*از شما چه پنهون*
خیلی دلتنگ اون وقتائیم که بدون رو انداز و پتو از خستگی رو کاناپه بیهوش میشدم. . . .
همینکه میومد خونه و منو تو اون وضع میدید کاپشنشو مینداخت رومو بعد. . . .
من و عطر تلخ مردونش و یه خواب شیرین!
لایک=چشماتو باز کن!
سحرت 2ساله که حتی با قرصهای آرامبخش هم خوابش نمیبره چه برسه به خوابهای شیرین اونجوری و بیهوش شدن از خستگی؟؟!!