دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  122898

ماشینه مامان بزرگمو دزد برد, فرداش برگردوندن و یه نامه توش گذاشتن که ما توبه کردیم و مارو حلال کن یه بیلیط مشهدم گذاشته بودن تو ماشین. مامان بزرگم رفت مشهد اومد دید خونشو خالی کردن ! :|

  122871

اقا خسته از دانشگاه بر میگشتم نمیدونستم خواهر زادم خونه ی مای درو باز کردم منو که دید با اون حالم فکر میکنید چی گفت گفت مامان بیا این ا ح م ق و ببین تازه از مهد کودک اومده

  122857

داشتم تو کوچه میرفتم که دیدم یه گودزیلا به غران قدش به زور دور و بر 80 تا 85 تا بود بهم سلام کرد
اولش گفتم نه تو شهر ما گودزیلاها فرق میکنن و با ادبن
برا همین گفتم سلاااااااااام
یه دفعه برگشت گفت سرت تو کلام
الان به حرف شما پی بردم و از 10 متری گودزیلاها رد نمیشم

  122856

عاقا چن وقتى بود راجب جن زياد صحبت ميشد حالا مام جوگير هرشب قبل خواب دوسه تاشرط ميذارم تاجن ها واسم يه کارى انجام بدن ولى لامصبا تاالان قبول نکردن دسته رد ب دوستيم ميزنن جنم جناى قديم والا
آره ديگه همچين آدم جن دوستيم من عيبى يوخدى منم درس ميشم دکترا هنوکامل قطع اميدنکردن شومام اميدوار باشين ^ __ ^

  122720

دانشجوی مهندسی مکانیکم
ورودی های قبل مارو واسه بازدید بردن ایران خودرو و ماشین سازی تبریز و ذوب آهن اصفهان و...
حالا مارو با کلی این درو اون در زدن گفتن میبریمتون کارخونه فرقون سازی(خدا شاهده) تازه تا زمان فارغ التحصیلی هم نبردن گفتن موافقت نشده نمیبریمتون.
لطفا 1 دقیقه سکوت واسه ی ورودی ما

  122719

رفتیم با مامانم رستوران دوتایی گارسون اومده سفارش بگیره میگه نوشابه میخواین یا دلستر مامانم من آب معدنی میخوام اینم دلستر .
مامانم :دلستر مشکی میخوای یا زرد؟
من:@@
گارسون+_+

  122717

شب خواب بودیم ساعت 3 شب یه هو دیدیم صدااومد صدا میگما خونه لرزید بابام از خواب پرید حالا بابام:یا ابوالفضل زد دیدین آمریکا زد ننننن آمریکا نبود زلزله بود وای وای پرید بیرون یه هو مستجرمون اومد بیرون گفت آقای فلانی ببخشید مادرزنم از صندلی افتاد زمین ....
قیافه بابام:@@
قیافه ماهم بیخیال مهم نیس...
کف زمین غلت میزدیم

  122713

مستجریم خیلی سرو صدا میکرد ساعت12 شب مامان رفت بالا گفت چه خبره نصف شبی اینقدر سروصدا میکنین طرف برگشته بود گفته بود تو اطاقمون سوسک گمشده من تا صب نمیتونم بخابم اگه پیدا نشه شرمنده ...
واینگونه بود ما دست به دست هم دادیم به مهر سوسکرو کردیم پیدا...

  122679

***
ديروز خونه مامانبزرگم همه جمع بوديم يهو پسر عمم (هم سنيم [سالار)برگشت به عمم و بابام ميگه من و سامان ميخوايم زن بيگيريم.
من:دي *o*
زدم پهلوش كه باب بس كن
سالار(خطاب به همه):نه جدي ميگم ما ميخوايم اول باشيم
عمم:ن هنو از شما بزرگترا هستن
[راس ميگه اونم به سن هاي 30 و27و24]
بابام:هه هه هه
سالار شروع كرد به مثال زرن دوستامون كه نامزد كردن،لا مصبا 5 تاشون نامزدن
من كه از خجالت قرمز سبزي شدم
بي شورور آخر برگشت گف كه بله من و سامان انتخابامونو كرديم
اي كاش لال ميشد نميگفت ، اي كاش پام ميشكست نميرفتم اونجا
اين خبر عين بمب بود و تركشهاشم ماييم كه الان تو كوچه ها سرگردون ميگرديم
بله *_*

  122674

در جمعى از دوستان نشسته بوديم داشتيم نخود كوفت ميكرديم .
منم سرگرم حرف زدن با يكى از دوستام بودم حواسم به بقيه نبود .
يه دفه ديدم دوست بغل دستيم چهار تا نخود تو دستشه داره يه جورى نگاشون ميكنه .
منم برشون داشتم كردم تو دهنم همين كه قورت دادم يه دفعه يكى از بچه ها داد زد: نخور الاااااغ.! اينا رو كامبيز كرده بود تو دماغش :|
من - دهنتون سرويس كصافطاى خر الان بايد بگين.؟! ااااه ووووى ايشششششهييييييش پييييف .!!
بعدشم جاتون خالى پا شدم تا مواد تشكيل دهنده دماغمو نكردم تو دهن كامبيز ول نكردم :))

شما : x_x
كامبيز : x_X
وزارت بهداشت :|
نخوداى دماغى :|

  122668

چند روز پیش نشسته بودیم تو حیاط مدرسه هرکی از ماه تولد خودش دفاع میکرد منم چون تو اسفند اومده بودم دنیا جوگیر شدم به دوستم که تو اذر اومده بود گفتم اخه خرتو اذر میاد دنیا .دلم براش سوخت دیگه نمیدونست چه جوابی بده.

  122666

پیش دانشگاهی بودم.سر کلاس دیفرانسیل نشسته بودیم یهو دوستم گفت اتنا هنذفریتو بده.سرکلاس میخواستن اهنگ گوش بدن با گوشی.منم هنذفریمو دادم.دبیر سر کلاس بود.نیم ساعتی گذشت دیدم هنذفریم وصله به گوشیش و گذاشته تو کیفش.منم گوشی و بر داشتم و خواستم هنذفریمو بردارم موقعی که کشیدمش بیرون چشمتون روز بد نبینه.یکدفعه اهنگ دوستت دارم یگانه پخش شدبا صدای زیاد.حالا منه بدخت هول کرده بودم بدنم شده بود یخ.از هول زیاد گوشی رو گزاشتم زیرم نشستم روش.همینجور گوشی داشت میخوند.اقا این دبیرمونم مرد بود.بیرونم نکرد ولی کلی حرف بهم زد.منم خوب تقصیری نداشتم.بغض کرده بودم.همش تقصیر دوستم بود.هیچی دیگه دوستم رفت بپیش دبیر اعتراف کرد که اتنا تقصیری نداشت.اما نمره مستمر هر دو مون رو داده بود 10.

  122659

معلم زیستمون اومده میگه:کشورهای اروپایی برای افزایش جمعیت در ازای هر بچه مبلغ زیادی رو به پدرومادرش میدن تا اونهارو به اوردن بچه ترغیب کنن. دوست ما با قیافه حق به جانب برگشته میگه:مگه بچه رو خدا نمیده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
رفیق با معلومانیه ما داریم؟؟؟؟.........

  122651

دختر عموی من تو کامپیوترش بازی جنگ های صلیبی داره بعد وقتی داره بازی میکنه هر وقت دشمنا حمله میکنن کامپیوترو خاموش میکنه!!!!!
دختر عموی مقاومه دارم...
فک کنم دو بار دیگه بازی کنه کامپیوتر به افق می پیونده...

  122650

K : E @@@@@
دکمه اینترم خراب بشه اگر دروغ بگم کلیپ دختر همسایه حامد اینا هم تو حلقمo‎_‎0
دیشب عروسی پسر عموم بود ،کت و شلوار پوشیدم فشن کردم الهام بانو رو هم برداشتم رفتیم ^_^
عروس و دوماد بلد نبودن برقصن
من :(به خدا به شوخی ) گفتم خانمی دوماد پسر عمومه بریم برقصیم بفهمن رقص چیه ؟؟
الهام : آره ه ه ه پاشو پاشو بریم ^_^
من : جاااان ؟ به خدا شوخیدم
الهام :اوممممم کامی یه سال تمرین کردیم برا عروسی خودمون بیا اینجا آزاماشی برقصیم ^_^
ببین لباسامم باز نیست
من : اوممممم آخه
الهام : آخه بی آخه ترسو
به من میگی ترسو بیا تا نشونت بدم ، آقا رفتیم وسط با عروس دوماد رقصیدم همه ملت کف کردن ^_^ حرکات خاک برسری انجام میدادم ،یه قری به این باسن لامصب میدادم ^_^ سریع میکروفن رو برداشتم ، کل بلندددد ، همه با هم کی لی لی لی
الهام : سرخ شد دیوونه نکن
من : برا الهام خانم عروس خودم کل بلند د د د د ، اجیم و مامانم و عروس و دختر عمو هام دورمون جمع شدن با هم کی لی لی لی ، الهام سرخ شد فراررر کرد
دوماد : بابا عروسی منه شما چرا دور اینارو گرفتید
الانم الهام قهر کرده ، ناموسن کار بدی کردم عایا ^_^