م

مهدی

@آقا مهدی · ۳۸۷ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۴۴۲ رأی)

M
MEHDI>>>>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

چیست فرق آدمی با جانور ؟؟؟
تا که می نازد به خود از آن بشر
آدمی را گر نبود این امتیاز
بود بیش از جانور غرق نیاز
هست این نیروی ممتاز بشر
عقل دور اندیش و آینده نگر
در شگفت�
در شگفتم من چرا این برتری
گشته دراو مایه وحشی گری ؟؟؟
در طبیعت بی گمان هر جانور
هست در هنگام سیری بی خطر
من نمی دانم چرا نوع بشر
وقتی سیری می شود خونخوارتر ؟؟؟
در میان جنگل دور و دراز
هیچ حیوان دیده ای همجنس باز؟؟؟
هیچ شیری دیده ای در بیشه زار
جمع شیران را کشد بالای دار ؟؟؟
هیچ گرگی بوده کز بهر مقا�
گرگ ها را کرده باشد قتل عام ؟؟؟
هیچ ماری را دیده ای با زهر خود
کشته ها برپا کند در شهر خود ؟؟؟
هیچ میمون ساخته بمب ات�
تا که هستی را کند از صحنه گم ؟؟؟
دیده ای هرگز الاغی باربر
مین گذارد کار زیر پای خر؟؟؟
هیچ اسبی دیده ای غیبت کند
یا به اسب دیگری تهمت زند ؟
هیچ خرسی آتش افروزی کند
یا گرازی خانمان سوزی کند ؟؟؟
هیچ گاوی دیده ای کز اعتیاد
داده گاو و گاو داری را به باد ؟؟؟
پس چرا انسان با عقل و خرد
آبروی دام و دد را می برد ؟؟؟
پس بود دیوانه بی آزار تر
زان که محروم است از عقل بشر
مولوی استاد حکمت در جهان
کرده بس این نکته را شیرین بیان
آزمودم عقل دور اندیش را
بعد از این دیوانه سازم خویش را .
زین سبب آن کس که می نوشد شراب
تا شود لایعقل و مست و خراب
چون شود از عقل بی خبر
بس شرف دارد به شیخ حیله گر

M
MEHDI>>>>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

خدایا دلم هوای دیروز را کرده
هوای روزهای کودکی را
دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم وآرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد...
دلم می خواهد دفتر مشقم را باز کنم ودوباره تمرین کنم
الفبای زندگی را
می خواهم خط خطی کنم تمام روزهایی که دل شکستم
و دلم را شکستند
دلم می خواهد اگر اینبار معلم گفت که دردفتر نقاشیتان چیزی بکشید این بار تنها نردبانی بکشم به سوی تو
دلم می خواهد اگر گلی را دیدم نچینم
دلم می خواهد باز هم کودک شد...
...راستی خدایا فردا دلم هوای امروز را میکند...

M
MEHDI>>>>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
جوک

با بچه های دایی بزرگم رفته بودیم بیرون .
داییم زنگ زد و گفت بچه ها رو بیار خونه خاله زکیه همه اونجاییم حال خاله بد شده
خلاصه ما هم رفتیم اونجا من دیرتر از همه از ماشین پیاده شدم دیدم همه ایستادند منتظر من
گفتم پس چرا ایستادیت و رو کردم به رضا و گفتم منتظر چی هستی برو لایک و بزن بعد همشون یک صدا گفتن وااااااااااااااای
گفتم چیه جن دیدید؟؟؟؟
یکیشون گفت معلومه صبح تا شب تو فیس بوکیا!!!!!!!!!!
من!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فیس بوک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
لایک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
چهار جوک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بقیه سرشونو تکون می دادنو می گفتن نچ نچ نچ
منم که هنوز نفهمیده بودم چه سوتی ای دادم رفتم جلو تا زنگ بزنم رضا گفت عزیزم این زنگه نه لایک
بعد تازه فهمیدم چی شده گفتم آهان نه بابا من کجا فیس بوک کجا؟؟؟
اصلا گروه خونیم به فیس بوک نمی خوره
بعدهم جریان 4 جک رو براشون گفتم و کلی مشتاق شدن بیان ثبت نام
از همین الآن دارم هشدار می دم 2 تا شون دهه هشتادین
خلاصه اتمسفر گرفته بود این فکو فامیل مارو....

M
MEHDI>>>>>>100%MOKH ۱۳ سال پیش
پیام

سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟
هیچکس جوابی نداد
همه ی کلاس یکباره ساکت شد
همه به هم دیگه نگاه می کردند
ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین
در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود.
لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده بود
بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .
بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و
گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟
لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟
دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق...
ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟
معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرس�
لنا گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم
تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید
و ادامه داد:من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شد�
با خودم عهد بستم
که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه.
گریه های شبانه و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم خیس می شد
اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری...
من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره
ولی یه مدت پیش فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده
چه روزای عشنگی بود sms بازی های شبانه
صحبت های یواشکی
ما باهم خیلی خوب بودیم
عاشق هم دیگه بودیم
از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم
و هر کاری برای هم می کردیم
عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی
عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو به خاطرش از دست بدی
عشق یعنی از هر چیزو هر کسی به خاطرش بگذری
اون زمان خانواده های ما زیاد باهم خوب نبودن
اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم
و به پدرم موضوع رو گفت
پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد
توی این مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد
ولی اومده بود
پدرم می خواست عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو می زنه رفتم جلوی دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش می کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو
اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم که بجای من تورو بزنه
من با یه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفت�
بخاطر من برو ... و اون رفت و پدرم منرو به رگبار کتک بست
عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راححتیش تحمل کنی.
بعد از این موضوع عشق من رفت
ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندی�
اون رفت و ازون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برا�
فرستاد که توش نوشته شده بود: لنای عزیز همیشه دوست داشتم و دار�
من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم منتظرت می مونم شاید ما
توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من
زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم
خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باش
دوستدار تو
لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کردو گفت: خب خانم معل�
گمان می کنم جوابم واضح بود
معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت:آره دخترم می تونی بشینی
لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظ�
مدرسه داخل شدو گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی
از بستگان
لنا بلند شد و گفت: چه کسی ؟
ناظم جواب داد: نمی دونم یه پسر جوان
دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتادو دیگه هم بلند نشد
آره لنای قصه ی ما رفته بود
رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توی اون دنیا بهم رسیدن...
لنا همیشه این شعرو تکرار می کرد
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ آغاز کسی باش که پایان تو باشد

A
AVA ۱۳ سال پیش
پیام

خداوندا تو فرمودى كه باشد مجرمين را جاى در آتش ‍
نما عفوم نما عفوم كه من از نار مى ترس�
ريا كردم عبادت را غلط خواندم عبارت را
كنون از اين عبادتها و اين اذكار مى ترس�
بود بازار گرم دين فروشى بر سر راه�
خداوندا من از اين گرمى بازار مى ترس�
ريا كارم ريا كردم خطا كارم خطا كرد�
ز سوائى بنزد مردم اى ستار مى ترس�
وفا كردى جفا كردم عطا كردى خطا كرد�
نمى گويم چه ها كردم ولى بسيار مى ترسم

M
M.A ۱۳ سال پیش
پیام

خدایا کی میتونه دو ماه دوریه عشقشو تحمل کنه؟ خیلی بده شب موقع خواب اینقدر گریه کنی که وقتی صبح از خواب بیدار میشی اونقدر چشات پف کرده باشه که روت نشه از اتاق بری بیرون. دارم از دلتنگی میمیرم. آقا کیان وقتی پستای شما رو میخونم همه ی دردام یادم میره

M
MEHDI >>>100% mokh ۱۳ سال پیش
جوک

آقا ما یه همسایه داریم خعععععلی فوضوله
هر چی ام جواب سر بالا بهش می دی باز دوباره سوال می پرسه
دیروز دم در داشتم توی ماشینو جارو می کشیدم و شیشه هاشو تمیز می کرد�
اومده می گه هوا خععععععلی بده اصلا نفس کشیدن سخته توش
می گم خیلی ام خوبه چشه هوا؟
می گه شما تو هفته چندبار ماشین می شوری؟
می گم داداش من ماهیانه می شورم.
می گه راستی بابات شبا همیشه دیر میاد خونه؟
می گم بستگی داره
میگه ماشالا مهمونم زیاد دعوت می کنینا
می گم فک و فامیلمون زیادن چ کنیم؟
می گه تو همین یدونه بچه ای آره ؟
گفتم با اجازتون.
می گه ازدواج کردی؟
می گم ن
میگه تحصیلاتت چقدره
گفتم زیاد تا دلت بخواد تحصیلات دارم؟
دیدم اگه واستم گیر میده اومدم نشستم
پشت ماشین و روشنش کردم رفت�
ی دو ساعت بعد برگشتم خونه هر چی زنگ زدم کسی جواب نداد
اعصابم خورد اومدم شماره بابامو بگیرم برگشتم سمت ماشین
دیدم همون همسایمون ایستاده
گفت بابات اینا رفتن سر خاک بابا بزرگت
یعنی یه ساعت تو شوک بودم ک این چطوری تونسته از زیر زبون بابام حرف بکشه
شیطونه همینطوری داد میزد بزن لهش کن همسایه فوضولتونو
همسایه های فوضولی داریم در حده می خوام بگم لالیگا اما هرچی فک میکنم لالیگا اصلا در حده فوضولیه این نیست

M
MEHDI >>>100% mokh ۱۳ سال پیش
پیام

راستشو بگو ,وقتی میخواستی ببینیش دم در که بودی
به فکرم افتادی یا نه ,نهههههههههههه
ته نامردی ,نامرد
راستشو بگو ,وقتی پیشش رسیدی چشاشو دیدی
خوشحال بودی یا نه ,
هوووومممممم�
معلومه که بودی................................
منتظرت هستم هنوز تو اتاقم�
مضطرب و خستم
خودکارم تو دستم
سیگارم رو لب�
تنهایی نشستم
منو سکوتو یه مشت درایی که بستست
شبهای که ترس هست بدون تو اصلا
نمیشه درست بشه روزگارم حتما
پس چرا نموندی همین الان برگرد
وگرنه عشق قدیمیت میمیره از درد
بدون به همین زودی نمیدمت از دست
راستی زندگیت هنوز بدون من سرد هست
نه ,فک نمیکنم باشه،
اونجا هواش خوبه وای از من عاشق
من سردردام برام لذت بخشه
پس تو برگرد بام که این لذت کم شه
من چیزی ندارم نگران باشم که بدشه
خیانت کن خیانتتم خوبه بچه
تو اتاقم این موزیک در حال پخشه
و تو سرم خط خطیه و پر خطشه
چقد خوب بازی کردی این اخرین نقشتو
من دوست دارم و اینم اخرین بخشه

M
MEHDI >>>100% mokh ۱۳ سال پیش
پیام

پنج شنبه شب بود
بابام اومد تو اتاقم داشتم گریه می کردم
هر جوری بود اشکامو پاک کردم اما چشمای من موقع گریه کردن
خعععلی سرخ می شن.(پس مطمئن بودم بابام می فهمه)
بابام گفت میتونم بشینم پیشت؟
تو دلم گفتم آخه پدر من این دیگه اجازه می خواد؟
گفتم بلهههههه
گفت می خوام باهات حرف بزنم نه نصیحتت می کنم نه هیچی
دیدم حالت چند وقته خوب نیست گفتم شاید نیاز داری باهات حرف بزن�
(دلم می خواست بغلش کنم و زار زار گریه کنم )
گفت مهدی بابا آخه تو چته؟ چرا همش تو اتاقتی چرا زانو غم بغل کردی؟
چرا سرکار نمیری چرا خوراکت کم شده پسر
تو جوونی سنی نداری که بخوای ماتم بگیری
مگه مامان بابات مردن که تو اینطوری شدی ؟
اصلا میبینمت دلم آتیش می گیره
پاشو برو با همسن و سالات بیرون تفریح.اینطوری پیر میشی
د آخه دهن باز کن یه چیزی بگو فکر منو مادرت باش
اون زن داره بیرون دق می کنه اما هیچی نمی تونه بگه
تفکرات من: باباجون انقدر بغض دارم که دهن باز کنم شرشر اشکام میریزه چطوریباید بهت بگم دختر مورد علاقم یا ب قول بچه ها
مخاطب خاصم با تمام بی رحمی ولم کرده رفته
بابام دوباره گفت زمان همینطوری داره میره
پاشو یکاری یحرکتی بکن زمان بهیچ کس و هیچ چیزی رحم نکرده
رسم زمونه اینه باهاش بجنگ جلوش تسلیم نشو
دلم می خواست بهش بگم: باباجون لیلی کیه عشق خودت بسمه

M
MEHDI >>>100% mokh ۱۳ سال پیش
جوک

دیشب مهمون داشتیم (عموهام و عمم)
خلاصه بحث انسانیت و اینا بود بعد منم یعنی خواستم بگم یه چیزایی بلدم گفتم میدونید چرا انسان شد اشرف مخلوقات؟
محسن گفت خوب شاید چون پسر خوشگلی مثل من قرار بوده بوجود بیاد(یعنی تهه روحیه و اعتماد ب نفسه این پسر)
بعد یکی از دخترا گفت چون خدا بما عقل داده اراده داده اختیار داده.
گفتم آفرین فرزندم حالا می دونید اگه انسان عقل و اراده نداشت از یه مارمولکم پست تر بود؟
گفتن حالا چرا مارمولک این همه موجود هست تو این دنیا؟
گفتم آخه مارمولک اگه دست یا پا یا دمش قطع بشه ب مرور زمان می تونه دست و پا و دم جدید جایگزین بکنه اما انسان این قدرت رو نداره.
بابام: آفرین پسرم بعد رو به اقوام گفت چ پسر مارمولکی دارما
یعنی چسبیدم به سقف یکی هم نبود بیاد منو از سقف جدا کنه
خلاصه همه تا آخر شب داشتن در مورد مارمولک صحبت می کردن.
چ بابای ضد حالی دارما ولی بازم نوکرشم

M
MEHDI >>>100% mokh ۱۳ سال پیش
پیام

یکی از دلخوشی هایی که دیگه ندار�
هر وقت با ماشین می رفتم دنبال مخاطب خاصم نمی دونم این دنده ماشین چی داشت که همش اصرار داشت اون دنده رو عوض کنه منم می گفتم برو یک برو دو برو سه برو چهار برو سه برو دو برو یک خلصش کن می گفت قتل متل تو کاره ما نیست خودت خلاصش کن
چرا این دلخوشیامو ازم گرفتی؟؟؟؟
واقعا چرا؟؟؟؟

M
MEHDI >>>100% mokh ۱۳ سال پیش
پیام

دنیای ما اندازه ی هم نیست
من عاشق بارون و سیگار�
من روز ها تا ظهر می خواب�
من هر شبو تا صبح بیدار�
من خیلی وقتا ساکت و سرد�
وقتی میرم تو خود�
پاییز سال بعد بر می گرد�
دنیای ما اندازه ی هم نیست
می بوسمت اما نمی مون�
تو دائم از آینده می پرسی
من حال فردامم نمی دون�
فکر یه آغوش محکم باش
آغوش این دیوونه محکم نیست
صد بار گفتم باز یادت رفت
دنیای ما اندازه ی هم نیست

M
MEHDI >>>100% mokh ۱۳ سال پیش
پیام

آخه چطور دلت اومد تنهام بزاری و بری
آخه مگه حرفی زدم زخم زبونی من زد�
آره همش بهونه بود مسئله یار دیگه بود
دلت هوایی شده بود کارم از کار گذشته بود
برو با یارت عزیزم رها کن این تن منو
الهی صد ساله بشه عشق قشنگت عزیز�
اما یه قول بهم بده یارتو تنها نزاری
که مثل من اسیر بشه آواره از خونه بشه
منم یه قول بهت می دم یه روز فراموشت کن�
قلبمو سنگیش بکنم عشقتو خاکستر کن�
اگه یه روز خواستی گلم کسی رو نفرینش کنی
بگو که مثل من بشه زجر جدایی بکشه