﺍﺯﺵ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﺸﺪ.
ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻩ ﺗﻠﻔﻦ ﮐﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﻫﻮﺍﺯﻡ!!!ﺑﯽ ﺯﺣﻤﺖ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﻡ ﺭﻭ ﺑﺪﻩ ﯾﮑﯽ ﺑﯿﺎﺭﻩ...!!!!

8 اسفند سالروزشهادت فرمانده حاج حسین خرازی

  239402

+ بزرگـداشت یــعنی چـی؟
_ گـرامی داشــت
+ گـرامی داشـت یـنی چی؟
_بزرگــداشت
+ تو کـه ا مـن اسگـول تری^_^
مکالـمه دو دوسـت عقـب افتادهـ مـن:|||

  239401

يه دفعه داشتم بـــه همسرم اس ام اس میدادم
که : عروسک خوشگله من کجاست ؟ اشتباهی
بـــــه بابام دادم . جواب داد : من چـــه میدونم
خرسه گنده ؟ الان بچت بـــایــد عروسک بازی
کنه نه تو !!!!!!!!

  239397

گودزیلامون با یه گودزیلای دیگه دعواش شد بعد من رفتم مسجد پسره را تحدید کردم اونم رفتش بعد نماز داداشش آمد و چهار تا تو گوشم زد و رفت تازه وسط مسجد بود
میدونی فکر کنی جا انگشتان مونده

  239373

‏دختره اشتباهی دیروز بهم زنگ زد گفت اَه کجا موندی پس دوساعته ونک منتظرم
گفتم عزیزم ترافیکه ماشین بگیر بیا میدون تجریش منم میرسم
یه ساعت بعد زنگ زد گفت آقا خیلی بیشعور و بی شخصیتی :))))))

  239363

H.83 خشتک شلوار کردیم پاره بشه اگه دروغ بگم
رفتم بیمارستان آپول بزنم
یه مردم با زنش اونجا بود البته تو صف دکتر رفت تو مطب برگشت با چشای گریون حالا فکرشو بکنین یه مررررد با ۱۸۰ تا قد هیکل ورزش کاری از سوزن به ترسه اگه گریه میکرد اشکالی نداشت رفت توی اوتاق تا آمپول بزنه یه حرفایی با فریاااد میگفت من یه کوچولوشو براتون باز گو میکنم

/منننن نمیییزنمممم بزنم ممیمرم میفهمیییییید
نیاااا جلو.... بووووووق کثافت بووووووووق بیای جلو خودمو میزنم نیا جلو آشغال بووووووووووق بهت گفتم نیااااا بووووووق نیا بووووووووووووووووق بیای جلو هم تورو میکشم هم خودمو بوووووووووووووووووووووووووووووووووووق(خیلی فوحشش دراز بود)
نگهبانی اومد بخوابوندش رو تخت ولی لحظه آخر در رفت نگهبانی هم دنبالش آخرم گرفتنش دکتره زد بعدم که زد ول کن نبود خوشش اومده بود میگفت/جوووونی یه دونه دیگه بزن
زنش○_○
یارو^_^
دکتره*_°

  239258

عاغا ما یه بارم خواستیم بریم تو کوه تیوب سواری کنیم

6 صب بلند شدیم با هزار زحمت خودمنو رسوندیم یه جایی که بشه تویوب سواری کنیم بعد یه نیم ساعت طول کشید برسیم بالای کوه

خلاصه دوستام اومدن پایین و فقط من موندم{طول مسیرمون یه 200 متری می شد}
دستی به سر و صورتم کشیدم بند شلوارمو محکم کردم و پریدم رو تیوب
سرعتم خیلی زیاد بود و یه صد متری تا انتهاده مسیر مونده بود که از شانس من یه دختر سوار برتیوب{متوقف} جلو راه من سبز شد

حالا من هر چه قدر داد بیداد کردم که برو کنار ولی مثل اینکه این دحتره اثلا نمی شنید
هیچیدیگه تیوبامون باهم برخورد کرد دختره رفت هوا
با خودم فک کردم اگه نگیرمش حتما یه جاییش می شکنه
خب دختره رو تو هوا گرفتم به زور رو تیوب نگنه اش داشتم رسیدیم پایین ولش کردم انتظار داشتم بیاد بگه تو جون منو نجات دادی ولی پدرش اونجا بود
دوستامم از خنده روده بر شده بودن
خلاصه قبل از اینکه پدر دختره منو بکشه فرار کردیم...

  239179

‏تو دستشویی بودم شوهرخالم اومد شوخی کنه باهام، در دستشویی رو باز کرد گفت چیزی لازم نداری؟ دیدم کار خاصی که ندارم گفتم بفرما عن.
نمیدونم چرا چند روزه باهام حرف نمیزنه :(

  239151

داداش دوستم واسه ولنتاین دوس دخترش چکمه خریده قایم کرده بوده زیرتخت
مامانش پیداش میکنه میپرسه اینا واسه کیه؟اونم ‌هول میشه میگه واسه مهسا(خواهرش) مامانشم میفهمه دروغ میگه ب مهسا میگه بپوش واسه توئه
بعد چون واسش تنگ بوده مجبورش میکنه بره عوضش کنه :))
میگه هنوز داداشم ازمن کینه داره :))

  239109

‏یه بارم یکی داشت تو مترو ازم دزدی می کرد دستشو تا برد تو جیبم گرفتم ، جو گیر شدم ، داد زدم گفتم می خوای از من دزدی کنی؟ من خودم دزدم. هیچی آقا مردم جفتمونو تحویل پلیس دادن یه سال میرفتم دادگاه بر میگشتم