يكي از زيباترين لحظه هايي كه ديگه امكان نداره باشه...!!!
صبحا موقع رفتنت سركار...بايد منو تو آغوشت ميگرفتي وتو گوشم ميگفتي:"خانومم دلم برات تنگ ميشه"...
حتي اگه ازت ناراحت بودم...
حالابايدبه زور اينوقبول كنم كه اين كارات يه جور بازيگري بوده!!!