امروز سر کلاس شیمی نشسته بودیم دبیرمون داشت راجب ضد یخ صحبت میکرد.
که اگه بریزیمش تو رادیاتور ماشین نقطه ذوبو جوشو تغییر میده و...
یهو دوستم با یه چهره مبهم و کلافه برگشته بهم میگه اقا یه سوال?
مگه ضد یخ اون زنجیرا نیس???
ینی من فقط اون لحظه داشتم به این فک میکردم که چجوری جوابشو بدم که بتونه هضمش کنه و هنگ نکنه با اون مغز سرشارش.
گفتم چرا عزیزم همون زنجیراس.
حالا شما حالت منو در اون لحظه تصور کنین.
اخه کجای ضد یخ شبیه زنجیر چرخه???
خاطرات خنده دار
با بچه ها سرگرم حرف درس و علم بودیم یکی از بچه ها گفت توجه کردین حالا مثل قبلا دانشمند خیلی نداریم یعنی هر دانشمندی رو در هر رشته ای که میگن مربوط به قدیمه?
یکی دیگه گفت:الآن هم داریم ولی چون تحریم هستیم بهمون نمیگن که پیشرفت نکنیم!
آقا از بس این داداش کامران ما موز دوس داره و همش در تحریمه موزه آدم دلش براش کبابه و حالا ادامه داستان
چند روز پیش با خانواده گرام داشتیم میوه تناول ( طناول ) می کردیم یهو چشمم به چندتا موز بزرگ خورد بی اختیار یاده داداجی افتادم و بدون تفکر در مورد آخر و عاقبت صحبتم گفتم آخی کاش کامران اینجا بود و اینا را میخورد قیافه ی خانواده ام 0-0
قیافه ی خودم :(
و حالا کلا ممنوع الملاقات شدم تا بفهمن این کامران کیه خدایا این خانوداه بسیار باغیرت را از من نگیر ااااااااااامین
عاقا ما (پسریم) دو سال تو خوابگاه با ی چشم باز میخوابیدیم:| یعنی تا یکی میرفت ی آب بخوره همه میفهمیدن یعنی بچها آماده کمین گرفته بودن ی نفر بخوابه :) من ک دو سال خواب خوش ب چشام نیومد :|
ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ ♥ нⓐмⓔd = нάnįε ♡ ฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟฟ
کیلیپس سارا تو حلق کامران اگر کذب بگم ( دروغ:0_0 , کذب:^_^ , کامران:0_o)
نشسته بودیم سر محل دیدیم از فاصله خیلی دوری یه دختره داره میاد بالا
مهران(دوستم) : حامد نیگا نیگا به به عجب تیکه ای داره میاد نگاش کن
من: کصافد آچگال مگه من زن ندارم ؟؟
مهران: خب من که نگفتم پاشو مخش کن , گفتتم فقط نگاش کن ببینش
من: برای من که زن دارم اصن نگاه کردن دختر مردم هم حرومه فهمیدی ؟؟
مهران: به همین پایه میز که نگاه نمیکنیش , واااااااااای ^_^
بعد از چند دیقه که دختر قشنگ اومد جلو حدود 100متری باهامون فاصله داشت
مهران:0_o
من: چیه ؟؟ چرا اینجوری نگاه میکنی ؟؟
مهران:0_o یه چزی بگم به کسی نمیگی ؟؟
من: نه بگو
مهران: جووووون داداش ناموسا به کسی نگیا
من: 0_o دِ بگو دِ
مهران:این دختره بود که رد شد ؟؟!!
من:0_o خب که چی ؟؟ من که ندیدیمش سرم پایین بود اصلا
مهران: این دختره خواهرم بود
من: 0_o
مهران: 0_0
کامران: ^_^
الان رفته کفش براق مشکیه منو برداشته داره هی مزنه تو سر خودش ^_^
کامران من انقد خندیدم دارم میمیرم بیا منو جمع کن از اینجا ببر 0_o
شمام عایا وختی بچه بودین شبایی که برق میرفت شمع روشن میکردین و پارافین آب شده رو میریختین روی دستتون؟
یا فقط ما اینجوری بودیم عایا؟
زنده باد بچه های دهه هفتادی
سوال: توی کدوم سیاره ساعت رو اینجوری میگن?
ساعت حدود چهار و بیست دقیقه بود با دوستم بودم که یکی به ما رسید و پرسید ساعت چنده?
دوستم خواست سرکارش بذاره گفت: ساعت پنج ونیم ۷۰ دقیقه کمه
خوب بی انصاف حداقل میگفتی ساعت سه و ۸۰ دقیقه است بنده خدا هنگ نکنه
آغا چن وخت پیش،ساعت 1شب بود!!!!!!بابام داش هشدار برای کبرا11 میدید و منم دوس داشتم ی فیلم رو ک ی کانال دیگ بود ببینم.......!بابام چشماشو بست،من کانالو عوض کردم،در همون حال ک چشماش بسته بود گفت:داشتم نیگا میکردم!!!!من دوباره کانالو زدم هشدار برای کبرا،چن دقیقه بد صدای خر و چف بابام بلند شد،منم ب خیال اینک خوابید کانالو عوض کردم،گف:داشتم نگاه میکردم!!!!!!!!!!!!!!!خدایااااااااااااااا من سرمو کجا بکوبم؟؟؟؟؟؟؟؟
.
.
.
.
.فلج از دنیا نری بکوب لایکووووووووووووو
چند روز پیش به مامانم گفتم مااااماااان میشه یه گل با گلدون واسه اتاقم بخری؟ مامانم پرسید چه گلی باشه؟ گفتم فرقی نمیکنه یه چی که به منو اتاقم بیاد.مامانم یه کم فکر کردو گفت: لازم نیست بخرم تو حیاط یه گلدونه کوچیک گل میمون داریم همون برا تو و اتاقت خوبه :|
خدایی اگه مامانه ادیسون همچین رفتاری باهاش داشت الان تو خونه هیچکی برق نبود:|
به دوستم ميگم ب نظرت هواپيماي مالزي رو كي دزديده؟
برگشته ميگه فكر كنم كار دزدان دريايي باشه!!
خداااااا من چه گناهي كردم كه بايد اينطور دوستاني
داشته باشم؟
سوتی مدیر
تو جلسه ی شورای دانش آموزی داشتیم درمورد غذای خوابگاهی های عزیز حرف میزدیم.
مدیرمون برگشته میگه:شما هیچ میدونید"گوشت داغ"کیلوی چقده؟؟؟
عاغا منظورش همون گوشت گرم خیلی مرغوب بود.
اغا دیروز یه خانمی اومده به مامانم میگه =خانم دخترتونو عروس نمیکنید............مامانم به خانمه میگه: به شرطی که پسرتونم مثل خودتون .......باحجاب! چادری !محجبه! باشه..........
خانمه=شما لطف دارین!!!!!!!!!
مامانی=امپراتوری سوتی
ديشب نصف شب از خواب بيدار شدم برم اب بخورم ديدم دومادمون دم یخچال واستاده تو خوابو بیداری یه تیکه هندونه یا یه لیوان اب دستشه.
یه گاز از هندونه میخورد بعد یه ذره از اب میخورد.هیچی دیگه صداش کردم وقتی به خودش اومد اعتراف کرد که حس شیر کاکائوو کیک بهش دست داده ...
چن وقت پیش توکلاس زبان بودیم تیچرمونم یه مرد28سالس که البته متاهله درسمونم راجع به be going toبود تیچره گفت باهاش یه چنتامثال بزنید یکی ازبچه ها که تازه هم عروسی کرده بودبه انگلیسی گف من وشوهرم می خایم2سال دیگه بچه دارشیم!!!
قیافه ی ما@@@@
حالا این وسط یکی ازبچه ها که یه پسرم داشت گف ا اینو که من می خاستم بگم ما هم می خایم 2سال دیگه بچه بیاریم!!!
قیافه ی تیچر بدبخت^_^البته نذاشت دیگه ادامه بدن
اخه classmatesخوب من ایا مطرح کردن مسایل بی ناموسی درکلاس زبان انهم درحضورتیچرمرد جوان وclassmateهای چشموگوش بسته ی مجردکار خوبیست؟؟؟!!!!
ملت ازدست رفتن.....
داداشم اومده ميگه از يكي خوشم اومده بريم خواستگاري، مامانم اومده بپرسه چندسالشه ميگه چندكيلوئه!!!!!
من
داداشم
وزن زنداداش آينده
رژيم زنداداش آيندم
مامانم
.......
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21910
کل بازدید: 535360532










