نظرهاي معكوس سعيد:
بعضي وقتها هست كه عشقت ازت توقع داره با پرايدت بري جلو در دانشگاه دنبالش...
ازت توقع داره كه با هم بريد كافي شاپ و دوتا بستني پسته اي نوش جان كنيد...
ازت توقع داره كه شبها تا دير وقت با "جي ال ايكست" باهاش پيام بازي كني...
دوست من؛ وقتي در همچين شرايطي قرار گرفتي بايد بري دو کيلو پياز و دو كيلو سير بخري و بخوري؛ بعدش بري يه اروق (عاروق؛عاروغ؛آروغ...) تو صورتش بزني تا حساب كار دستش بياد...
خخخخخ