s

shahrzad

@aivchn · ۷۱ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۵۷ رأی)

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

آقا اینی که میخوام واستون تعریف کنم اگه به گوشِ رفقا برسه تیکه بزرگم دندونه نیشمه!! یه سری تو سلف بودیم ، منم هندزفری تو گوشم بود خوابیده بودم چشامم بسته بود ، باتری گوشیم تموم شد خاموش شد اما من حال نداشتم بلند شم تو همون حالت موندم . بعد دو سه دیقه دیدم بحثشون رسید به ترمای اول که آره این الاغ (من!!) میدید ما هیچی حالیمون نیس ترم بوقییم سر کارمون میذاشت هرهر میخندید ، بعد یکی یکی شروع کردن به گفتن چیزایی که پشت سرم میگفتن!! چشت روز بد نبینه!! از مسخره ی بی درد (کذب محض!!) بگیربرو جلو تا کلاس خفه کن(منظور از خفه اینجا تعطیل هستش ، اینو خوب اومدن)!! منم هیچی نگفتم تا دلشونو سبک کنن بعدشم اصلا به روی خودم نیاوردم فقط فرداش طی یک حرکت انتحاری واسشون کیک درست کردم آوردم اون کورکودیل ها هم تهش رو در آوردن ، تا یه هفته هیچ کدوم نیومدن یونی ، میپرسی چرا؟ به این علت که بنده در کمال تواضع و فروتنی سه چهار تا ورق!!!! (هر ورق ده تا دونه قرص توشه) بیزاکودیل ریخته بودم تو کیک!! این بدبختا جرئت نداشتن از کناره دستشویی جم بخورن!!!! آخرم انداختم تقصیرِ قورمه سبزیه سلف ، ولی در عوض جیگرم خنک شد!! البته یکم غیبت بی موردم خوردم ، تو خونه حوصلم سر رفت ولی می ارزید!!!! ها؟ چیه؟ چرا این ریختی نگا میکنی؟ من بارها گفتم فقط یکم تفریح سالم میخواستم!!!! هیچ کس تا حالا با چند تا دونه ی کوچولو مسهل نمرده که!!!! خخخخخ
یه لایکــ : خدا شفات بده!!!! دوتا لایکــ : خیلی مسخره ای!!!!
سه تا لایکــ : از کجا قرص گرفتی مام میخوایم امتحان کنیم!!!!

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

موضوع انشا امروز : چرا 4جوک بدآموزی داره ؟ (خخخخخ)
اقا من دو سال پیش خاطرات یکی از بچه ها رو اینجا خوندم ، رفتم اجراش کردم تو دانشگاه . میگی چطور ؟ هیچی با بچه ها رفتیم یه نون گرفتیم با یه بسته پنیر ، یه لقمه ی خوشگل درست کردیم رفتیم دمه یکی از این کلاسا ، رفیقام که نامردا نیومدن هیچ کدوم ، ولی بنده با اعتماد به نفس کامل در رفتم تو! حالا شما تصور کن استادی و انتخاب کرده بودم که هیشکی سرِ کلاسش جرات نداشت جیک بزنه ( البته بجز من!خخخخخ ) کسی هم بعد خودش راه نمی داد ( بازم بجز من ، از بس بچه پررو بودم :) ) حالا استاد با اخم زل زده تو چشای من ، منم پررو ، با یه لبخند معصوم ( جونِ خودم ) زل زدم تو چشاش گفتم : استاد ، اینو مامانتون آوردن دادن آموزش ، گفتن صبحانه نخوردین ضعف میکنین ( همچنان لبخند!! )
صدا از کسی در نمیومد !همه منتظر بودن سرم از تنم جدا شه که استاد خندید گفت : بچه جون میندازمتـــــــــــــا !! منم پررو پررو خندیدم اومدم بیرون .
اونجا بود که کلاس منفجر شدو واسه ترم جدید ساختمون دانشکارو جا بجا کردن ! بــهــلــه...
القصه! فور جوک خیلی خطرناکه حسن ! میریم روی هوا حسن !
البته استادمون مرام خرج کرد ننداخت ، ولی وقتی ترمِ بعد هم در کمالِ وقاحــــــــــــــــت باهاش واحد برداشتم و بازم همین بلا هارو سرش اوردم گذاشت رفت از دانشگامون . بهله ، یه همچین آدم تاثیر گذاریم بنده .
کثافت هم خودتی ، روانیم خودتی ، عقده ای ام خودتی ، من فقط یکم تفریح ســـــالــــــم نیاز داشتم :D

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

داداشم از کلاس اول تا حالا که شیشمه(خخخخخ) یه غلطم تو دیکته اش نداشته (برعکس من که یه دیکته ی بالا 16نداشتم از همون اول) جز این آخری که 18شده، حالا مامانم راه میره گیر میده بهش که آخه چرا غلط داشتی اینم هی میگه حواسم نبود.آخر مامانم عصبانی شده میگه حواست کدوم گوری بوده مگه؟ خیلی شیک برگشته میگه چه فایده که بگم، شما که درک نمیکنین!
مامانم هم برگشت گفت حالا تو بگو ، ما سعی میکنیم بفهمیم. با یه نگاه عاقل اندر سفیه و یه نیشخند برگشته میگه: درد عشقی کشیده ام که مپرس!!!!!!!!!!!!!
منم پِقی زدم زیرِ خنده ، همونطور که سرشو از رو تاسف تکون میده برگشته میگه:بیا!من که میگم شماها درک نمیکنین! یه عمر بزرگت کردم (منو میگفتــــــــــــا!!) که عصا ی دستم بشی، شدی کلنگ میزنی تو کمرم! بجایِ اینکه پاشی بگی داداششششش همین الان میرم دستِ دخترِ رو از گردن میکــــَــنــَــم میذارم تو دستت، نشستی اینجا واسه من ریسه میری!!شماها فک و فامیلین من دارم؟!
من : -__-
مامانم : -__-
داداشم : :(((((((((((((( (بابت شیکست عقشیش ناراحته!!)
فک و فامیل : -__-
یونیسف : ^____^
پ.ن : اینجا یه سوالی پیش میا اونم اینکه اینا بچه ان یا تیرانازاروس رکس؟ خخخخخ

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

مریض شدم ، تب دارم در حدِ جامِ خلیج ِ فارس، حالا مامانم اومد بهم یه حالی بده، سوپ ِ شیر که فقط من دوس دارم درست کنه ، ولی خوب چون هیچ وقت نمیپزه بلد نبود. زنگ زد از یکی از دوساش بپرسه. پنج دقیقه اول دستورپخت میگرفت ، بعد بحث کشیده شد به جاهای حساس!!!! خلاصه بعد دو ساعت که خداحافظی کرد و اینا پاشد شام بذازه ، ولی اصن یادش نبود واسه چی زنگ زده بود به دوستش!! آخرم یادش رفت سوپ درست کنه . الهی فداش شم ، ساعت 10شب یادش اومد تازه پاشد سوپ گذاشت برام.
ینی هیچ خونه ای بی مامان نمونه
بنده از همین تیریبون فدا مدای مامان خانمم میشم :)))))))بَهـــــــــله

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

اقا این مامان بابای من نمیذارن من رانندگی کنم
حالا چرا؟
بابام میگه تو فقط بلدی بری 4 پاتم بذاری رو گاز دِ برو ک رفتی! اصن خطرناک رانندگی میکنی باباجان!
حالا مامانم: آره آره! تو مثه بابات رانندگی میکنی!
من حرفی برای گفتن ندار�
فک کنم تو بیمارستان مامان بابامو!! عوض کردن...
:((((((((

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

اقا دیشب این تلفن ما زنگ زد (تلفن خونه!!) داداشِ گودزیلام جواب داده دو ساعته خوشو بش میکنه یکلام نمیگه کیه که!!
عادتم داره تا بش میگن فلانی خوبه میگه مرسی سلام میرسونه
خلاصه دیدیم باز داره میگه ممنون سلام میرسونن( ینی مامان بابام) بعد چن لحظه دوباره گفت اونم خوبه سلام میرسونه( ینی من!!)
منم بشوخی گفتم چرا خالی میبندی؟ من کی سلام رسوندم؟
یهو یه نگاه عاقل اندر سفیهی بهم کرد در جا گفت فلانی (منو میگفتــا!!) میگه من سلام نمیرسونم!! بعدم گوشیو داد به مامان�
حالا من دهــــــــــن باز !! همونجوری موند�
همه ی اینا به کنار!! بگو کی پشت خط بوده!!!!!!!!!!!!!!!!
طرف زنگ زده بود جواب منو بپرسه بابت خاستگاریـــــــــ هفته ی پیشش
ینی در ایــــــــــــن حد داداشه ما گودزیلاس

a
aivchn ۱۲ سال پیش
پیام

تنها که باشی تا سرتو بذاری رو بالشت خوابت میبره...
عاشقش که باشی ، دلت میخواد تا صبح بیدار بمونی و صورت خوشگلشو که تو خواب قشنگترم میشه تماشا کنی ، خاطراتتونو دوره کنی و لبخند بزنی...
ولی تـــنـــهـــات که گـــذاشـــته بـــاشـــه ، تا صبح خوابت نمیبره ، آخه اشکات دائم صورتتو میشورنو خواب نیومده از سرت میپره
لـایــکــ : اشک هم که نباشه ، خیالِ خیست نمیذاره بخوابم
لـــعـــنـــتـــی ...

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

!!!!!!!!!!!!این یک داستانِ واقعیست!!!!!!!!!!!!!
به همین 4jok قسم اگه دروغ بگم!!!!!!!!!
دختره اومده سره کلاس
دو ساعتو نیــــــــــــــــــــم نشسته
هی میگم خدایا این اصن اشنا نیس از کجا اومده اونم اخر ترمی
کلاس تموم شد دیدم همچنان نشسته زل زده به جزوش
بعد با لبخند برگشته به من میگه ببخشید جزوه شما کامله؟
میگم اره چطور مگه؟
میگه من از اول ترم نبودم جزوتو بده کپی کن�
اقا جزورو دادم دو ساعت باش کلنجار رفته تازه میگه چقد سخته!!!هیچی نمیفهمم ازش!!!
اقا یکم باش کلنجار رفتم اخرم هیچی نفهمید بهش گفتم من الان کلاس ندارم اگه بیکاری بریم یجا از اول برات توضیح بدم چی به چیه
میگه من الان راه آهـن دارم بعدش بیکار�
اقا این فکِ من چسبید به زمین!!!میگم مگه رشتت چیه؟ میگه عمران!!!
میگم الان چی داشتی؟میگه سازه های بلند!!!
میگم آخه کلنگ!!! سه ساعت نشستی سر کلاس مدار منطقی با بچه های الکترونیک اصن حس نکردی اینا چه ناآشناس؟؟؟
میخنده میگه عـــــــــــــــه!! دیدم بچه ها نا اشنان!!!
لعنتی ترم اولی ام نبود کـــــــــــــــه!!!
اخه خروجی اینقد گــــــــــــــــــــــیج؟؟؟؟
فک میکردم فقط خودم گیجم!
نگو دوستان پیش کسوتن!!

a
aivchn ۱۲ سال پیش
پیام

نیستــــــــی
و این ینی یه بشقاب پــــــر از غذای موردِ علاقَ�
با دو تـــــــــــــا قاشــــق کنارش
ومنی ک تو هر ثانیه صــــــــــد بــــــــــار بغضمو قورت مید�
و صدات که هنــــــــوز توی سرم میپیچه
-آروم تر بخور... دل درد میگیری...
ببین! دل درد نگرفتم... اما قلب درد چرا...
لایــــــــکـ : اینم دروغ گفته بودی؟!
...