س

سعيد

@Saeid seVen · ۷۶۷ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۷۸۲ رأی)

ه
جوک

عاقا اينجايي كه من خدمت ميكنم مردم به لحجه خودشون به زنبور ميگن "بز‏"‏ (Bez‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏)‏‏
چند روز پيش تو آسايشگاه با بقيه بچه ها نشسته بوديم؛ منم داشتم يه خاطره تعريف ميكردم اومدم تريپ معرفت وردارم با لحجه خودشون باهاشون صحبت كنم اشتباهي به زنبور گفتم "بيزز‏"‏...‏
عاقا چشمتون روز بد نبينه تا حالا اينطوري تخريب شخصيتي نشده بودم؛ يني چنان بهم خنديدن كه رنگ صورت بعضياشون ارغواني و كهربايي شد...‏
هيچي ديگه بلند شدم نفري يه تو گوشي بهشون زدم تا ساكت شدن...

ه
جوک

آي آي آي...اينقدر بده كه بياي تو يه جمع يه چيزي تعريف كني يهو يكي بپره وسط حرفت يه چيزي بگه...‏
دوباره بخواي ادامشو بگي؛ كه يكي ديگه بياد يه چيز ديگه تعريف كنه‏!‏‏!‏
اين حركت يعني اندازه يه پشكل هم به خودت و حرفت اهميت نميدن؛ يني از شكست عشقي بدتره...‏
خدا نصيبتون نكنه...

ه
جوک

يادمه موقعي كه كوچيكتر بودم هر وقت با خانواده (يني خاله و عمه و دايي و عمو و بچه هاشون و...‏)‏ ميرفتيم تفريح يه جايي كه رودخونه هست؛ من اول نيم ساعت تمام آبهاي اطراف به دنبال يافتن خرچنگ زير و رو ميكردم؛ بعد يه خرچنگ ميگرفتم و به مدت دو ساعت جلو همه رژه ميرفتم تا همه بدونند من يه خرچنگ گرفتم؛ بعدش ميرفتم يه سنگ هم اندازه خرچنگه پيدا ميكردم و از پشت ميزدم به كمر دختراي خانواده...‏
در مرحله آخر هم نيم ساعت رو زمين غلت ميزدم و ميخنديدم...خخخخخ‏
البته اعتراف ميكنم هنوزم كه هنوزه هر وقت موقعيتش پيش بياد باز هم اين شوخي رو انجام ميدم‏
لايك‏=بله؛ ما خودمون ميدونستيم تو آدم بشو نيستي

ه
جوک

اگه يه وقت جنگ بشه و من اسير نيروهاي دشمن بشم‏...
حتي اگه شكنجه ام كنن دوام ميارم و اطلاعاتي بهشون نميدم...‏
حتي اگه بهم برق وصل كنن...‏
حتي اگه ناخن هام رو با انبر دست بكشند...‏
حتي اگه با ميخ دستم رو به ديوار بدوزند دوام ميارم...‏
ولي به جون خورزو خان؛ به خاك استيو جابز قسم نميتونم تحمل كنم كه ببندنم به يه صندلي و يه تلويزون بزارن رو به روم كه مرتب تبليغ هاي بي مزه و چرت و پرت "تبرك‏"‏ رو پخش ميكنه...بخدا اين يكي رو نميتونم تحمل كنم‏!‏‏!‏‏!‏
‏(‏يني اينقدر از تبليغ هاي تبرك متنفرم‏)‏

ه
جوک

نظرهاي معكوس سعيد:‏
بعضي وقتها هست كه عشقت ازت توقع داره با پرايدت بري جلو در دانشگاه دنبالش...‏
ازت توقع داره كه با هم بريد كافي شاپ و دوتا بستني پسته اي نوش جان كنيد.‏..‏
ازت توقع داره كه شبها تا دير وقت با "جي ال ايكست‏"‏ باهاش پيام بازي كني...‏
دوست من؛ وقتي در همچين شرايطي قرار گرفتي بايد بري دو کيلو پياز و دو كيلو سير بخري و بخوري؛ بعدش بري يه اروق (عاروق؛عاروغ؛آروغ...‏)‏ تو صورتش بزني تا حساب كار دستش بياد...‏
خخخخخ

ه
جوک

چند روز پيش ديدم يكي از دوستام خيلي تو خودشه؛ رفتم بهش گفتم: "سلام فلاني؛ انگار ناراحتي؟‏!‏ چي شده؟‏"‏
اون: "يه مشكلي دارم ولي روم نميشه بگم‏"‏
من با حالت خنده: "نكنه عاشق شدي الاغ...؟‏"‏
اون در حالي كه داره توالت رو نشون ميده: "نه بابا؛ مشكل من با اونجاست‏!‏‏"‏
من: "خب از اول بگو ديگه؛ دواي دردت پيشه منه...دنبالم بيا تا يه قرص بهت بدم؛ بخوري مشكلت حله‏"‏
.‏
عاقا ما قرص ضد يبوست به طرف داديم؛ اونم خيلي شيك و مجلسي ازم تشكر كرد و رفت...‏
.‏
فرداي اون روز:‏
من خطاب به يكي ديگه از دوستام: "هي محمد...تو فلاني رو نديدي؟...چن وقتيه خبري ازش نيست‏!‏‏!‏‏!‏‏"‏
محمد: "اون بنده خدا از ديروز تا حالا بدجور اسهال گرفته و همش تو دستشويي نشسته؛ بدبخت هرچي هم قرص ميخوره فايده اي نداره‏...‏!‏"‏
من در حالي كه دارم زمين رو گاز ميزنم: "فلاني اسهال داشته؟...من فكر كردم يبوست داره‏!‏‏!‏‏"‏
‏(‏خو تقصير من چيه؟ خودش درست توضيح نداد)‏

ه
جوک

يكي پست گذاشته بود و گفته بود اين كه بعضيا به 4jok ميگن "چارجوك‏"‏ غلطه و بعد از كلي جمع بندي به اين نتيجه رسيد كه منظور از 4 همون "for" انگليسي و "براي‏"‏ فارسيه؛ پس كلمه "4jok‏"‏ به معني "براي جوك‏"‏ هست.‏.‏
بنده براي تكميل كردن عرايض اين دوست گرامي بايد عرض كنم كه كلمه "jok‏"‏ هم به معناي "لطيفه‏"‏ يا "خنده‏"‏ هست پس منظور از كلمه "4jok‏"‏ ميشه "براي خنده‏"‏...‏
خب حالا چه اشكالي داره كه بعضيا "براي خنده‏"‏ به "4jok‏"‏ بگن "چارجوك‏"‏...؟ هان؟‏
پس حالا . . . . . . . . چارجوكيهاش بزنن لايكو‏
‏(البته حرف شما هم درسته دوست عزيز)‏

ه
جوک

اعتراف نامه:‏
اعتراف ميكنم كه وقتي بچه بودم؛ ميرفتم با دو تا چوب يه هزارپا ميگرفتم و مي انداختمش جلو لونه مورچه ها و مينشستم جنگ بين مورچه ها و هزار پا رو تماشا ميكردم‏
‏(با اينكه آخرش هميشه هزارپاهه تيكه تيكه ميشد ولي خيلي حال ميداد‏)‏

ه
جوک

اعتراف نامه:‏
اعتراف ميكنم از ٨ سالگي كه رفتم كلاس اول دبستان تا حالا هنوز املاء كلمه "خانواده‏"‏ رو ياد نگرفتم و هميشه مينويسم "خوانواده‏"‏ ...‏!‏‏!‏‏!‏
‏(حتي همين الانم كه دارم اين پست رو مينويسم اشتباه نوشتم؛ بعد دوباره برگشتم و درستش كردم‏!‏‏!‏‏!‏‏)‏

ه
جوک

عاقا ديشب حدود ساعت 9 داشتم تو محوطه پادگان گشت ميزدم كه يهو ديدم يكي از اين سربازهاي پايه بوق داره با اسلحه اش ور ميره. منم يواشكي بهش نزديك شدم؛ يهو همين كه منو ديد هول كرد و خشاب اسلحه اش محكم افتاد رو زمين...‏
عاقا منم يقه اشو گرفتم گفتم بايد بريم پيش افسر نگهبان تا بخاطر خسارت به اموال ارتش بازداشتش كنه؛ اونم شروع كرد به خواهش و التماس كردن كه "تو رو خدا به افسر نگهبان نگو‏"‏
منم اولش گفتم "نه؛ فايده اي نداره؛ بايد بريم پيش افسر نگهبان‏"‏ ولي بعد بهش گفتم "به شرط اينكه هر كاري گفتم انجام بده؛ كاريش ندارم‏"‏ اونم قبول كرد.‏
بنده خدا ديشب بعد از كلي "بشين پاشو‏"‏ رفتن و "سينه خيز رفتن‏"‏ و انواع و اقسام تنبيه هاي نظامي از جانب من؛ تازه قرار شده از امروز لباس ها و جورابها و ظرف هاي منو بشوره و پوتينم هم برام واكس بزنه‏!‏‏!‏‏!‏
‏(حالا نكته خنده دارش اينجاست كه بدبخت نميدونه ما با اين خشابها رو پايي ميزنيم‏!‏‏!‏‏!‏...خخخخخخ‏)‏
و در جواب اونهايي كه الان دارن به من ميگن "اي بي وجدان ديكتاتور‏"‏ بايد بگم: "عيب نداره؛ اينا همش براش خاطره ميشه...خخخخخ‏)‏

ه
جوک

اولين باري كه اومدم سايت 4جوك و رفتم تو قسمت عضويت سايت؛ ديدم يه فيل با مزه خوشكل كوشولوي ماماني؛ به شكل كاملا معصومانه نشسته و همنجور خوشكل نگام ميكنه (مثل اين گربهه بود تو انيميشن "شرك‏"؛ خوشكل نگاه ميكرد‏)‏ و منو دعوت ميكنه به عضو شدن در سايت.‏
عاقا چشمتون روز بد نبينه؛ همين كه ما عضو شديم . . . . . . . از فرداش همينجور از بالاي سايت جوري چشم مي انداخت تو چشمم و نگاه ميكرد؛ انگار ارث پدريش رو ازم ميخواد...‏!‏‏!‏
الان هم که برامون جفتك مي اندازه...

ه
جوک

عاقا امروز با يكي از دوستام نشسته بوديم داشتيم مطالب سايت رو ميخونديم و اونايي كه خوشم ميومد رو لايك ميكردم كه رسيدم به يكي از مطالب ارسالي خودم و اون رو هم لايك كردم. يهو دوستم گفت: "مطلب ارسالي خودتم لايك ميكني؟‏!‏‏!‏‏!‏‏"‏
من: "آره...تو با اين قضيه مشكلي داري؟‏"‏
دوستم: "بله كه دارم‏!‏...اينجوري در حق ديگران بي انصافي ميشه؛ تو بايد فقط مطالبي كه خوبن رو لايك كني‏"‏
يه لحظه سكوتي مرگبار فضا رو گرفت...‏
بعد من يه نگاه عاقل اندر سفيه (صفيح؛سفيح؛صفيه؛...‏)‏ به يارو انداختم و گفتم: "خو احمق...اگه مطلب ارسالي خودم؛ به نظر خودم خوب نبود كه ارسالش نميكردم‏!‏‏!‏‏...يني من يه جلبك سبز تو رودخونه آمازون ميشناسم كه اينو ميدونه ولي تو هنوز...‏"‏

ه
جوک

ديديد بعضي وقتها كه دستتون تو جيبتونه و داريد راه ميريد يهو اون ته مه هاي جيبتون يه دونه تخمه پيدا ميكنيد و سريع ميكشيدش بيرون و ميخوريدش چقدر حال ميده؟؟؟‏
.‏
اگر شما هم مثل من در اين شرايط خر كيف ميشيد پس بهتره دوباره به اين موضوع فكر كنيد چون امروز من دو سانت مونده اون تخمه وارد دهنم بشه فهميدم يارو يه حشره است‏!‏‏!‏‏!‏

ه
جوک

ديروز نشسته بودم داشتم با گوشي تو اينترنت چرخ ميزدم؛ يهو شنيدم بيسيم داره صدام ميكنه. منم رفتم جواب دادم؛ طرف يه سري اطلاعات ميخواست؛ خواستم بهش بگم "چند لحظه صبر كن تا من برم فلان فرم رو نگاه كنم‏"‏ گفتم: "يه لحظه گوشي‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏"‏
‏(دوستاني كه نميدونند؛ من سربازم و گوشي هم با خودم قاچاقي اوردم‏)‏
لايك‏=‏يني سوتي در اين حد؟؟

ه
جوک

دو ماه اضاف خدمت تو حلقم اگه دروغ بگم‏
سه ماه پيش من تو قرعه كشي يه برنامه تلويزيوني كه شبكه آموزش پخش ميكنه (برنامه برخط‏)‏ برنده يه دوربين عكاسي ديجيتال شدم...‏
حالا يكي از فانتزي هام اين شده كه دوربينم رو بهم بدن...‏!‏‏!‏‏!‏