دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اس ام اس تنهایی

  33075

هرکه در عشق تو گم شد از توپیدا می شود/قطره ناقابل دل از تو دریا می شود

  33070

نه نرو ، صبر کن ، قرارمان این نبود ، باید سکه بیاندازیم
اگر شیر آمد تردید نکن که دوستت دارم
اگر خط آمد مطمئن باش که دوستت دارم
صبر کن سکه بیاندازیم ، اگر دوستت نداشتم آن وقت برو . . .

  33055

سلام اي يار دور از ما نشسته،سلام اي بدتر از ما دل شكسته،سلام اي آشنا همچون غريبان،سلام اي عشق من اي بهتراز جان، سلام خورشيد من در روز سردم،سلام اي مرهم و داروي دردم،سلام كردم نگي در ياد ما نيست:سلام كردم نگي اهل وفا نيست.

  33054

قهوه ي تلخ عشق را
شكر مي ريزيم
من هم مي زنم
تو هم مي زني
ناگهان تقدير …
همه چيز را …
بر هم مي زند…

  33053

خيلي وقتا بهم گفتن چرا ميخندي
بگو ما هم بخنديم ...
اما هرگز نگفتن چرا غصه ميخوري...
بگو ما هم بخوريم ...!

  33052

گاهي نياز داري به يه آغوش بي منت كه تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد... كه وقتي تو اوج تنهايي هستي ، با چشماش بهت بگه : هستم تا تهش! هستي؟؟؟

  33051

گاه دلتنگ ميشوم
دلتنگترازهمه دلتنگي ها
گوشه اي مينشينم وحسرت هارا ميشمارم
وباختن هاوصداي شكستن را،نميدانم من كدامين اميد را نااميد كردم وكدام خواهش رانشنيدم
وبه كدام دلتنگي خنديدم
كه چنين دل تنگم

  33048

بي وفا!
من و يادگاري هايت(غم و دلتنگي و تنهايي و خاطره ها)
اي ك مرا با يادگاري هايت تنها گذاشتي،برگرد ك من امانت دار خوبي نيستم.

  33047

تاميخواهم دستم را از
دستت جداكنم صبر
ميآيد،چقدراين عطسه هاى پائيزي رادوست دارم_!

  33035

دﯾﮕﺮ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻫﻤﺮاﻩ "اول" ﻧﯿﺴﺘﻢ،اﯾﻦ روزﻫﺎ .اول راﻩ، ﻫﻤﻪ ﻫﻤﺮاﻫﻨﺪ ...اﯾﻦ روزﻫﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻫﻤﺮاﻩ "آﺧﺮ" ﮔﺸﺖ
قبول داريييد!؟

  33034

تـــ ـــرکـت کـــ ـرده ؟؟؟
شــب هــ ـا به یـــ ـادش گـــــ ریه میـ ـکنــــ ی؟!
نـــ اراحــــت نبــ ــاش ....
یـــ ـه روز تـــ ـو تنهــــ ـا آرزوی زنــــ دگیـــ ـش میشـــ ی!!
ایــ ـن بـــ ـدتــــ ـرین انتقــ ـامــ ـــه ....

  33024

کاشهر روز جمعه بود وتا می توانستم دلتنگیم را بر گردن غروبش بیندازم...

  33019

این روزها، کافه ها، ما آدم های تنها
صندلی های کنار پنجره ی کافه ها زودتر از بقیه ی صندلی ها پر می شه.کسی می آد، نگاهی به دور و برش می کنه. کیفش رو روی صندلی کنار دستش می ذاره. می شینه و نگاه می کنه از پنجره به بیرون.
کافه هایی که میزهاشون رو تکی چیدن، شلوغ تر از همه ی کافه های دو و چند نفره اند. آدم های تنها، این روزها بیشتر از قبل منتظر شنیدن ربنان تا سر سیگارشون رو سرخ کنند. کافه ها... کافه ها... کافه ها...
کافه های این روزهای این شهر، نیاز به میزهای بزرگ مربعی ندارن. نیاز به میزهای گرد مجلسی ندارن. نیاز به میز ندارن. ای کاش آدم های خوب این شهر نذر پنج شنبه ی این هفته شون رو، توی کافه ها ادا می کردن. خرما و آش رشته و حلیم و حلوا رو به تموم آدم های تنهای کافه نشین می دادن.

  33016

همیشه باید کسی باشد
تا بغض‌هایت را قبل از لرزیدن چانه‌ات بفهمد
باید کسی باشد...
که وقتی صدایت لرزید بفهمد
که اگر سکوت کردی، بفهمد...
کسی باشد که اگر بهانه‌گیر شدی بفهمد
کسی باشد که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن و نبودن بفهمد
به توجهش احتیاج داری
بفهمد که درد داری که زندگی درد دارد که دلگیری
بفهمد کهش دلت برای چیزهای کوچکش تنگ شده است
بفهمد که دلت برای قدم زدن زیرِ باران
برایِ بوییدنش برایِ یک آغوشِ گرم تنگ شده است
همیشه باید کسی باشد همیشه...!

  33013

درد...
دیشب که نمیدانستم برای کدام یک از درد هایم گریه کنم کلی خندیدم . . .