س

سحر

@سحرش · ۴۵۷ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۷۶۵ رأی)

ا
اول شخص غایب ۱۳ سال پیش
پیام

*از شما چه پنهون*
خیلی درده. . . .
اولین باری که بعد از مراسم عروسیت فامیلای دور رو میبینی تو مراسم ختم عشقت باشه!
با یه فرق کوچیک....
اون موقع در حال تبریک گفتن و آرزوی خوشبختی و حالا....
در حال تسلیت وآرزوی صبر!
لایک=مگه میشه سحر؟؟؟
عمر خوشبختی یه آدم انقدر کوتاه؟؟؟؟

ا
اول شخص غایب ۱۳ سال پیش
پیام

*از شما چه پنهون*
امروز صبح(4شنبه)به توصیه ی روانپزشکم رفتم گفتار درمانی.
وقتی از مامانم شنید حدود 5ماهه که قدرت حرف زدنم رو از دست دادم کلی تعجب کرد.تازه وقتی علتو فهمید باز کلی بیشتر تعجب کرد.
خلاصه اونجا بود که فهمیدم ظاهرا یه مورد نادرم.
راستش اینو تا حالا به کسی نگفتم ولی از اونجایی که شما غریبه نیستید و هیییچچچی از شما پنهون نیست میگم:
"این روزا احساس میکنم اگه بخوام میتونم یه چیزایی بگم ولی اصراری ندارم خوب بشم.این مدت لال بودن از یه جهاتی خیلی خوب بود خیلی! وقت کسی نیست عمق درد صدای آدمو بفهمه همون بهتر آدم لال باشه!"
لایک=باز خل شدی سحر!
بیچاره مامانت. . . .

ا
اول شخص غایب ۱۳ سال پیش
پیام

*دیالوگهای اول شخص غایب با خدا*
من:دارم صدات میکنم خدا حواست به منه؟؟
خدا:جان دلم عزیزم بگو؟چیزی شده؟
من:هرچی میکشم از دست این آدمهاس.میبینی چه بلایی سر بندت آوردن؟؟4ماهه بعد از دیدن اون صحنه لال شدم.یعنی لالم کردن.خب تو اگه میخواستی خودت لال خلقم میکردی غیر از اینه؟؟بلایی سرم آوردن که بعدش حتی نتونستم بگم"آخ"اونا مقصرن خدا.توکه شاهد بودی.تا کی میخوای مقابلشون سکوت کنی ها؟؟؟
خدا:آروم باش عزیز دلم.من همه چی یادمه.اما گاهی وقتها گناه آدما انقدر بزرگه که مجبور میشم رهاشون کنم.هیچ چیزی اونارو به خودشون نمیاره.از هیچی درس نمیگیرن.تو آروم باش و صبور.وقتی منو داری نگران چی هستی؟؟؟
من:نگرانم حتی توام از دست بدم.تا حالا هیچکدوم از دلخوشی هام تو این دنیا همیشگی نبوده.دست خودم نیست میترسم توام....
خدا:پایدار نبودن ویژگی همه چیزهای دنیائیه عزیزم.من که متعلق به این دنیا نیستم.پس همیشه کنارت میمونم شک نکن!
لایک=خدا برات میمونه سحر!

ا
اول شخص غایب ۱۳ سال پیش
پیام

*از شما چه پنهون*
خیلی دلتنگ اون وقتائیم که بدون رو انداز و پتو از خستگی رو کاناپه بیهوش میشدم. . . .
همینکه میومد خونه و منو تو اون وضع میدید کاپشنشو مینداخت رومو بعد. . . .
من و عطر تلخ مردونش و یه خواب شیرین!
لایک=چشماتو باز کن!
سحرت 2ساله که حتی با قرصهای آرامبخش هم خوابش نمیبره چه برسه به خوابهای شیرین اونجوری و بیهوش شدن از خستگی؟؟!!

ا
اول شخص غایب ۱۳ سال پیش
پیام

*از شما چه پنهون*
برا اینکه بتونم بفهمم کی ازم دلخوره یه نشونه گذاشته بودم. . . .
صداش میکردم. . . .
اگه میشنیدم جانم؟معنیش این بود که دلخور نیست.
اگه میگفت:بله؟یعنی ازم ناراحت بود.
میدونید دلم از چی میسوزه؟؟؟
هیچوقت بله رو از زبونش نشنیدم حتی تو اوج ناراحتی. . . .
لایک=کاش انقدر خوب نبود سحر!
یا کاش لااقل تو انقدر یاد خاطره های خوبش نبودی!

ا
اول شخص غایب ۱۳ سال پیش
پیام

*زندگی یادم داده....*
وقتی یه کارمند از دفتر مدیر شرکت میاد بیرون و با عصبانیت میگه:"فکر کرده محتاج چندر غاز حقوق اینجام؟اگه اخراجمم نمیکرد دیگه پامو تو این شرکت کوفتیش نمیذاشتم."
یعنی. . . .
به حقوق اونجا خیلی احتیاج داره و چیزی نمونده بزنه زیر گریه. . . .

ا
اول شخص غایب ۱۳ سال پیش
پیام

*دیالوگهای اول شخص غایب با خدا*
من:(4-5سال پیش)خدایا راههای رسیدن به تو خیلی زیاده.من از هر راهی که میرم خیلی شلوغه.یه راهی میخوام که هیچکس توش نباشه فقط خودم باشم و خودت.هست؟؟
خدا:همیشه انحصار طلب بودی سحر.بله هست.اما مطمئن نیستم بتونی....
من:میتونم خدا.قول میدم بهت.تو فقط راهو نشونم بده.
خدا:دو راهه که به ندرت کسی ازش میگذره یکی راه اندوه.اندوه سخت وسنگین.یکی راه شادی.شادی سخت وسنگین.
من:...(کلی فکر)
خدا:کمتر کسی تلخی محض و شیرینی ناب رو تاب میاره.چون هردو سخت و سنگینن.حالا تو کدوم رو میپسندی عزیزم؟؟
من:من تلخی اندوه رو میخوام.
خدا:مطمئنی سحر؟؟
من:آره میخوام به هر قیمتی شده بهت برسم.
خدا:(همین دیروز)تو که میگفتی طاقتشو داری؟؟
من:هنوزم میگم.اگه این سختی ها منو به تو نزدیکتر کنه طاقتشو دارم.
خدا:(درحالیکه منو محکم تو بغلش فشار میده)دوستت دارم سحرم.
لایک=دووم بیار دختر!

ا
اول شخص غایب ۱۳ سال پیش
پیام

تو این 4ماهی که قدرت جرف زدن رو از دست دادم تا امروز همش غر زدم و از مکافات هایی که تو این چند وقت کشیدم براتون گفتم....
اما امروز یه اتفاقی افتاد که دیدم بیمعرفتیه اگه براتون نگم....
این آخرین امتحان دانشگاه بود....
تا امروز بیشترش رو خوب دادم اما این امتحان آخری خیلی سخت بود.یه سوال 3نمره ای رو مونده بودم.تقریبا کل کلاس خالی شده بود ولی من هنوز داشتم به جواب اون سوال فکر میکردم....
استاد اومد بالا سرم دید بدجور درگیرم.گفت:اگه فقط همین سوالو یادت نمیاد پاشو برو نمرش رو بهت میدم تو این ترم یکی از ساکت ترین دانشجوهایی بودی که تو این چند سال تدریس تو دانشگاه دیدم....
برگمو دادم اومدم بیرون.
خدایا شکرت یه جا این لال بودن به دردم خورد.

ا
اول شخص غایب ۱۳ سال پیش
پیام

*دیالوگهای اول شخص غایب با خدا*
خدا:داری چیکار میکنی عزیزم؟
من:دارم لیست قرار ملاقاتها وکارای فردامو مینویسم.
خدا:میشه یه نگاهی بهش بندازم؟
من:ایناهاش ببین.فردا هزارتا کار دارم.
خدا:سحرم؟؟؟
من:بله؟
خدا:اسم من تو این لیست نیست؟
من: . . . . :(
خدا:سرتو بگیر بالا عزیزکم.فدای سرت امیدوارم فردا به تمام برنامه هات برسی.
لایک=بیمعرفت باز که دل خدارو شکستی؟!

ا
اول شخص غایب ۱۳ سال پیش
پیام

*از شما چه پنهون*
از وقتی برای همیشه تنهام گذاشت و رفت پیش خدا....
مامان بیچارم برا درمان بدخوابی و گردن دردم ده مدل بالش جورواجور برام گرفته!
مامان عزیزم کاش بدونی اگه تا صبح تو جام غلت میزنم واسه راحت نبودن تختم نیست واسه نداشتن آغوش اونه....
کاش بدونی من فقط به خوابیدن رو بازوهای مردونه ی اون عادت دارم!
لایک=نمیخوای بعد 2سال لباس سیاهتو از تنت دراری؟؟؟
نمیخوای عادت کنی به زندگی بدون عشق سحر؟؟

ا
اول شخص غایب ۱۳ سال پیش
پیام

حافظ از راز دل "Arash 71" میگوید:
گر دست دهد خاک کف پای نگار�
بر لوح بصر خط غباری بنگار�
پروانه ی او گر رسدم در طلب جان
چون شمع همان دم به دمی جان بسپار�
.
.
.
چقدر عاشق و چقدر فداکار!به قدری هدف یا محبوب برای تو ارزشمند و عزیز است که حاضر به فداکاری های بزرگ هستی تا به اون برسی.با وجود بی وفایی های اطرافیان و بی اعتنایی هاشون بازهم گوهر محبت و عاطفه توی وجودت موج میزنه.گاهی نبودنت رو به یاد اطرافیان بی وفا میاری و با اینکار سعی میکنی به اونها بفهمونی که اگر نباشی چقدر از این بابت دچار ناراحتی خواهند شد.گاهی نهایت ناراحتی و عجز خودت رو با نفرین ابراز میکنی و اون شخص بی وفا یا اطرافیانت رو از آه گیرایی که داری میترسونی.بی قرار نباش.صبرت وجودت رو که تا الان کم هم نبوده بیشتر کن.خداوند متعال بنده های صبور رو بی نهایت حمایت میکنه.با چشم باز به دنبال مقصود برو تا موفق و کامروا باشی.
انشاء االله