تو که زیر برق اون نگاش داری جون میکنی
کاش میدونستی که فردا جای امروز منی
با منم اول قصه مثل امروز تو بود
دل ما رو هم مثل تو با کرشمه هاش ربود
بین صد نفر فقط تو چشم من نگاه میکرد
منم اون وقتا عزیز دل من صدا میکرد
به منم گفت بری میکشم خودمو به پای تو
راست میگفت کشت خودشو با رفتنم برای تو!!!
ما رو که عمری به پاش بودیم فروخت به یک نگات
تو رو که دو روز کنارشی چه میکنه باهات ؟؟؟
به توام میگه شبا چشات به خواب من میاد؟؟؟
اگه گفت تعبیرش اینه یکی دیگرو میخواد