a

asal

@portion92 · ۸۰ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۲۳ رأی)

ن
نم نم بارون... ۱۲ سال پیش
جوک

پسرخاله م براي اولين باربازنش ميرن دريا‏!خودش ميره توآب زنش كنارآب وايميسته؛خواسته بگه شنابلدم؛به زنش ميگه حواست بهم باشه شناميكنم بهت نزديك ميشم‏!اولين باركه سرشومياره بالاميپرسه چقدنزديك شدم؛زنش ميگه هيچي؛دوباره تلاش كن‏!دفه بعدي تاميخواسته بيادبالابپرسه؛زنش براي خوشحال كردنش جوري كه اون نفهمه يكم ميادجلو‏‏!پسرخاله م نگاه كه ميكنه فكرميكرده داره شناميكنه وجلو ميادخخخ!اين كارروچندبارتكرارميكنن‏!‏
حالاكه توجمع داشت باآب وتاب تعريف ميكرد؛زنش واقعيتوگفت‏!جمع تركيدن از خنده‏!حالاپسرخاله ميگه:خودمم تعجب ميكردما؛آخه من ميرفتم جلو ولي کناريام تكون نميخوردن‏!‏‏!‏
پسرخاله باهوش:‏(‏
زن ضايع كنش:‏)‏
جمع/‏‏‏_‏/‏‏¤

ن
نم نم بارون... ۱۲ سال پیش
جوک

اولين روزايي بود كه اومده بودم خونه ي بابام.خيلي توخودم بودم ودلم گرفته بود.يه شب مامانم صدام كرد؛گفت:بيااين اتاق بابات كارت داره؛پاشدم رفتم؛روبروي بابام نشستم؛مامانمم كنارم بود؛بابام گفت:انقددپرس نباش؛هراتفاقيم بيفته من حاميتم و‏...يه دفه مامانم نه گذاشت نه برداشت؛يهوگفت:ببين چه بابايي داري؛اگ‏ه باباي منم حاميم بود؛منم طلاق مي گرفتم‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏
بابام:‏(‏
مامانم:‏)‏
من:¤
انجمن مردان بي سرپرست:‏(‏
باباهاي حامي:‏(‏
اولين پستم تو اين بخشه؛شمام "حاميم‏"‏باشين لفطا‏!‏

ن
نم نم بارون... ۱۳ سال پیش
پیام

‏چرا تمامش نمي كني...
دروغ هايت را...
آزارهايي كه تا امروز دادي كافي نبود...
برق خوشحالي آزادي از پس مردمك چشمانت هويداست...
حيف شد احساسي كه به پايت ريختم...حيف شد...
با اينكه فكر "نفر بعدي‏"زندگيت گاهي آزارم مي دهد...ولي...
ديگر كافيست...تمامش كن...
ميخواهم نفس بکشم...‏!‏
همون "نايت ويش"م دوستان

N
Night wish ۱۳ سال پیش
پیام

‏*‏‏*‏‏*‏يكي از دردايي كه ديگه نيست‏:‏
روزاي آخربود...ديگه مي دونستم به آخر خط رسيديم وهمين روزاست كه همه چي تموم شه وديگه همديگه رو نبينيم...گريه هاي من بيشتر شده بود...چه روز چه شب...چه وقتي كه خونه بودي؛چه وقتي كه سركار...خيلي سعي كردم از خواب عميقي كه رفته بودي بيدارت كنم...باورم نميشدديگه راهي نيست...
وبالاخره صبح خداحافظي من ازخونه فرا رسيد و...
نميدونم ميشه باتو هم خداحافظي كنم...‏!‏
خوب كه به كارات فكر ميكنم مي بينم؛حتي لياقت يه خداحافظيم نداري‏!‏‏!‏‏!‏

N
Night wish ۱۳ سال پیش
پیام

چرا همرام نيستي وقتي بيرون ميرم‏!؟
تويي كه انقد غيرتي بودی؛چرا نيستي؛تا نذاري مرداي غريبه ي كوچه وخيابون؛يه نگاه چپ بهم بكنن‏!‏‏!‏
ديروز؛تومغازه؛از‏"‏نبودنت‏"‏چنان بغضي گلومو گرفت...كم مونده بود مثل ديوونه ها گريه كنم‏!‏‏!

اصلا اين حرفا حاليته‏!‏‏!‏‏!‏
اومدم نذارم عشقتو ببازي
اما اين رسمش نبودمهمون نوازي

N
Night wish ۱۳ سال پیش
پیام

يكي از زيباترين لحظه هايي كه ديگه امكان نداره باشه...‏!‏‏!‏‏!‏
صبحا موقع رفتنت سركار...بايد منو تو آغوشت ميگرفتي وتو گوشم ميگفتي:‏"‏خانومم دلم برات تنگ ميشه‏"‏...‏
حتي اگه ازت ناراحت بودم‏...
حالابايدبه زور اينوقبول كنم كه اين كارات يه جور بازيگري بوده‏!‏‏!‏‏!‏