ا
اول شخص غایب ۱۳ سال پیش
پیام

*از شما چه پنهون*
خیلی دلتنگ اون وقتائیم که بدون رو انداز و پتو از خستگی رو کاناپه بیهوش میشدم. . . .
همینکه میومد خونه و منو تو اون وضع میدید کاپشنشو مینداخت رومو بعد. . . .
من و عطر تلخ مردونش و یه خواب شیرین!
لایک=چشماتو باز کن!
سحرت 2ساله که حتی با قرصهای آرامبخش هم خوابش نمیبره چه برسه به خوابهای شیرین اونجوری و بیهوش شدن از خستگی؟؟!!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.