دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اس ام اس محرم

  224548

کوفیــان خیــمه ها را به آتش کشیدنــد تا بچه هایت به چشم خود ببینند قصـه های مدینــه را خانــه و آتــش و مــادر . . .

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ . . .

  224522

نگو علی اصغر

بگو حسین

خودش را

بالای دست گرفت....

نگو علی اکبر

بگو حسین

خودش را

فرستاد

میدان...

در روز عاشورا تو

چندین بار شهیدی شدی

امام شهیدم

صلی الله علیک یا ابا عبدالله ...

  224495

مــادرم گـفته کـه مـن وقـف عـزایت هـستم/سـالیانیست در ایــن خــانه گـــدایت هـستم/هــــر کجا اسم تو باشد دل من هم آنجاست/زائـــر دائمـــی کــــــرب و بـــلایت هـستم

یاحسین . .

  224402

♥ــــــــ♥Eyahgore b.l.a.k♥ــــــــ♥

آقاجونم چند روز دیگه محرمت میرسه:

...آبرویم را بگیر و آبِ رویم(گریه هایم)را نگیر
گریه ام وقتى نمی گیرد خجالت می کشم

سمت روضه آمدن طى طریقت کردن است
وقت مردن هم خودم را سمت هیئت می کشم

تا که من یک روز در هفته بیایم پیش تو
جان زهرا مادرت شش روز منت می کشم

بچه هایم را بگیر و بچه هایت را بده
با تو دور بچه هاى خویش را خط میکشم......

علی اکبر لطیفیان

  224377

خـــبر از قـــافـله ی کــــرببلا مــی آیــد/خـــبر از حــنجره ی شــاه ولا مــی آیــد/عـــاشقان حسین بن علی گوش دهید/30 روز دگــــــر مـــــاه عـــــزا مــی آیــد

یا ابا عبدالله . . .

  224092

❤ـــــــ❤‌عـلـی اکـبـر لـطـیـفـیـان❤ـــــــ❤
(۴۰ روز تـا مـحـرم)!!!!

روزها را با توسل کردنم شب می‌کنم

دارم از این ناحیه خود را مقرب می‌کنم

خلق تحویلم نمی‌گیرند، تحویلم بگیر

تو که تحویلم نمی­گیری همه‌ش تب می‌کنم

عقل را از بارگاه عشق بیرون کرده‌اند

خویش را دارم به دیوانه ملقب می‌کنم

اختیار "عبد" یا "رب" را به دست من دهند

اختیارا خویش را عبد و تو را رب می‌کنم

من که عادت کرده‌ام شب‌ها به درس عاشقی

روزها فکر فرار از دست مکتب می‌کنم

دیشبم از دست رفت و حسرتش را می‌خورم

گرچه امشب آمدم گریه به دیشب می‌کنم

گفت کارت چیست گفتم چند سالی می‌شود

کفش‌های گریه کن‌ها را مرتب می‌کنم

من تمام خلق را یک روز عاشق می‌کنم

من تمام شهر را از تو لبالب می‌کنم

هر سحر از پنج‌تن، گریه تقاضا کرده‌ام

هر چه را دادند یکجا خرج زینب می‌کنم

  224058

یـا حـسـیـن . . .

از امـشبی بـه بـعد بـه عـشق مـحـرمـت

چـله گـرفـته ام کـه گـنه کـم کـنم . . .

یــک اربعـین تــا مــحرم . . .

40روز .....

  223791

مـولای مـن!
جـانـم بـه فـدایتان کـه تـشنـه لـب بـه شـهادت رسیـدی ولـی مـشـتـاقان نـور را سـیراب عـشـق نـمـودی...
صلی الله علیک یا ابا عبدالله ...

50 روز تا محرم . . .

  223456

تسکین
می دهم
دل
زیارت نرفته ام
با
سلام های
پر از
اشک و آهم
سمت حـرم ... .

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین ...

60 روز تا ماه محرم . . .

  221910

...كجاست يوسف مجروح پيرهن‌چاكم
كه باد از دل صحرا می‌آورد بويش

كسی بزرگ‌تر از امتحان ابراهيم
كسی چنان كه به مذبح بريد چاقويش

نشسته است كنارش كسی كه می‌گريد
كسی كه دست گرفته به روی پهلويش
.
.
.
طلوع می‌كند اكنون به روی نيزه سری
به روی شانه طوفان رهاست گيسويش


فاضل نظري

  220364

کاش من نقاش بودم کربلا را میکشیدم/لاله های واژگون نینوا را میکشیدم
میکشیدم ساقی لب تشنگان را بی دو تا دست/مشکهای پاره وعشق و وفا را میکشیدم
میکشیدم زینب و یک کاروان را با اسیری/اشکهای زینب و آل عبا را میکشیدم
میکشیدم لشکری از کوفیان بد سرانجام/بی کفن در قتل گه بس لاله ها را میکشیدم
می کشیدم بر سر نی من یکی قرآن ناطق/پشت سر سینه زنان من انبیا را میکشیدم
میکشیدم من حسین را بی سپاه و بی برادر/ اشکهای جبرئیل و مصطفی را میکشیدم
کاش تنها یک شبی در خواب آیم کربلایت/کاش می شد از حرم تا قتلگه را میکشیدم

  218719

بارونه بارون
چشمای گریون
این شبا گریه عادتم شده
توی رویاشم
کربلا باشم
برای کی دو ساعتم شده
خیلی بی تابم
نکنه خوابم
حالا که دیگه نوبتم شده
وای کرب و بلا

  217942

محمد حسین جانعلی 6 یا 6

من موندم با یه حالتی نگات کردم

تو رفتی با یه حسرتی نگات کردم

از میدون با یه ناله ای صدام کردی

تا میدون تو پریشونی صدات کردم

میدون مثل کوچه و اکبرم مثل مادر

مقتل مثل کوفه و اکبرم مثل حیدر

  217712

محمد حسین جانعلی 6 یا 6

كشتی شكست خورده ی غمتو موج طوفان محن
از وقتی كه منو زدن،لكنت زبون گرفت حسن
علی نبینم اشكاتو، این روزا غمگینی
اگه بسازی تابوتم و، خندم و می بینی
از ناله سنگینی، از ناله سنگینی
ای دل ای دل ،امان از دل حیدر
تمام اعضای ِ تنم، شكسته از جفا شده
یعنی همه وجود ِ من، خیرات ِ مرتضی شده
تا میخ در رفت تو سینه ام، عرش خدا لرزید
از خون ِ پهلوم رو عبای ِ مرتضی پاشید
بغض علی تركید، بغض علی تركید
ای دل ای دل ،امان از دل حیدر
.
.
.
جواد مقدم

  217656

محمد حسین جانعلی 6 یا 6
من از شوق بارون به دریا زدم
میخوام آسمونو تماشا کنم
واسه تو من از جونمم میگذرم
تو بنویس تا با خونم امضا کنم
هستم گدای تو، جونم فدای تو
بارونیم تو هوای تو
دنیا هِی میچرخه، اما هر روز تلخه
بی تو دور از کربلای تو
من نروم به کربلا میمیرم به خدا به خدا