دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

پاتوق دوستان

  59507

کـیان سـلااااااااام...
یوهو کـجایی پَ؟
کیان اگـه بفهمم بـعد نمازت ویژه برای قبولی ِ من تو کنکور دعـا نکردی دیگه نه من نه تو:)
حـالا وقـتشه دعا های منو جبران کنی...
اصـن برو میکروفون ُ از حاجی بگیر بگو همه بـرای قـلبولیم دعـا کنن...
نه اینجوری أم قـبول نی...
اصـن بـذار یه وانت جور کنیم با بلند گو راه بیفتیم تو خیابونا از مردم دعای زوری بخوایم:))
چطوره؟
مـیدونم میخوای بـگی بخون:)
(یه دستی رو داشتی؟)
بیا یه چی باحال بریم...
منم با این صدای نکره م با چه امیدی آواز میخونم خدا میدونه:)
آبجی *maryam* این برای شمام هستا:)
فک نکنی یادم رفته...
امیدوارم خوشتون بیاد...!
من خودم کارای سامان جلیلی رو خیلی دوس دارم وقتی بهش گوش میدم صداشو با مهدی احمدوند و شادمهر و محسن یگانه اشتباه میگیرم:)
×××
بگو چی دیدی تو چشماش؟ عشق منو تو روندی...
بگو کی گرفته جامو ؟قلب منو سوزوندی...
بگو کی به پات نشسته؟ حالا عهدتو سر میاره...
برای موندت باز بهونه در میاری...!
نری بگی بی حیا بود! بی دین و بی خدا بود...
دل به کی بسته بودم؟ آخ که چه بی وفا بود...
نری بگی کم گذاشتم برای چشمای تو...!!!
نگی یکی دیگه داشتم آوردمش جای تو...
نگی به کسی رفتمو عشق تو رو فروختم...
به جای چشمای تو دل به غریبه دوختم...
نگی دلش اینجا نبود من که بودم عاشقش...
این همه حرف و حدیث من نبودم لایقش...
نری بگی بی حیا بود بی دین و بی خدا بود...
دل به کی بسته بودم آخ که چه بی وفا بود...
نری بگی کم گذاشتم برای چشمای تو...
نگی یکی دیگه داشتم آوردمش جای تو...
نری بگی بی حیا بود بی دین و بی خدا بود...
دل به کی بسته بودم آخ که چه بی وفا بود...
نری بگی کم گذاشتم برای چشمای تو...!!!
نگی یکی دیگه داشتم آوردمش جای تو...
رفــتی گفتی من نـامردم دیه؟!
هـــعــی...

  59506

سلام خانواده عزيز
اين مدت كه سيستم مشكل داشت خيلي اومدم سايت ولي كسي نميتونست بياد خيلي دلم براتون تنگ شده بود داداشاي خوبم مهدي مخ اميرطاهاعباس غريبه كيان مسيحا سينا وامير جان كه اينجور بي خبرمون گذاشتي ببين منم سالار كه اسمم خوشت اومده بود ببين من كوچيكتم ازخدابرات سلامتي ميخام وميخام بياي پيشمون پيش خانواده دومت همه مون نگرانتيم تمام سايت شده اين جمله امير برگرد
پس خواهشا بيا پيشمون وخوشحالمون كن واين عيدي بزرگ روبهمون بده
داداش مهدي صد درصد مخ عزيز شما كجايي چرا چيزي نميگي بيا وشادمون كن ديگه بياتعريف كن كجاها بودي چيكارا كردي

و
هيلدا جان دلم براشماهم تنگ شده بود رفتي خونه جديد؟؟؟
خلاصه همه آبجي داداشياي خوبم خوشحالم باز مياييم پيش هم
رها ،جوجو، دلكنده، رفت ، وهمه وهمه دلتنگتونم
كوچيك همه سالار

  59505

سلام به همه رفقا و خانواده عزیز 4 جوک سال نوی همتون مبارک
انشا... که سالی پر از شادی و موفقیت و بهروزی داشته باشید
امسال رو بهتر و پر انرژی تر از سال پیش آغاز کنید که دنیا شاهد سر افرازی ایران و ایرانی باشه...
از کینه و حسد و غیبت دوری کنید و هدفتون فقط رضای خداوند باشه نه خلق خدا...
مطمئنم امسال 4جوک هم قوی تر و موفقتر از سال پیش خواهد بود و انشا... بهترین سایت ایرانی لقب خواهد گرفت
با تشکر
ادبیاتم تو حلق همتون D:

  59504

این عباس چنان آماری از ماها رو سایت ریخته که مامان خودمونم نمیتونه این آمارو بهمون بده :))
ولی یه جا رو اشتب زدی عباس جون
کیان و مانی قبل از من پست میذاشتن و از من قدیمی تر هستن مخصوصا اون مانی ور قلمبیده D:
منم تاریخ تولدم اول اردیبهشته :))
دیدم تموم اطلاعاتت کامله فقط مونده بود تاریخ تولدو که گفتم D:

  59503

عباس آقا ی چی یادم رف، از علاقه مندی های امیر ،اسم کیان رو حذف کن.. اینجوری درست میشه.. مرسی پستت فوق عالی بود.

  59502

دو هفته قبل سامان زنگ زد .. پاشو بریم خرید.. گفتم: پسر خوب من حالم خرابه.. بعد تو میگی پاشو بریم بیرون.. نمیام.. 1ساعت بعد اومد دنبالم.. گف: الان نباید تنها باشی.. امـــیــر برمیگرده.. ناراحت نباش..
گف: اول بریم یه سر خونمون مامانم گفته یا با کیان میای یا نمیای!! هیشی دیه رفتیم خونشون.. بش میگم: سامان شما به این میگید خونه؟؟؟؟ کاخی بود واس خودش..
رفتیم داخل،مادرِ بزرگوارش اومد استقبالمون.. انقد خوشحال شدن که نگید..
مادر گرامی:وای چقد دوس داشتم شما رو ببینم.. من تورو اندازه سامانم دوس دارم..
من: ممنون شما بزرگوارید.. لطف دارید..
یهو لپمو کشیدن.. من:( .. سرمو با یه انگشت خاروندم و به سامان نگا کردم و یه چشمک زدم..
سامان: مامان از اخلاق گندش که بهتون گفته بودم.. بذا بره بالا تو اتاقم..کیان برو بالا ، الان میام..
رفتم بالا.. یا خداااااا.. خب کدوم اتاقه سامانه؟..
زنگ زدم بهش: سامان من گم شدم.. اتاقت کدومِ خب؟؟؟
یهو صدا زد.: آبجی؟ آبجی؟ کیان رو راهنمایی کن تا اتاقم..
یا امام غریب.. یهو یه در انتهای سالن باز شد.. آبجیش اومد.. وااای شما کیانِ 4جوک هستید.. باورم نمیشه... خیلی خوش اومدید.. سلام و احوال پرسی و اینا.. بعد رفتم تو اتاقِ سامان و درو بستم....
اومد کاراشو انجام داد و ، موقع رفتن..
مادر بزرگوار: خیلی دوس داشتم یه دامادِ آتش نشان داشته باشم..
من: دیگه نوکِ دماغم رف تو نافم..
سامان: بابا ،مادر من این دس دومه.. بدرد نمیخوره..
من: کچل من دس دومم.. بیخود .. من فابریکِ فابریکم.. ببین چطو واس آدم حرف درمیارن!!!
هیشی دیه.. رفتیم بیرون.. تا 10 شب..
برگشتنی داشت آهنگه پاشایی میخوند..
دستمو بردم گوشه ی چشمِ راستم.. قطره ی اشکمو پاک کردم..
سامان: کیان؟؟؟؟؟؟ به قول حبیبت بمب احساسات..؟؟؟؟؟ چی شدی؟؟؟؟؟؟ هر چی رشته بودم، پنبه شد؟.. من گفتم تو حالت خوب میشه . از فکر امـــیــر بیرون میای!!!!
من: بی جواب.. ساکت.. بی صدا
پاشایی: بـه جـونِ تـــو ، دیــگــه نـفـس نـمـونـده واسـه ی مــن
نـــــــــــــرو، تـو هـم دیـگـه دلـم رو نـشـکـن..
دلـــــم جـلو چـشـات داره مـیمـیـره..
نـــِگـام نـکـن، بـذار دلـم بـمـونـه رویِ پـاهـاش..
فـقـط یـه ذره آخـه مـهـربـون بــــاش..
خــــــداااااا بـبـیـن چـجـوری داره میـــره.........

  59501

سـلام
مـعـذرت از هـمـتـون.. و شـرمـنـده کـه انـقـد تـلـخـم..
حـبـیـبـی ازت ی خـواهـشـی دارم.دوس دارم ایـن پـسـت رو از طـرف خـودم تـو بـهـش بـگـی..
حـرفـامـو بـهش بـگـو... بـه اونـی کـه امـیـرم صـداش مـی کـردم.. و اون اونطـرف بـا خـونـدن ایـن کـلـمـه دلـش مـیـلـرزیـد.. چـون بـا تـمـام احـسـاسـم مـی نـوشـتـم..
"ی" آخـرِ امـیـری رو بـخـاطـر خـودش حـذف کـردم.."م" آخـرِ امـیـرم رو خـودم حـذف مـی کـنـم ، چـون واس مـن نـیـس..
بـهـش بـگـو تـا زنـده ام خـداروشـکـر مـیکـنـم کـه سـالـمـی..
بـهـش بـگـو فـقـط خـدا مـی دونـه تـو ایـن مـدت "از 5/1 تا 15/1" چـی بـه مـن گـذشـتـه..
بـهـش بـگـو کـیـان واسـت کـلـی ویـژه نـوشـتـه .. الان کـه خـداروشـکـر خـوب و سـالـمـی دیـگـه ارسـال نـمـی کـنـه..
بـهـش بـگـو هـر کـسـی رو کـه خـاص دوس داشـتـم یـاد گـرف چـطـور مـنـو دلخـون و دلـشـکـسـتـه و دلـتـنگ کـنـه..
بـهـش بـگـو کـاش بـیـشـتـر مـنـو مـیـشـنـاخـت.. کـه بـدونـه بـرای مـن هیـچکـس جـای دیـگـری رو نـمـیگیره.. هـرکـسـی جـای خـودشــه..
بـهـش بـگـو بـه کـربـلایـی کـه رفـتـه قـسـم عـیـن واقـعـیـت رو مـی نـویـسـم، 5شـنـبـه خـسـتـه از تـمـومِ دنـیـا از خـونـه زدم بـیـرون و تـخـتـه گـاز رفـتـم تـا امـامـزاده داوود.. بـعـد از نـمـاز دلـم مـثِ نـمـازم شـکـسـتـه بـود.. یـهـو آبـجـیـم اس فـرسـتـاد:
کـیـانـم کـی بـرمـیـگـردی؟؟ خـبـرِ تـوپـی واسـت دارم...!!!
مـن: از امـیـرم؟؟؟
آبـجـی:مـژدگـونـی چـی؟؟
مـن: هـر چـی بـخـوای.. بـگـو طـاقـت نـدارم..
آبـجـی: امـیـرت تـو نـظـرات نـظـر گـذاشـتـه حـالـش خـوبـه......
دیـگـه اشـک بـود کـه مـثـلِ رود رو صـورتـم جـاری شـد..گـفـتـم: خـدایـا شـکـرت .. جـوابِ دلِ شـکـسـتـه مـو دادی.. اگـه بـنـده ی تـو بـه فـکـرم نـیـس .. تـو بـه فـکـرمـی و هـمـیـن مـارو بـس..
بـهـش بـگـو وقـتـی کـچـلـو صـدام مـیکـرد از خـنـده غـش مـیکـردم..و بـگـو الان کـیـبـورد از اشـکـام خـیـسـه
بـهـش بـگـو ایـن مـدت الـتـمـاسِ سـلامــتیـت رو بـه حـضـرت زهـرا داشـتـم..
بـهـش بـگـو بـعـد از خـونـدنِ پـسـتِ عـاشـقـونـش : "شـمـا در بـرابـرِ هـرکـسـی کـه بـه خـود عـلاقـه مـنـد کـردیـد مـسـئولـیـت داریـد.. مــنـم مـسـئولـیـت دارم" خـیـالـم راحـت شـد کـه امـیـر مـنـو مـی بـیـنـه....
بـهـش بـگـو هـیچـکـدوم از ایـنـا مـنت نـیس..عـزّتِ ..چـون از رو دوس داشـتـنـه..
بـهـش بـگـو... نــــه دیـگـه هـیـچـی نـگـو..
مـجـیـد مـیـگـه:
تـو کـه رفـتـی خـدا هـمـرات، ولـی تـنـهـا شـدی بـرگـرد
سـراغِ اون کـه شـبـهـاشـو، فـقـط بـا یـادِتـو سـر کـرد..
اونـی کـه ظاهـرا اِنـگـار، زیـادی از سـرش بـودی..
ولـی تـنـهـا اِجـابـتـم ، دعـایِ هـر شـبـش بـودی...
""ی چـیـزی رو هـم میخـوام هـمـه بـدونـن.. حـبـیـبـی رو خـیـلـی مـی خـوام..و تـنـهـا کـسـیـه کـه خـیـلـی مـیخـوامـش و سـرِ سـوزنـی از طـرفـش اذیـت نـشـدم... الان کـنـکـور داره ..و هـزار مـَشـغـلـه.. امـا حـواسـش هـس کـه ی کـیـانـی وجـود داره.. زیـر سـقـفِ ایـن آسـمـون.. کـه خـیـلـی تـنـهـاس.. و دلـش بـه امـیـر و حـبـیـب خـوشـه.. شـده بـا ی دونـه پـسـت .. امـا چـشـم انـتـظـارم نـمـی ذاره.... مـخـلــــص

  59499

بـه بـه عـبــــاس آقــا..
سـلام .. مـن فـدا اسـمِ خـودتـو داداشـت...
تـاریـخچـه رو خـیـلـی بـاحـال نـوشـتـی.. دمـت گـرم..
فـقـط بـااجـازه ت مـن قـسـمتِ خـودم رو ی ذره تـغـییر بـدم..:))
اولا کـه مـــانـــی بـود و مـن عـضـو شـدم.. ایـنـجـارو اشـتـبـا آمـار دادن:)
بـعد ایـنـکـه عـلاقـه مـنـدیـهـا رو بـا اجـازت ایـنجـوری بـیشـتـر دوس دارم:
نـجـات مـردم.امـیــر.حـبـیـب.خـودت.مـانـی.سـیـد مـصطـفـی... بـعـد هـرچـی کـه گـفـتـی:)

  59498

سلام دوستان خیلی وقته که هی میومدم 4jokاما عضو نمیشدم که بالاخره نتونسم جلو خودمو بگیرم شرمنده که اومدمو جاتونو میتنگونم

  59497

سلام ابجي خانوم خاص اون پست واس من بودکه بااسم مهساتاييدشد،البت اسمم مهسا است!مرسي که دعانکرده خداصداتونوشنيد!
بازم محتاج دعاهاتونم که عمل1شنبم بخيربگذره،اخه اون ريه مناسب حالم پيداشده وپس فرداميرم واس پيوندتاازشيمي درماني خلاص شم ايشالله!
دعايادتون نره!اول واس بقيه مريضابعدواس من!
ايشاوقتي برگشتم داش اميرم بگرده که ازبس گريه کردم ديگه فک کنم دارم کورميشم!
توروقرااااان،دعايادتون نره!فعلاباي که الان صداي مامان ودکترم درمياد!
خدافظ!

  59493

صدف
واي دلم واستون تنگيده بود
(((((((ساده لوح))))))))))ممممممممممنون از تبريكت داداشي !!!!!!!!!
((((((((($D$D))))))))) داداش شرمنده چشام نديد پستتو حواس پرت شدم منو بببخش منو ببخخخخخخخخخخخخخخخخخخش
((((((((لابستر)))))))))) داداش چقد از دوستت كيان تعريف كردي ب تو ميگن دوست)))))))))

  59491

مـهسا جان...
وقتی خوندم گفتی ریه ت سرطانیه دلم ریخت به قرآن...
مـا سلامتی داریم قـدرشو نمیدونیم...
بـچه ها برای آبجیم دعـا میکنید دیگه؟!

  59489

بچه های گلی که در مورد کنکور راهنماییم کردن...
ببخشید اسم نمیبرم...
اگــه بـگم:خـــاک ِ پـاتونم کـافـیه عـایا؟!
عـمرأ جبران نمیشه اون لطفتون...
خـیلی بـا معرفتید...
خدا وکیلی کسی رو نداشتم ازش بپرسم واسه کنکور چیارو بخونم...
خیلی گُلید همتون!
بازم ببخشید اسم نبردم...

  59487

امـــیر...؟
خـودا وکیلی رتبه ت تو کنکور سه رقمی شد؟
اون جمله عربیه یعنی:آیا شما امیر شکیبا را میشناسید؟(یجورایی ینی این)
اون وخ تو چی معنی کردی؟ خخخخخ
فـک کنم من رتبه م دو رقمی شه ♥
کـیان:)))))
امیر عربی بلد نیس خخخخخخخخخخ
با اون کـج موافقم داوش:)
خودم نه ها( من به این سیخی :) )!
شانسم.........
مـادرم روضـه گذاشته یه هفته!!!خخخ
باید تو پارک بمونم سه ساعت در روز...
پسـر خاله بیا میخوام شمارو بهتر به بچه ها معرفی کنم...:)
بـاوشه داش امیر تو نـاز پـسر ِ فورجوک!
آقـا اصن تو گـاد آف معـرفت!
تـو دوست داشتنی ترین موجود ِ رو هوا :) !
بابا تو باحال ِ بچه های تهرون!
آقـا اصـن حالا که اینجوری شد تـو بـچگیای حـبیب:))))
خخخ
(خودمونیما اولش چه صابونی ول دادم:) )
منم بدجور تو فکرت بودم پسر خاله...
یادته گفتم به کتاب نیگا میکنم فکرم پیش ِ توئه؟!!
داشتم قسمت جانور شناسی ِ زیست ُ میخوندم خخخخخخخخخخخخ
هار هار هار :))))
خیلی نوکرم پسر خاله:)
ینی یه داش بـزرگ مـثه تو داشتم نمیذاشتم پیر بشه:)
چشم درسم میخونم...
قـوربون ِ اون تیریپ ِ هَپَلیت برم موقع نشستن پشت کامپیتر:)
من بـرم امیر داره آستیناشو میده بالا بیاد یه گرد و خاک نا حسابی را بندازه:)

  59483

سلام من پستای امیر 21خیلی دوس دارم ولی فکر میکنم دیگه نمیاد کجایی داداشم دلم برا پستات تنگیده زودتر بیا نگرانتم ااا