دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  33531

اغا همون دوستیمو که گفتم به هم به توافق رسیدم سوتی هاشو بزنم 4 جوک را یادتون میاد؟
دیرو سر کلاس برنامه نویسی به همین بارونی که داره میباره قصم اس از مخاطب خاص برام میومد قبل از اینکه من بخونم میخوند و نمیذاشت من بخونم پاکش میکرد به همین بارون قصم!!
آغا من پول ندارم دیوار بخرم کسی دیوار دست دوم سراغ داره اطلام بده

  33530

به جون خودم اینو راست میگم اونایی که چنین رفقایی دارن اینو باور میکنن یه همکلاسی دانشگاه دارم ظهر که داشتیم از دانشگاه برمیگشتیم گفت صندوق وردی پیامهاتو نشونم بده ببینم صبح تا حالا با طرف چه میگفتید به جون خودم همشو هم خوند تا دس وردار شد!!!اصن رودرباستی گذاشتن واسه کی؟

  33529

امروز صب با بکس رفتیم کافه
بستنی سفارش دادیم برامون اوردن
یکی از بچه ها بستنیو چشید گفت چرا این نمک نداره ؟؟؟؟؟؟؟
باید بودین قیافه صاب کافه رو میدیدین :)))
دیگه بقیه مشتری ها که به نفت رسیدن بماند :))
خخخخخخخخخخ

  33489

دیروز رفتم خونه همسایمون یه پنجره 7 براش نصب کنم...من همینجور حواسم به دخترشو کامپیوتر بود که دیدم شیرین خانوم (همسایمون)داره با یه ضرف میوه که فقط خیارش زده بود بیرون میاد سمت ایجانب
عاغا من یکم خودمو جماجور کردما گفتم شیرین خانوم زحمت نکشین...این تموم شددیگه من دارم میرم
شیرین خانومم لبخند زنان اومد کنارم دیدم تو بشقاب خیار بودا گوجه....
میخاس سالاد درس کنه
معنی آب شدنا همینجا درک کردم
خداییش سرنوشت من دارم؟؟؟؟انتــــــــیـــــکه اس به مولا

  33465

آقا من ی پسرعمو دارم که به زور میشه3سالش، سروته قدشم بزنی به4وجب نمیرسه!
یروز اومده بودن خونه عمم اینا منو بابامم رفتیم اونجا! ایشون داشتن با دخترعمم که 3ماه ازش کوچیکتره رو میز خمیربازی میکردن،منم رفتم 14متر اونورتر روبروشون نشستم! خمیر این4وجبی افتاد رو زمین! دوروبرشو نگاه کردو بعد زل زد به من!
بهش میگم چیه چرا نگاه میکنی؟!
میگه:حتما باید ی چیزی بهت بگم تا آدم شی؟؟! میگم:چرا عزیزم؟؟!میگه:مگه نمیبینی خمیرم افتاده خب پاشو بهم بده دیگه!
میگم:کوووو؟؟! میگه مگه کوری ایناهاش افتاده بغل پام! بعد واس اینکه بیشتر ضایم نکنه رفتم بهش دادم! بعد با همون لحن بچگانش میگه: بار آخرت باشه خودتو میزنی به کوری دفه بعد صدات زدم زود بیا آخه شما بزرگا چرا ما بچه هارو درک نمیکنین؟!!
یعنی کل شخصیتو حیثیت منو برد زیر علامت سوالو تعجب!! کلی شانس اوردم دخترعمم چیزی نگفت! لال شده بودم، خداوکیلی عین حرفاشو گفتم!!
ای خداااا ازت خواهش میکنم تو خلقت این دایناسور های انسان نما از عضو«زبان»کمتر استفاده کن!!
دایناسورو گودزیلا جلو اینا لنگ میندازن بخدا!!
خدا به داد نسلمون برسه!!

  33456

یه بار با رفقا رفته بودیم دربند. رفتیم توی یه قهوه خونه . یه آقای غول پیکری پشت دخل نشسته بود. نشستیم روی تخت ، من بلند صدا زدم : گـارسـون!!!
یهو اون آقا گندهه برگشت گفت : گارسون و زهر مار! نوکر باباتم مگه؟ پاشو بیا اینجا بگو چی میخوای کوفت کنی؟!
اون روز زهـرمارم شد :(
خودتونو بذارید جای من

  33452

زمـــانٍ دانشجـــویی مـــامـــانم یادمــــه 5سالم بودش, یه بار منُ بــــرد دانشگـــاشون! این هم کلاسیـــاش كچـــلم کـــردن انقـــد حرف میــــزدن!
یکشیـــون گف: امیـــــر به مــــن بگــــو خالــــه سمیـــــرا!
مــــن: عه شمـــا سمیــــرایی؟! همـــونی که بـــابـــاش زندانٍ؟! شوهـــرش معتـــادٍ؟! خـــودتم میری دزدی؟! :))
آقــــا ندیدین چی شد که؟!
سمیــــــــرا: کی این حــــرفارو بهت زده؟!
مـــن: مـــامـــانم همیشه به بـــابـــام میگه!!!!!!!
دعـــواشونُ یه ذره یادمـــــه! ولی دعــــوایی که مـــامـــان خانــــوم باهام کردُ هیـــچ وخ یادم نمیــــره!
خــــو مــــامــــان خانـــــوم این حرفا چی بوده جلــــو بچه میــــزدی؟! :(

  33450

اعتــــراف میــکنم یه بــار یه دختـــــرٍ بهم گف : خوشگلـــــه دوس دختــــر داری؟!
مـــــن: بلــــــه!
یــــارو: بلـــــه و بلا , بلـــــه و آرپیچـــــی! چرا بهش خیـــانت میکنی؟! چـــــرا جوابٍ منُ دادی؟! خدا میدونه کارتشو در آورد بهم داد گف: هـــر وخ ازش سیــــر شدی بهـــم زنگ بـــزن!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اعصـــاب تعطیلن بعضیـــــا به قـــرآن!
همی مونده بود با اون فولاد زره دوس شـــــم:)

  33445

تـو اتوبـوس نشسته بـودم یـهو یـه پـیرمرده اومد سوار شـد ، یـه نفرم اومـد مثلـاً فردین بازی در بـیـاره بلـند شـد گـفت حاج آقا بـفرمـا بشین ، پیرمرده گفت نمی شیـنـم شما بـفرمایید. یارو گفـت نـه حاجی باید بشیـنی! پـیرمرده گفت نمی شیـنـم برادر من! شما راحت باش.
یـه دفه یارو قاطی کرد گفـت : حاجی بهت میگم بشین بشین دیگه! پیرمرده گفت : نمی شینم آقا مگه زوره؟؟!
من :|
بلند شدم که مثلاً وساطـتت کنم خیـر سرم ، گفتم : آقا بشین زشته نمیخواد بـشـینه دیگه چه اصراریه؟
یـهـو پیرمرده برگشت گفت : اصلاً من می شینم جای این آقـا! حرفیه؟!
من :|
جـمعیت :|
پیـرمرده :))
اون یــارو :)))
خو لامصبا می گفتید از همون اول میخواید منو از جام بلند کنید دیگه !
همشهریان مردم آزاره داریم؟!

  33440

یادم میادقبلامعلممون گفت پردرامدترین شغل موادمخدره.
دوستمم ازاخرکلاس دادزدچراافغانستان انقدگدای!
معلممون موندچی بگه.

  33429

هی خدا اهای دهه شصتیا بیان دهه هشتادیا رو ببینی هی از ماها مینالیدین خدایی سال اول دبستان از ما میپرسیدن میخوای اینده چی کارا کنی مام در کمال صداقت میگفتیم درس بخونیم هی حالا از این دهه هشتادیا بپرس دماغ عمل کنم گونه پروتز کنم اصن ی وضی:D

  33421

از بيرون امدم خونه ديدم گدزيلا خواهرم خونمونه<بچش دهه هشتاد> گوشيمو گذاشتم رو بخاري رفتم تو اتاقم ك لباسامو دربيارم بعدشم سرم بند شد ب 4جوك بعد30 دقه ديدم ي دودي راه افتاده بو سوختني مياد رفتم ديدم بله كره خر بخاري رو تا آخرزياد كرده گوشي ماهم نابود شده بعد امده ميگ يامين يامين گوشيتو سرخ كردم
من :'-(
گودزيلا :-))

  33408

ديروز رفتم خونه مامانبزرگم.دوستشم اونجابود.به مامانبزرگم ميگم:بابامو راضيش ميكني تابرام ايفون4 بخره.؟دوستش برگشته ميگه:وااا اولا اخه فورتاايفون ميخاي چيكار؟ ثانيا من ميدونم فورتا يعني چهارتا .سوما براهرخونه اي يه ايفون بسه!
من:|
دوست مامانبزرگم:))
مخترعين توقبرشون~~~
الان واقعا من چي بگم ديگه!!!!!!!!!

  33399

شمايادتون نمياد يه زماني وقتي مي خاستيم يه فيلم ياكليپ از اينترنت دانلود كنيم زيريه سقف به پااينترنت پيرمي شديم فقط يكي نبود بياد عقدمون كنه‌! واسه همينم مامان بابامون اجازه نميدادن زياد باهم باشيم مجبورمي شديم وسط كار بهم بزنيم!!!!!يادش بخير

  33378

من هر وقت حوصله ام سر می ره یه اس ام اس به یه شماره اتفاقی می دم با این مضمون: جنازه رو قایم کردم، حالا چیکار کنم؟