چرا تمامش نمي كني...
دروغ هايت را...
آزارهايي كه تا امروز دادي كافي نبود...
برق خوشحالي آزادي از پس مردمك چشمانت هويداست...
حيف شد احساسي كه به پايت ريختم...حيف شد...
با اينكه فكر "نفر بعدي"زندگيت گاهي آزارم مي دهد...ولي...
ديگر كافيست...تمامش كن...
ميخواهم نفس بکشم...!
همون "نايت ويش"م دوستان