دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 239363

تاریخ انتشار : اسفند 1396

H.83 خشتک شلوار کردیم پاره بشه اگه دروغ بگم
رفتم بیمارستان آپول بزنم
یه مردم با زنش اونجا بود البته تو صف دکتر رفت تو مطب برگشت با چشای گریون حالا فکرشو بکنین یه مررررد با ۱۸۰ تا قد هیکل ورزش کاری از سوزن به ترسه اگه گریه میکرد اشکالی نداشت رفت توی اوتاق تا آمپول بزنه یه حرفایی با فریاااد میگفت من یه کوچولوشو براتون باز گو میکنم

/منننن نمیییزنمممم بزنم ممیمرم میفهمیییییید
نیاااا جلو.... بووووووق کثافت بووووووووق بیای جلو خودمو میزنم نیا جلو آشغال بووووووووووق بهت گفتم نیااااا بووووووق نیا بووووووووووووووووق بیای جلو هم تورو میکشم هم خودمو بوووووووووووووووووووووووووووووووووووق(خیلی فوحشش دراز بود)
نگهبانی اومد بخوابوندش رو تخت ولی لحظه آخر در رفت نگهبانی هم دنبالش آخرم گرفتنش دکتره زد بعدم که زد ول کن نبود خوشش اومده بود میگفت/جوووونی یه دونه دیگه بزن
زنش○_○
یارو^_^
دکتره*_°