تنها حسرت زندگيم اينه كه اونجا كه معلم فيزيك اول دبيرستان بهم گفت:
دوستانه ميگم درسو ول كن ، بالاخره اين جامعه به حمال و رفتگر و كاسب هم نيازمنده ,
به حرفش گوش نكردم و رفتم فوق ليسانس گرفتم
خاطرات خنده دار
عاقا دیروز خونه ی ما پر مهمون بود مام تو آشپزخونه در ناخنک زدن به میوه ها بودیم یو هو یکی ازین گودزیلاهای پنج ساله اومدیه لگد زد به من در کابینتو به طرز وحشیانه ای باز کرد(ینی پشمای هالک ریخت ....)
من :گوسفند مگه در طویله اس یهو شکلاتا رو پیدا کرد یه لبخند شیطانی زدشرو کرد به غارت. ..... مام کرم درونمون شرو به فعالیت کرده بود گفتم اینی که خوردی سمه تا دو ساعت دیگه میمیری اینم اشک تو چشاش جمع شده بود خودشو به در و دیوار می کوبید اصن یه وضییییی بود....
حالا مامانم اومده میگه چی به این بچه گفتی ....نگو رفته برا مامانش. همه چیو تعریف کرده ....گودزیلای دهن لق^^
دیروز تو کلاس داشتم با بچه ها استانو شهرو کشورو تمرین میکردیم(الان فهمیدین معلمم دیگه) یکیشون خیلی جدی داشت برا بقیشون میگف ما رفتیم استان آمریکا
من:(
خودش:)))))))
ترامپ استاندار آمریکا????
تو دوران راهنمایی یه معلم ادبیات داشتیم که خیلی از مردا بدش میومد آقا این یه روز شروع کرد بد گفتن ازشون:
-من از مردا خیلی بدم میاد به خاطر کارایی که میکنن خوشم نمیاد به زنا به چشم وسیله نگاه میکنن و بعد استفاده ازش میندازنش دور بدم میاد از بی ارزشی هایی که نسبت به ماها دارن حالا درسته که خوشگل و خوشتیپ و پر جذبه و جذاب و ناز و عالی هستن ولی ازشون بدم میاد
کل کلاس تا نیم ساعت بندری میزدن اون بنده خدا هم کلاسو ول کرد رفت انتقالیشو گرفت
من:))
معلم:(
بچه ها^_^
انتقالی@_@
مدرسه:!
اولین باری ک میخواستم با دوس دخترم برم بیرون سوار اتوبوس شدم رفتم استان همجوار ک کسی منو نشناسه
تا خاستم با دختره حرف بزنم تمام معلما و مدیرای مدرسمون هم اومده بودن اونجا داشتن مارو نگاه میکردن....
اومده بودن بازدید علمی.
سر کلاس ریاضی دانشگاه، استاد هر مبحثی رو درس میداد از من میپرسید متوجه شدی؟
میگفتم آره.
میگفت خداروشکر پس بقیه هم متوجه شدن
عاغا یه روز با چند تا از دوستام کنار ابسردکن ایستاده بودیم ، بعدش دوستم میخواست یه خاطره ایی رو تعریف کنه (از من یادگرفته بود که تیکه کلامم اینه مثلا فلان چیز تو حلقم ...)بعدش این دانای کل به جای این که بگه آبسردکن بصورت "عرضی " تو حلقم گفت :《ابسردکن تو"عرضم " اگه الکی بگم...》 اینو که گفت بعد از چند ثانیه مکث یهو فهمید چه سوتیی وحشتناکی داده یهو همه منفجر شدن از خنده منم از شدت خنده نزدیک بود ضربه مغزی بشم خخخخ
■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□
یه دیالوگ باحال
لطفا حتما حتما تا آخرش بخونین☆☆
پاتریک:باب ! باب
باب اسفنجی :چی شده ؟
پاتریک:بالاخره من تونستم فرق گشنه شدن و تشنه شدن رو بفهمم.
باب اسفنجی:آفرین . اگه راست میگی بهم بگو.
پاتریک:باشه بهت میگم. من بالاخره فهمیدم که هر وقت تشنه می شیم آب یا نوشیدنی می خوریم هر وقت گشنه می شیم غذا.
باب اسفنجی : من به تو افتخار می کنم .تو همیشه این دو تا رو جا به جا می گفتی اما الان نه!
پاتریک :هورا ! هورا!
باب اسفنجی: راستی ! من خیلی تشنمه.
پاتریک :آره منم تشنمه پس بیا بریم همبرگر بخوریم.
راستی شما این قسمتشو دیدین.
نبایدم دیده باشین چون این رو خودم ساختم.
و اگه این رو اول می گفتم ، جذابیتش از بین می رفت و شما فکر می کردید چیز مضخرفیه.
■□■□■□■□■□■□■□■□■□
سلام°•°
■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■
نمی دونم شما هم اینطوری هستین یا نه●
من بعضی وقت ها که یه چیزی رو مثلا یه بسکوییت یا یه برگ چیپس لیمویی(که من طعم لیمویی رو خیلی دوست دارم) یا یه تکه لواشک یا.....(اصلا فکر نکنید که می خوام دهنتونو آب بندازم°•°)می خورین بعد می بینین عه شما که کاملشو نخوردین ولی تموم شده (در حالی که کاملا خوردینش)و فکر می کنین یکی برداشتتش یا گم شده یا یه جایی انداختین.
جای دردناکش اونجاست که اگه اون تنها تکه چیپستون باشه و دیگه چیپسی نداشته باشید یعنی انگار هیچی نخوردی°▪°
■□■□■□■□■□■□■□■□■□■□■
یکی تعریف میکرد:
زنداییم گفت من بدم میاد تو مجلس ختم گلاب میپاشن رو لباسها، گفتم خب بگو بپاشن رو صورتت :)
بعد چون خیلی مدیریت بحران دارم گفتم بابااااا یعنی اینکه واسه پوست خوبه
که خداروشکر مامانم با تفنگ شلیک کرد به زانوم خفه شدم
دیروز دیوار توالت خونمون رو خراب کردیم، به یه توالت جدید رسیدیم که یه مرد نشسته بود توش؛
بعد فهمیدیم رسیدیم به توالت خونه همسایه!
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﯿﮕﻔﺖ:
ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥ ﺳﮓ ﺩﺍﺷﺘﻦ ،
ﻫﺮﻭﻗﺖ ﻭﺍﻕ ﻭﺍﻕ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﻣﻨﻢ ﺻﺪﺍﺷﻮ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺟﻮﺍﺑﺸﻮ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻡ
.
.
.
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺯﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺍﺯ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺳﺮﺍﻍ ﺳﮕﯽ ﮐﻪ ﺻﺪﺍﺵ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺎ ﻣﯿﺎﺩ ﺭﻭ ﮔﺮﻓﺖ ..... ﻭﺍﺳﻪ
ﺟﻔﺖ ﮔﯿﺮﯼ ﺑﺎ ﺳﮕﺶ !
.
ﺧﻼﺻﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﻭﻣﺪ ﺧﻮﻧﻪ ﻭ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻮ
ﺩﺍﺭﻩ ﻭﺍﺳﺖ
ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﻣﯿﺎﺩ...
امروز دبیرامون بدجور زده بود به سرشون مثلا
ریاضی: خم میشی راست میشی یه صدا هایی در میاری مثل اخ اوخ
آقای برادر چیزت نمونه لا در
فناوری : بچه ها شما ها میرید حموم کار های اضافه انجام ندید
چند سال پیش وقتی تازه شلوارای غواصی مد شده بود سرکلاس اندیشه یکی از دخترا از این شلوار غواصیا که پایینش ی چاک کوچیک داره پوشیده بود استادم داشت درباره ی لباس پوشیدن نامناسب دخترا !! سخنرانی میکرد به همین دختره اشاره کرد و گفت مثلا همین خانم. دخترجون این چیه پوشیدی؟ دخترم ریلکس گفت شلوار غواصی استاد استادم گفت پس حتما این پایینشم کوسه گاز گرفته
کاملا واقعیییی:/
دیشب گودزیلا دختر خالم به باباش گفت_بابا تو چند سالت بود به دنیا اومدی؟؟؟؟@_-به همین برکت کمرم شکست که چرا این و بورسیه نکردن
بعد دوباره خواست یه دخترو نشونم بده گفت_ببین این دختره شوهر خواهرمه
مثلا خواست بگه خواهر شوهرمه کلیم اصرار داشت لامصب سه کیلو کم کردم؛پشمامم از دم ریختن
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 55604
کل بازدید: 531618531










