خاله ام رفته عینک بخره به فروشنده میگه لطفا شیشه عینکه فتوسنتز باشه. (فتوکورنیک). حالا هرچی فروشنده میگه فتوکورنیک مگه قبول میکنه , آخرش فرشنده میگه باشه خانوم شیشه عینکتو فتوسنتز میزارم. خاله ام: دیدی آخرش فهمیدی که اشتباه میگی فتوکورنیک
خاطرات خنده دار
اون موقع ها که تازه فلش اومده بود تو دانشگاه دست یکی از بچه ها فلش دیدم بهش گفتم وای چقد نوک اتودت خوشکله از کجا خریدی? دختره یه نگاه مسخره آمیز بهم کرد و گفت این نوک اتود نیست فلشه. اون موقع زیاد خجالت نکشیدم چون نمیدونستم فلش چیه ولی حالا که فکرشو میکنم دلم میخواد بمیرم از خجالت. فقط خدایا شکرت که دیگه دختره رو نمیبینمش
عمه ام با شوهرش دنبال مطب دکتر میگشتن. رو تابلو یه دکتر میبینه نوشته دکتر زهرا محمدی زیرشم نوشته فرزانه ترابی. به شوهرش میگه نیگا کن تورو خدا معلوم نیست مطب زهرا محمدی یا فرزانه ترابی?
شوهرش: کو? کجا نوشته فرزانه ترابی?
عمه :زیر اسم زهرا محمدی.
شوهرش: اگه منظورت اونه که نوشته دکتر زهرا محمدی, فیزیوترابی.
قربون سوادت عمه خانوم
ديروز سوار تاكسي شدم.رانندش مرد مسني بود. همش از گروني ميگفت.منم همه حرفاشو تأييد ميكردم.هرچي ميگفت ميگفتم بله درسته! يدفه گفت! اون زمان با 5شايي 250 گرم گوشت ميخريديم واسه هشت نفر! ميخوردن زيادم ميومد.بلند گفتم جانم!؟؟
من : -o
پت و مت : -o
فلافل گاز زده : -o
جاي كميت و كيفيت روقاطي كرده بود
دوباره گفت من سال 55 يه پيكان صفر خريدم خيلي روپا بود.بخدا 30سال كار كرده بود ولي سواري ميدادا !
من :,-(
بهش گفتم حاجي!!! جون مادرت بزن بغل وايسا ميخوام پياده شم.غلط كردم!
گفت چرا !؟ مگه ماشينم چشه؟؟؟
من x-(
اشكاي من oooo
خواستم به تموم 4جوكي ها بگم ما توكار صادرات واردات ديوار بتني هستيم.اگه خواستيد، لايك بكوبيد در اسرع وقت رسيدگي ميشه براتون مياريم
آقا من پارسال پول نداشتم ماشین بخرم.
رفتم بنگاه یه ماشین تمام چک خریدم که یه هفته بعد موعد چک بود.
هیچی دیگه رفتم ماشین رو دادم به خود طرف 2میلیون هم پول گرفتم.
.
.
من و این همه خوشبختی محاله!!!!
عاقا چند روز پیش یه دختره خیلی خوشگل و تیپ داشت وارد سالن دانشگاه میشد.
دیدم خعلی داره کیلاس میزاره.
تا رسید بهم گفتم:
أه ه ه ه قزبس تویی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دهات چه خبر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
.
.
فقط کاش بودین و میدیدن. کل سالن منفجر شد.
فقط خدا کنه ترور نشم.
چه خوش قدمم من
مامانم برام دختر پیدا کرد وقتی بهم گفت بابا بزرگش مرد
بعد40روز زنگیدیم بریم خواستگاری پسر خاله اش تصادف کرد. بعد 40روز رفتیم بعد کش و قوص فراوون نامزد کردیم خواستیم از دواج کنیم عموش مرد خلاصه الان 3سال نامزدیم فقط 40 روز 40 روز میشماریم تموم نشده یکی میره بهش زهرا.
با این شرایط فکر کنم ناکام از این دنیا میرم من.
روحیه ام خرابه بزن لایکو شاید درست شه.....
یسری من رفتم خونه هم خدمتیم که خیلی پولدارن آقا اینا واسه نهار تدارکی دیده بودن که فقط تو فیلما من دیده بودم آقا موقع نهار من هل شدم سوپ و ریختم رو برنج اونم 2بار آقا چشمتون روز بعد نبینه آبش رفت پایین هویجا موندن رو برنج.
آقا کل خانوادش رو ویبره بودن منم ضایع شدم رفت
یه بار داشتم راه میرفتم تو خیابون دیدم یه پیـــــــــــرمردٍ 80بش میخورد خدا وکیلی , آقـــا عصا به دس محاسن سپـیـد!!
زده بود زیـــره آواز: عمـــــرٍ منی زیــــلوانا ((نمیدونم نیــــروانا زیــلوانا !! چه دروغیـــه؟! نشنیدم)) عاشق و مجنونٍ توام زیــلوانا!!
آقــــــــا خندم گرفته بود تانک رفتم جلو بش گفتم: حاجـــــــــــی نــــــــــازٍ نفست!! خوش به حالٍ زیــــلوانا؟!!
با یه قیـــافه حـق به جانـب گف: خدایـــــــــاااااا از این جوونایٍ امـــــــــــروزی؟! احتـــــــــرام به بزرگترو عُــــق زدن!!
حالا من میگـــــــم: امــــــان از پیــــــــرمرد پیــــــــــرزنایٍ امروزی؟!(چاکــــــــرٍ همشون شاکی نشین؟!)
پاورقی»»»زیـــلوانا اسمههههههه؟؟؟؟؟؟؟«««
یادش بخیر تلفن قدیمیا شماره نمینداخت ماهم فقط زنگ میزدیم فوت فوت فوت قط میکردیم اینم از تفریح سالم ما!!! هیییییییوهی
ترم پیش کلاسمون خیلی شلوغ بود خیلیییی.یه بار دوست استادمون که خودشم استاده (کلاس خودشو زود تموم کرده بود اومده بود کلاس ما پیش استادمون)دید ما جلسه تشکیل دادیم داریم می خندیم اومد گفت شماها دوست منو اذیت می کنین هی داد میزنه صداش میگیره.:|.
بعد به پرحرف ترینمون گفت:شما آقا!!! با شمام اسمتون چیه؟
پرحرفمون::م م م مججید خراط هاااا.
خانومه ترکید از خنده طوریکه پاشد رفت از کلاسمون بیرون.
من با همچین اعجوبه هایی دارم درس می خونم آ .والا
بابام عاشقه چیزای بُنجل مُنجلِ!
میره گونی گونی نارنگی میخره که میبینی فکر میکنی گردوِ انقد ریزن لامصبا
نوشابه میخره از این وانتیا هس که واسادن رو خیابون نوشابه میدن 4-5 تا هزار تومن!!!!
انگور میخره هستش اندازه هسته هلو
.....
چند روز پیشا با دوستم بیرون بودیم..
دوستم انقدر یه دختره رو نگاه کرد که طرف برگشت گفت قبول باشه
بعد دوستم برگشته میگه علی این که گفت یعنی چی؟
گفتم ابله خوب انقد ذُل زدی بهش انگاری داری زیارتش میکنی دیگه اونم گفت قبول باشه.
دوستم :-b
من =))))
معلم پسرخالم بهش بهش فحش داده پسرخالمم افتاده دنبال معلمشون(پسرخالم هیکلیه) و معلمه رفته پشت مدیر قایم شده و مدیرشون هم تو دفترش بهش پناه داده.معلمه تا چند وقت به پسرخالم نزدیک نمیشده بعد رفته از پسرخالم پوزش طلبیده که نزندش! اب ز اون به بعد با احترام فراوان با پسرخالم رفتار میکرده!
این ماجرا واسه چند سال پیشه که پسرخالم میرفت مدرسه.الان داداشاش دارن راهشو پیش میرن.معلمه وقتی برادراشو میبینه به اونا هم احترام میزاره به خاطر اون جریان!
واقعا آفرین داره!
یه پسرخاله دارم الان بزرگ شده رفته سربازی...
ولی وقتی میرفت مدرسه پدر معلما رو دراورده بود...
یه بار معلمش بهش گفته بود کره خر اول گفتش خودتی بعد گرفت یه فس معلمرو کتک بارون کرد...
یه دفعه هم معلم بهش گفت تو چرا اینقدر چاقی؟گفت به تو چه مگه مال باباتو خوردم؟!
دمش گرم پسرخاله باحالی دارم!
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 27106
کل بازدید: 531672399










