****سلام****
اقا دیروز سر کلاس مکانیک خاک بودیم استادمونم چنتا تمرین داده بودواسه حل،از قضا فقط منو یکی از بچه ها حل کرده بودیم سایرین حتی ی نگاه ب جزوه ننداخته بودن و از روی جزوه من کپی کردن...استاد اومد سر کلاس و گف کی داوطلب میاد حل کنه؟؟؟؟؟؟؟سکوت کلاس رو فراگرفته بود اصلا خفقانی شده بود...هیچی دیگه خودش ینفرو صدازد...اولی رفت پای تابلو حل کرد سوالو بخیر گذشت......نفردوم دقیقا ساعت 6و15دقیقه رفت پای تابلو (البته با جزوه من)شرو ب نوشتن کرد درست بعداز پایان حل مسأله استاد گفت: ااااا اشتباست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!بعدگفت ما که فلان داده رو داشتیم فلان فرمولم بهتون گفتم چرا انقدخودتونو پیچوندین...باورتون نمیشه ن اون داده تو سوال بود ن اون فرمولو گفته بود....................دوستم که پای تابلو بود هراز گاهی خنده های شیطانی میکرد (یعنی تابلو).........بچه های کلاس که کارشون از جوییدن گذشته بود داشتن از خنده می غلتیدن تو کلاس.......
ناگفته نماند دوستم 6و45دقیقه اومد نشست!!!!طفلی موقع نشستن گفت از کت و کول افتادم................................
یعنی استاد انقد گیج؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینم قیافه کل کلاس: :))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
خاطرات خنده دار
پشت کامپیوتر نشسته بودم که مامام اومد و ازم خواست یه سایتی رو براش بیارم ببینه
گفتم خب آدرس سایت رو بگو تایپ کنم ،آدرسو چی بگه خوبه!؟؟
www.ir
خیلی هم اصرار داشت که آدرس همینه!
قیافه ی من تو اون لحظه (هرگونه تصور از چهره ی من بر طبق سلیقه ی شخصی بلامانع است!)
مادر بزرگمینا یه آبنما داشتن تو خونشون،خواهرم رفته بود یه ساعت زل زده بود به این
بعد که من رفتم کنارش با تعجب عمیقی پرسید اینو(آبنما) به برق میزنن از کجای پریز برق تو این آب میاد!!!
خواهرم بچه بود خیلی متفکر بود اصولا،میدونم!
امروز دبیر هندسمون میخواست برگه های امتحان هندسه رو که هفته قبل داده بودیم بده...برای همه رو داد یه برگه موند.
گفتم:خانوم دورش کادر مشکی داره؟
گفت:آره
گفتم:مال منه اسم ننوشتم.
گفت:چون ننوشتی یه نمره ازت کم میکنم
نگاه کرد به برگه دید شدم 0.75 از 20نمره !!!!
خلاصه 1 نمره کم کرد شدم منفی0.25
من:-)
بچه ها :-)
معلم :-!
یک روز قبل از عید غدیر من و مامانم با دوتا خاله ام رفتیم باغ بابابزرگم که به مامان بزرگ کمک کنیم.
خاله ام 3تا بچه داره.11 ساله و 6 ساله و5ساله.
خلاصه ما آژانس گرفتیم و هممون تو یه پراید بودیم.
اون دوتا گودزیلای خاله ام هم کنار گوش راست وچپ راننده بیچاره بودن.ازبس که این دوتا جونور صدا دادن راننده فرعی ک باید می پیچید رد کرد.دختر خاله ام داد زد: هی حواست کجاست؟ رد شدیم.بیچاره راننده دستپاچه شد زد رو ترمز.بماند که نزدیک بود بریم زیر 18چرخ.
پسرخاله ام هم کنار گوشش داد زد: تو نمیفهمی که باید ازاین طرف بری؟؟؟؟راننده هم عصبانی گفت: ن من ی آدم نفهمم.اگه میفهمیدم ک گیر شماها نمی افتادم.من که از خجالت دیگه سربالا نکردم.:| :/ :$ :(
آقا یه پست گذاشته بودم از بلایی که داداشم سرم اورده بود ومن قرار بود ماجرای تلافی رو براتون بذارن(پست شماره118184)
آقا داداشم خواست بره بیرون چون ماخانوادتا با اتوبوس رفت وآمد میکنیم(چیه؟مابه فکر آلودگی هوا هستیم(رفتم کارت اتوبوسوشو از کیف پولش برداشتم.اونم میره بیرون وقتی بر میگرده از عصبانیت قرمزه.گفتم چی شده؟گفت خواستم پیاده بشم هرچی کیف پولو جلوی دستگاه گرفتم چیزی نشد یه عالمه آدم هم پشت سرش در حال غر زدن.بلاخره کیف پولشو باز میکنه میبینه فقط عابربانکش هست.یه آقایی هم بهش گفت آقا پسر با عابر بانک نمیشه باید یه کارتای مخصوص واسه اتوبوس بگیری وهمه شروع کردن یاد دادن بهش.اونم از خجالت آب شد وفرار و برقرار ترجیح داد منم تا چند روز از کنار بابام تکون نمیخوردم تا یه وقت حمله نکنه بهم
ببخشید طولانی شد
لایک:خوبش کردی پسرا رو باید اذیت کرد
*برای اطلاعات عمومی دوقولو هم هستیم
دیروز یکی از بچه ها گواهینامه گرفت قرار بود شام مهمونمون کنه
زنگیدم خونه بگم من شام نمیام خونه
مامانم : کجا میری من به خواطر تو قورمه سبزی که غذای مورد علاقته درست کردم
من : باشه میام خونه نمیرم
شب رفتم خونه حالا به نظر شما چی داشتیم
سیب زمینی پخته با گوجه
نه خداییش با بچه سر راهی هم اینجوری نمی کنن
من (&&)
دوباره من _____
دیدید بعضی وقتا آدم دستش به یه چیزی میخوره جرقه میزنه ؟!
آقا یه چند روزیه من اینجوری شدم ، یعنی دست به در و دیوار و لباس و دفتر و ماشین و هرچی میزنم یه جرقه میزنه که میشه باهاش آتیش روشن کرد !
امروز خواستم کرایه تاکسیمو بدم دستمو که از شیشه بردم داخل ،آروم خورد به صورته یه پسره که پیشم نشسته بود ، یعنی یک جرقه ای زد ، بیچاره زودی صورتشو کشید اون طرف ، بقیه هم یه جوری نیگا میکردن انگار من برق تکثیر میکنم!!!
والا ، میخوام اسممو بذارم آقای برقی ، بشم همکار آقای ایمنی !!!
آقا این پدر بنده یه دوست داره،خود غضنفر!مو نمیزنه
رفته دکتر بهش شربت داده،بعد که ررفته داروخونه شربتو دیده،همون جا بازش کرده همشو خورده،شیشه ی شربتو پس داده:|
فکر کرده مثل شیشه نوشابه باید پسش بده
نه آخه شما بگین ،دوست آشناس پدر بنده داره؟
من رفتم خودکشی کنم!
یه روز با شوقو زوق میخواستیم بریم عروسی..
خلاصه از قضایهویی مهمون اومد برامون.پشت در بودن ما توحیات بودیم درو باز نکردیم با نوک پا رفتم نگاکنم مهمونمون کیه از اونور صدایی نیومد منم فکر کردم رفتن عاغاخم شدم از زیر در ببینم رفتن یا نه؟
دیدم 2 تا چشم داره از اونور نگام میکنه..وای آبروم رفت در حد لالیگا..
نخندین دیگه دروباز کردم عروسی بی عروسی..:((((
توی کلاس دانشگاه قرار گذاشتیم که جای ردیف دخترا و پسرا عوض بشه ...
یه دختره اومده میگه :" نه نه نه ... من این یکی نیمرخ صورتم خوشگل تره ... باید مثل همون جلسه های قبل بشینیم !!!! "
من واقعا در عجبم ... دانشجوی ترم اول پزشکی ... توی بهترین دانشگاه کشور ...بیاد همچین حرفی بزنه ؟؟؟ !!!
من تا به حال ده هزار تومن با آهنگ برنج هايلي شاباش گرفتم
اقا دیروز یکی از بچه سیدای دانشجورو دیدم چون هنو 2روز از عید غدیر گذشته بود گفتم عیدی مارو بده! به رو خودش نیوورد دیدم خیلی خسیسه .گفتم من یه پول میدم بهت توفقط روش دس بکش. بعد بده خودم .هیچی دیگه بچه ها داشتن صندلی ها رو گاز میزدن سید ماهم ^&^ این مدلی!!!!!!!!!!!!!
اقا دم اذون اومدم نماز بخونمtvروخاموش کردم که داداشم اومد روشن کرد که حق نداری خاموش کنی میخوام قران گوش بدم منم متعجب رفتم تو اتاقم بخونم وسط نماز میبینم صدای جومونگ میاد!!!!نگو بعد اذون ادامه ی فیلمشو میخواسته ببینه!! بچه های این دوره زمونه عجب ناقلا ان :)
بچه ها یه دوست دارم سوتی های اعلاء میده،تو ویترین لوازم تزئیناتی یه شمع دیده شکل لب،رفت تو خواست قیمت کنه،برگشته خیلی باکلاس به فروشنده میگه:" آقا ببخشید لباتون چنده؟"
دیگه من به سرعت نور 5فرسخ از اونجا دور شدم:))
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21046
کل بازدید: 534862227










