دوستم عکس شوهرش رو گذاشته،روز مهندس رو بهش تبریک گفته، رفتم دایرکتش گفتم، چند وقت پیش روز دکتر رو بهش تبریک گفتی، فکر میکردم دکتره؛ جواب داد: وقتی عاشق باشی فرقی نمیکنه روز دکتره یا مهندس، بی بهانه بهش تبریک میگی.
لیلی و مجنون بعد از این ماجرا اسمشون رو از لیست عشاق خط زدن.
خاطرات خنده دار
بهترین خاطره رو از یه پیرزن هلندی شنیدم.تو کاشان هتلش رو گم کرده بود, یه جوون سوار موتورش کرده بود برسونه هتل و تو راه باهاش تک چرخ زده بود
یه رفیق دارم معافیت پزشکی گرفت تو خدمت سربازی.
کلی زمان دنبال کار گشت پیدا نکرد بهش کار ندادن.
ببیخیال شد رفت خدمت دو سال سرباز شد خدمت کرد الان نزدیک سه ساله دنبال کاره
کار پیدا نمیکنه.
خخخ
خاطرات شهیدمحمدحسین خرازی
ﺩﺍﯾﯿﺶ ﺗﻠﻔﻦ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﺣﺴﯿﻦ ﺗﯿﮑﻪ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ ﺭﻭ ﺗﺨﺖ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ، ﺷﻤﺎ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﻧﺸﺴﺘﯿﻦ!
ﮔﻔﺘﻢ: ﻧﻪ، ﺧﻮﺩﺵ ﺗﻤﺎﺱ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﮔﻔﺘﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﯾﻪ ﺧﺮﺍﺵ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ، ﭘﺎﻧﺴﻤﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﻣﯿﺎﺩ!
ﮔﻔﺖ: ﭼﯽ ﺭﻭ ﭘﺎﻧﺴﻤﺎﻥ ﻣﯿﮑﻨﻪ؟! ﻣﯿﮕﻢ ﺩﺳﺘﺶ ﻗﻄﻊ ﺷﺪﻩ!!!!!
ﻫﻤﻮﻥ ﺷﺐ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﯾﺰﺩ.
ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﺧﺮﺍﺵ ﮐﻮﭼﯿﮑﻪ؟!
ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺩﺳﺘﻢ ﻗﻄﻊ ﺷﺪﻩ، "ﺳﺮﻡ ﮐﻪ ﻗﻄﻊ ﻧﺸﺪﻩ"!
8اسفند سالروزشهادت فرمانده حاج حسین خرازی
یه بار هم رفتم خواستگاری با دختره رفتیم تو اتاق حرف بزنیم سوسک دید جیغ زد
من تا اومدم توضیح بدم داستان چی بوده داداشاش کتکم زدن
کلا زده شدم از ازدواج
ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺷﻬﯿﺪ محمدحسین ﺧﺮﺍﺯﯼ...
ﺩﮐﺘﺮ ﭼﻬﻞ ﻭ ﭘﻨﺞ ﺭﻭﺯ ﺑﻬﺶ ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ.
ﺁﻭﺭﺩﯾﻤﺶ ﺧﻮﻧﻪ. ﻋﺼﺮ ﻧﺸﺪﻩ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺑﺎ ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﺭﻓﺘﻪ...!
ﮔﻔﺘﻢ ﭼﯽ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻢ ﺑﺎﺑﺎ!!!
ﮔﻔﺖ : ﻣﻨﻮ ﺑﺒﺮ ﺳﭙﺎﻩ.ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺒﯿﻨﻢ. ﺑﺮﺩﻣﺶ
ﺗﺎ ﺩﻩ ﺷﺐ ﺍﺯﺵ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﺸﺪ.
ﺳﺎﻋﺖ ﺩﻩ ﺗﻠﻔﻦ ﮐﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﻫﻮﺍﺯﻡ!!!ﺑﯽ ﺯﺣﻤﺖ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﻡ ﺭﻭ ﺑﺪﻩ ﯾﮑﯽ ﺑﯿﺎﺭﻩ...!!!!
8 اسفند سالروزشهادت فرمانده حاج حسین خرازی
+ بزرگـداشت یــعنی چـی؟
_ گـرامی داشــت
+ گـرامی داشـت یـنی چی؟
_بزرگــداشت
+ تو کـه ا مـن اسگـول تری^_^
مکالـمه دو دوسـت عقـب افتادهـ مـن:|||
يه دفعه داشتم بـــه همسرم اس ام اس میدادم
که : عروسک خوشگله من کجاست ؟ اشتباهی
بـــــه بابام دادم . جواب داد : من چـــه میدونم
خرسه گنده ؟ الان بچت بـــایــد عروسک بازی
کنه نه تو !!!!!!!!
گودزیلامون با یه گودزیلای دیگه دعواش شد بعد من رفتم مسجد پسره را تحدید کردم اونم رفتش بعد نماز داداشش آمد و چهار تا تو گوشم زد و رفت تازه وسط مسجد بود
میدونی فکر کنی جا انگشتان مونده
دختره اشتباهی دیروز بهم زنگ زد گفت اَه کجا موندی پس دوساعته ونک منتظرم
گفتم عزیزم ترافیکه ماشین بگیر بیا میدون تجریش منم میرسم
یه ساعت بعد زنگ زد گفت آقا خیلی بیشعور و بی شخصیتی :))))))
H.83 خشتک شلوار کردیم پاره بشه اگه دروغ بگم
رفتم بیمارستان آپول بزنم
یه مردم با زنش اونجا بود البته تو صف دکتر رفت تو مطب برگشت با چشای گریون حالا فکرشو بکنین یه مررررد با ۱۸۰ تا قد هیکل ورزش کاری از سوزن به ترسه اگه گریه میکرد اشکالی نداشت رفت توی اوتاق تا آمپول بزنه یه حرفایی با فریاااد میگفت من یه کوچولوشو براتون باز گو میکنم
/منننن نمیییزنمممم بزنم ممیمرم میفهمیییییید
نیاااا جلو.... بووووووق کثافت بووووووووق بیای جلو خودمو میزنم نیا جلو آشغال بووووووووووق بهت گفتم نیااااا بووووووق نیا بووووووووووووووووق بیای جلو هم تورو میکشم هم خودمو بوووووووووووووووووووووووووووووووووووق(خیلی فوحشش دراز بود)
نگهبانی اومد بخوابوندش رو تخت ولی لحظه آخر در رفت نگهبانی هم دنبالش آخرم گرفتنش دکتره زد بعدم که زد ول کن نبود خوشش اومده بود میگفت/جوووونی یه دونه دیگه بزن
زنش○_○
یارو^_^
دکتره*_°
عاغا ما یه بارم خواستیم بریم تو کوه تیوب سواری کنیم
6 صب بلند شدیم با هزار زحمت خودمنو رسوندیم یه جایی که بشه تویوب سواری کنیم بعد یه نیم ساعت طول کشید برسیم بالای کوه
خلاصه دوستام اومدن پایین و فقط من موندم{طول مسیرمون یه 200 متری می شد}
دستی به سر و صورتم کشیدم بند شلوارمو محکم کردم و پریدم رو تیوب
سرعتم خیلی زیاد بود و یه صد متری تا انتهاده مسیر مونده بود که از شانس من یه دختر سوار برتیوب{متوقف} جلو راه من سبز شد
حالا من هر چه قدر داد بیداد کردم که برو کنار ولی مثل اینکه این دحتره اثلا نمی شنید
هیچیدیگه تیوبامون باهم برخورد کرد دختره رفت هوا
با خودم فک کردم اگه نگیرمش حتما یه جاییش می شکنه
خب دختره رو تو هوا گرفتم به زور رو تیوب نگنه اش داشتم رسیدیم پایین ولش کردم انتظار داشتم بیاد بگه تو جون منو نجات دادی ولی پدرش اونجا بود
دوستامم از خنده روده بر شده بودن
خلاصه قبل از اینکه پدر دختره منو بکشه فرار کردیم...
تو دستشویی بودم شوهرخالم اومد شوخی کنه باهام، در دستشویی رو باز کرد گفت چیزی لازم نداری؟ دیدم کار خاصی که ندارم گفتم بفرما عن.
نمیدونم چرا چند روزه باهام حرف نمیزنه :(
داداش دوستم واسه ولنتاین دوس دخترش چکمه خریده قایم کرده بوده زیرتخت
مامانش پیداش میکنه میپرسه اینا واسه کیه؟اونم هول میشه میگه واسه مهسا(خواهرش) مامانشم میفهمه دروغ میگه ب مهسا میگه بپوش واسه توئه
بعد چون واسش تنگ بوده مجبورش میکنه بره عوضش کنه :))
میگه هنوز داداشم ازمن کینه داره :))
یه بارم یکی داشت تو مترو ازم دزدی می کرد دستشو تا برد تو جیبم گرفتم ، جو گیر شدم ، داد زدم گفتم می خوای از من دزدی کنی؟ من خودم دزدم. هیچی آقا مردم جفتمونو تحویل پلیس دادن یه سال میرفتم دادگاه بر میگشتم
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 27106
کل بازدید: 531655957










