دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اس ام اس زیبا

  128183

اندکی تامل...
برو تو آشبزخونه یه لیوان بردار بعد برتش کن رو سرامیک..
خب چی شد؟!شکست...
حالا بهش بگو ببخشید...
خب چی شد؟!
لیوان دوباره مثل روز اولش شد...؟!

  128180

این روزهایم به تظاهر میگذرد...تظاهر به بی تفاوتی،تظاهر به بی خیالی،به شادی...به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست...اما...چه سخت می کاهد از جانم این"نمایش"

  128179

من با هيچكــــس بر سر آيين و باوری كه دارد نمی جنگم . . . چرا كه خـــدای هر كس همانيست كه خـــرد او می گويد . . .
" کوروش بزرگ "

  128177

ملدرا م مسخره ای بود زندگی!
این را تمتم منتقدان ابراز کردند...داستان تکراری...سکانس های اشتباه و پایان...آبکی...!!!

  128176

کسی چ میداند.........
شاید "یاسین" قرآن همان "یاحسین" باشد اما بی سر..........

  128167

خوشبختی فاصله اين بدبختی تا بدبختی ديگر است. چارلی چاپلین

  128165

دختر : تو خجالت نمی کشی افتادی دنبال من ؟
پسر : یعنی برگردم ؟
دختر : نه ، فقط پرسیدم !

  128164

دنياي بي تو،شباهت عجيبي بااين روزهاي ابريه لعنتي دارد.........
دلگيرو دل،گيرو.دلگير...............

  128162

الان توی زندگی ،حس یه بازی فوتبال رو دارم که کارش به وقت اضافه کشیده ،هراتفاق خوبی هم که بخواد رخ بده باید توی همین چند دقیقه رخ بده وگرنه بازی رو برای همیشه باختم.

  128160

امشب باران میبارد...
نگران نباش...
چون دیگر نیستم که تو را زیر چتر دیگری ببینم

  128157

روز های بارانی و بهانه بودن در کنار هم زیباست.....
اما زیباتر از ان روز های سخت و بی بهانه با هم بودن است...

  128155

من یك دسته گــــل ســـرخ بر بالای یك تپه نیستم...
بوته خاری هستم در ته یك دره...
ولی می خواهم بــهتــــریــــن خــــــــار دنـــــیـــــــا باشـــم.

  128154

به سلامتی دختری که ماشینش پنچر شد ...
پیاده شد کاپوت رو زد بالا !!!

  128153

باران می بارد ...
به حرمت کدام مان ...؟! نمیدانم ...؟!
من همین اندازه میدانم که ...
خدا با تمام عزت و جلالش دارد ناز میخرد ...
پس نیاز کن ...

  128151

دلگيرم واسه اون پسري كه با 180 تا سرعت توو اتوبان داد ميزد تا خودشو خالي كنه.. .
دلگيرم واسه اون دختري كه هر شب سفيدي متكاشو با ريملش سياه ميكرد...
دلگيرم واسه اون مو سفيدي كه تو خانه ي سالمندان چشم به راه بچه هايي كه عمرشو... پولشو ... احساسشو ... زندگيشو ... پاشون به باد داد نشست و نشست....
دلگيرم واسه اون مرد 40 ساله اي كه زن و بچشو 4 نفري سوار يه موتور كرده بود...و با حسرت به جوون 22 ساله اي كه پشت پورشه نشسته بود نگاه ميكرد و از زن و بچش كه با سختي رو موتور جا شده بودن خجالت ميكشيد... و هر 100 متر ... تو دلش 100 بار خودشو تف و لعنت ميكرد....
دلگيرم واسه شهري كه تو دود , فساد , اختلاس , فحشا , اعتياد , فقر , تورم و هزار يه مشكل داره دستو پا ميزنه و ديگه از چيزايي كه گريه داره هم جک ميسازه....
دلگيرم واسه مردمي كه توو تك تك خونه ها... خيابونا و كوچه پس كوچه هاي اين شهر ازاون بالا بالا ها تا اون پايين پايينا دارن نفس ميكشن و هركدومشون مي تونن يه كتاب ... يه قصه ... يه رمان ... يه تراژدي باشن...
خدایااااااا دلگیرم!!!!!