دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 247165

تاریخ انتشار : آذر 1397

عاغا یه روز با چند تا از دوستام کنار ابسردکن ایستاده بودیم ، بعدش دوستم میخواست یه خاطره ایی رو تعریف کنه (از من یادگرفته بود که تیکه کلامم اینه مثلا فلان چیز تو حلقم ...)بعدش این دانای کل به جای این که بگه آبسردکن بصورت "عرضی " تو حلقم گفت :《ابسردکن تو"عرضم " اگه الکی بگم...》 اینو که گفت بعد از چند ثانیه مکث یهو فهمید چه سوتیی وحشتناکی داده یهو همه منفجر شدن از خنده منم از شدت خنده نزدیک بود ضربه مغزی بشم خخخخ