s

shahrzad

@aivchn · ۷۱ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۵۷ رأی)

چن روز پیش داشتم این گودزیلای داییمو که شیش ماه شه مینداختم بالا گریه اش بند بیاد ، هی مینداختم بالا میگرفتم ، مینداختم بالا میگرفتم ، یهو انداختم بالا اما دیـــــــــــــر گرفتم!!!!!! آقا فکه من که داغون شد ، سره اونم ترکید فک کنم!!!!!! همچین ونگ میزد که از ترسم بردم دادم به مامانش. حالا مگه ساکت میشد؟!؟!؟!؟!
این وسط مامانم گیر داده که این بچه حتما دلش درد میکنه ، میگم آخه مامانه من ، رو چه حسابی میگی دلش درد می ککنه؟!؟!؟!؟!
میگه مگه نمیبینی با ناله گریه میکنه ، خو درد داره دیگه بچه!!!!!!
آقا از همین تیریبون اعلام میکنم بنده نادمم ، پشیمونم ، متاسفم!!!!
شما بگو ، این فامیله عوضیه که اینا دارن؟!؟!؟!؟!

آقا طرف 30 تا مخاطب خاص داره ، 20 تا مخاطب ویژه ، 10 تا طرح آرزوهای بزرگ ، اونوخ هنو داره دنبال نیمه ی گمشده اش میگرده!!!!!!
خو کصافت ، نیمه ی خودت به جهنم ، تو که نیمه ی بقیه رو هم احتکار کردی که!!!!!
این وضه ما داریم؟! من از شما میپرسم ، داریم؟! اصن هس؟!
خو برو از خدا بترس خــــُـــــــــــــــب!!!!!!

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

پسر خاله ی گودزیلام اومده میگه امتحانمونو گند زده بودیم دسته جمعی ، واسه اینکه روحی امون حفظ بشه بردنمون بولینگ!!!!!!
اونوخت ما همسن اینا بودیم یه نفر خراب میکرد ، همَـمونو میبردن تو حیاط با ترکه آلبالوی خیس خورده میفتادن به جونمون درس عبرت شه واسه هممون!!!!!!
خو این ینی چی؟ ما حیوون بودیم آیا؟ با خر و الاغ اشتباه گرفته بودنمون آیا ؟من از شما میپرسم ، اصن هست؟!؟!؟!؟! داریم؟!؟!؟!؟! هست یه همچین چیزی؟!؟!؟!؟!

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یکی از سرگرمی های دوران طفولیت اینجانب (حدودای 3 ، 4 سالگی) این بود که هی جوجه بخرم ببرم بذارمش روی تاقچه که بپرن پایین پرواز یاد بگیرن ، همشونم میفتادن میمردن!!!! تمامه استدلالم هم این بود که بالاخره یکیشون از خودش استعداد نشون میده پرواز میکنه بعد من زیادشون میکنم یه نژاد جدید میشن میفروشمشون با پولش بنز میخرم!!!! یه همچین سلاح کشتار جمعی ای بودم من!!!!!! خودم که دقیق یادم نی ، ولی میگن هیتلر یه 40 واحد پیش من کارآموزی گذرونده!!!! خخخخخ

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

دقت کردین هر وخ یه چیزو جوری قایم کردیم که هیچ کس (مخصوصا مامان جان!!) نتونه پیداش کنه ، وختی میخوایم بریم سراغش خودمونم نمیتونیم پیداش کنیم!!!!
حالا دقت کرده بودین اینجور مواقع تنها راه حل اینه که بریم سراغ مامانمون!! صاف میره همون جایی که قایمش کردیم ، جوری که انگار از قبل بِش سپرده بودیم که یادش باشه فلان چی رو کجا میذاریم!!!!
والا به غرآن!!!! با این نوناشون....

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

خدایا این شادیا رو از ما نگیر!!!!
امرو داداشه گودزیلام اومده خونه شاکــــــــــــی! میگم چی شده؟ میگه معلم ورزشمون گفته فرداهمتون با پدراتون بیاین مدرسه! میگم واسه چی؟ میگه اصول دین رو پرسید بلد نبودیم!(دقت کنین معلم ورزشــا) میگم مگه میشه؟ ینی یه نفرم تو اون کلاس اصول دین رو بلد نبوده؟
میگه مشکل اینجاس که برگشته میگه اصول دین ؛ حرام و واجب و مباه و مستحب و مکروهِ!!!! نه توحید و معاد وعدل و نبوت و امامت!!!! حرفِ هیشکی ام قبول نداره....
من دیگه چیزی نمیگم خودتون قضاوت کنین ، این معلم ورزشه که داداشِ من داره؟!؟!؟!؟!

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

رفتم یه سایت تست iq ، نوشته بود لطفا در آخر نمره ی خود را ثبت کنید. حالا اومدم نگا میکنم میبینم همه از دم بالای 120 بوده iq شون!!!! ینی همه ی ایرانیا نخبه بودن و من نمیدونستم آیا؟!؟!؟!؟!
حالا اینش به کنار ، من نمیدونم اون ده ، پونزده نفری که 180 به بالا زده بودن چی فک کردن ؟!؟!؟!؟!
نه ، من از شما میپرسم ، داریم؟ اصن هست یه همچین چیزی؟!؟!؟!؟!
اینم هم وطنه باهوشه ما داریم آیـــــــــــا؟!؟!؟!؟!

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

در جواب دوست عزیز erudit پست 127406:
آقا ما یه استاد داشتیم واسه ریاضی (عمومی و کاربردی جفتش!!) آقا این هر وقت میخواست امتحان بگیره سوالا رو مینوشت رو تخته بعد ول میکرد میرف پایین یه چایی میریخت میخورد بعد میومد برگه هارو جمع میکرد بعد اونوقت جوابا که میومد نمره بچه ها همیشه تو بازه ی 4- و0.25 میشد ،دیگه طرف خیلی جزوش کامل بود میشد 0.5!!!!
نه ، شما بگو ، این استاده اهله حاله ما داشتیم؟!؟!؟!؟!

a
aivchn ۱۲ سال پیش
پیام

رویای خیــس
می خوای بدونی بن بست زندگی کجاست؟
اونجایی که یه پسر هوای ینفرو خیلی داره ، تو دعواها جاش کتک میخوره ، تو امتحان جوابا رو از رفیقش میگیره تا برسونه به این پسره ، هر گندی که اون پسر بالا آورد گردن بگیره و هزارتا کاره دیگه... ، اما هیچکس نفهمه چرا!
میخوای بدونی چرا؟ چون اون پسره عشقه جدیده عشقشه ، دلش نمیاد چشمای عشقشو اشکی و نگران ببینه ، حتی اگه دلیلش یه عشقه تازه باشه...
اینجا تهِ تهِ بن بسته زندگیه ، برگشت هم نداره....

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

دقت کردین همتون این جمله رو حداقل یه بار شنیدین :
" برو بگیر بنشون و از مامانت بگیر بیار ، آفرین بچه ی خوب!! "
یعنی نسلی هستیم که با یه جمله ساعت ها اسگل میشدیم!!!!
حالا الآن به گودزیلامون میگم برو بگیر بنشونو بیار ، زل زده تو چشام میگه مگه خودت چلاقی!! بعد میگیم ما نسل سوخته ایم میگید نه!!
هـــعــــی روزگار

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

یه بار از طرف مدرسه کلاسِ مارو بردن اردو تشویقی
منتها ما کلید دفتر معلما رو هم با خودمون بردی�
بیچاره ها دو ، سه ساعتی زندانی بودن تا یکی تونست درو روشون باز کنه ، آخه نه که سوالای امتحان رو اونجا نگه میداشتن ، رو همین حساب قفلش خیلی کار درست بود!!!!
درسته کهوقتی فهمیدن کاره ما بوده واسه ساله بعد 10نفرمون رو ثبت نام نکردن ، از بقیه هم تعهد محضری گرفتن ، ولی تا مدت ها بچه ها مثه قهرمانا باهامون رفتار میکردن!!!!خخخخخ
سادیسمی هم خودتی!!!! من بارها گفتم ، هدفم فـــقــــطـــ یکم تفریحه سالمه!!!!

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

بنده از همین جـــــــا اعتراف میکنم هنوز که هنوزه بعد چند سال وقتایی که دارم کانال میزنم و میرسم به این برنامه هایی که در مورد کنکوره ، از شدت استرس و اضطراب تا یه هفته دل پیچه و (روم به دیوار ، گلاب به روتون) بیرون روی دارم. ینی بلایی که اینا سر من میارنـــــــــــــــا صد تا شیاف و قرص و شربت مسهل نمیتونه نازل کنه. من که میدونم همتون مثه خودمین ، دکمه اینتر عمو کامران با گوجه و خیارشور ساندویچ شده لایِ کلیپس سارا همسایه ی داداش حامد با نون اضافه تو حلقت اگه انکار کنی!!!!

a
aivchn ۱۲ سال پیش
جوک

داداش اینایی که واسه شماها تعریف میکنما ، درحدی خطریه که واسه خودمم تکرارشون نمیکنم مبادا از دهنم دربره بیچاره شم!!!! ولی خب چه کنم ، خراب رفیقم ، واسه خندوندنه شما رفقا همه چیزو میریزم رو داریه!!!!
آقا ترمه زوج بود هوا زود تاریک میشد همه استادا نهایتا 6 ،شیش و نیم جمع میکردن کلاسارو ، اما ما یه استاد کنه داشتیم ، زبان فنی ، مارو تا7، یه ربع به7 نگه میداشت. ینی همه میرفتن دانشگاه خالی میشد ما وامیسادیم آب وجارو میکردیم تو اوج ترافیک تازه هلک و هلک راه می افتادیم بریم خونه. یه سری برگشت گفت بدجوری هوس چایی کردم ،منم پریدم گفتم استاد یه نپتون بابونه دارم الآن یه چاییه دبش برات میارم حال بیای. بماند که تا مدت ها بچه ها صدام میزدن دیابت (خودشیرین!!) اما من میخوام از اتفاقای پشت پرده براتون حرف بزنم!!یه نپتون داشتم یه سال بود ته کیفم به هر آلاینده ای که بگی آلوده شده بود ، ورشداشتم رفتم دفتر اساتید یه آب نجوشیده ی ولرم ریختم تو لیوان یه بار مصرف نپتونم انداختم توش ، اصن رنگ نمی گرفت از بس خنک بود!! فوری هر چی حرصداشتم به صورت یه تُف مَـشـتـی انداختم تو چاییه ، بعم انگشتمو سه دور تو مماخِ خوشگلم چرخوندم با همون انگشت چایی رو هم زدم کفای روشم حل کردم سه نشه!! بعدم دو تا قند برداشتم حسابی با ته کفشم تبرکشون کردم یه دسمال کاغذی برداشتم گذاشتم کفه دستم قندارو گذاشتم روش بردمش واسه استاده!!!!حالا برگشته میگه چه کمرنگه!!(شرمنده ها، رنگه ش ا ش ه بچه بود) میگم نه استاد!!نکه بابونس ، واسه همین این رنگیه!!بدبخت خورد کلی ام تعریفشو کرد!!
خلاصه ، از ترسم که مبادا به گوشش برسه بندازتم اینارو با خودمم تکرار نکردم دیگه ، آخر ترمم سوالارو ازش کش رفتم اون ترم همه کاتالوگ خوانی بیست شدن!!!! اما خوب خودم تا مدت ها چایی میدیدم تا یه ساعت عق میزدم!!!!
ها؟ نیگا نیگا میکنی؟ باز چیه؟ هر سری باید بگم که من فقط دنبال تفریحاتِ سالمم؟! روانیم خودتی! کثافته عقده ای ام خودتی!اصن هر چی بگی خودتی!!!! خخخخخ