a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

داداشم از کلاس اول تا حالا که شیشمه(خخخخخ) یه غلطم تو دیکته اش نداشته (برعکس من که یه دیکته ی بالا 16نداشتم از همون اول) جز این آخری که 18شده، حالا مامانم راه میره گیر میده بهش که آخه چرا غلط داشتی اینم هی میگه حواسم نبود.آخر مامانم عصبانی شده میگه حواست کدوم گوری بوده مگه؟ خیلی شیک برگشته میگه چه فایده که بگم، شما که درک نمیکنین!
مامانم هم برگشت گفت حالا تو بگو ، ما سعی میکنیم بفهمیم. با یه نگاه عاقل اندر سفیه و یه نیشخند برگشته میگه: درد عشقی کشیده ام که مپرس!!!!!!!!!!!!!
منم پِقی زدم زیرِ خنده ، همونطور که سرشو از رو تاسف تکون میده برگشته میگه:بیا!من که میگم شماها درک نمیکنین! یه عمر بزرگت کردم (منو میگفتــــــــــــا!!) که عصا ی دستم بشی، شدی کلنگ میزنی تو کمرم! بجایِ اینکه پاشی بگی داداششششش همین الان میرم دستِ دخترِ رو از گردن میکــــَــنــَــم میذارم تو دستت، نشستی اینجا واسه من ریسه میری!!شماها فک و فامیلین من دارم؟!
من : -__-
مامانم : -__-
داداشم : :(((((((((((((( (بابت شیکست عقشیش ناراحته!!)
فک و فامیل : -__-
یونیسف : ^____^
پ.ن : اینجا یه سوالی پیش میا اونم اینکه اینا بچه ان یا تیرانازاروس رکس؟ خخخخخ

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.