آقا اینی که میخوام واستون تعریف کنم اگه به گوشِ رفقا برسه تیکه بزرگم دندونه نیشمه!! یه سری تو سلف بودیم ، منم هندزفری تو گوشم بود خوابیده بودم چشامم بسته بود ، باتری گوشیم تموم شد خاموش شد اما من حال نداشتم بلند شم تو همون حالت موندم . بعد دو سه دیقه دیدم بحثشون رسید به ترمای اول که آره این الاغ (من!!) میدید ما هیچی حالیمون نیس ترم بوقییم سر کارمون میذاشت هرهر میخندید ، بعد یکی یکی شروع کردن به گفتن چیزایی که پشت سرم میگفتن!! چشت روز بد نبینه!! از مسخره ی بی درد (کذب محض!!) بگیربرو جلو تا کلاس خفه کن(منظور از خفه اینجا تعطیل هستش ، اینو خوب اومدن)!! منم هیچی نگفتم تا دلشونو سبک کنن بعدشم اصلا به روی خودم نیاوردم فقط فرداش طی یک حرکت انتحاری واسشون کیک درست کردم آوردم اون کورکودیل ها هم تهش رو در آوردن ، تا یه هفته هیچ کدوم نیومدن یونی ، میپرسی چرا؟ به این علت که بنده در کمال تواضع و فروتنی سه چهار تا ورق!!!! (هر ورق ده تا دونه قرص توشه) بیزاکودیل ریخته بودم تو کیک!! این بدبختا جرئت نداشتن از کناره دستشویی جم بخورن!!!! آخرم انداختم تقصیرِ قورمه سبزیه سلف ، ولی در عوض جیگرم خنک شد!! البته یکم غیبت بی موردم خوردم ، تو خونه حوصلم سر رفت ولی می ارزید!!!! ها؟ چیه؟ چرا این ریختی نگا میکنی؟ من بارها گفتم فقط یکم تفریح سالم میخواستم!!!! هیچ کس تا حالا با چند تا دونه ی کوچولو مسهل نمرده که!!!! خخخخخ
یه لایکــ : خدا شفات بده!!!! دوتا لایکــ : خیلی مسخره ای!!!!
سه تا لایکــ : از کجا قرص گرفتی مام میخوایم امتحان کنیم!!!!