دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اس ام اس زیبا

  131573

دلم یک آلزایمر خفیف می خواهد
آنقدر که یادم نرود
به نفعم است که به چند زبان زنده ی دنیا سکوت کنم . . .

  131565

قاصدک....................
گاهی درِ صندوق پست را بی هوا باز می کنم...
نامه های زیاد....
اما هیچ کدام برای من نیست...
شاید باشه...اما من....
دلتنگ قاصدکی هستم...
که فقط بیاید مرا ببیند و برود...
فقط یک رد پای آرام...در صندوق پست کوچکِ دل من...
همین مرا بس است....

  131563

زنــــدگی
پـــآنتومــــیم است......
حرف دلـــــت را به زبــــآن بیـــــآوری
بــــــــآختی!!!......

  131559

ساکت که میشینی میذارن پای جواب نداشتنت، عمرا بفهمن داری جون می کنی تا حرمت ها رو نگه داری...
mmm

  131487

اونی که میگفت بی من نمیتونه ادامه بده
بی من تونست هیچ،الان داره با یکی دیگه ب زندگیش ادمه میده
ب اونم میگه من بی تو نمیتونم ادامه بدم
کثافط:)))))
بیچاره چوپان دروغگو اسمش بد در رفته!!

  131486

ﺷﺎﺥ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﭼﻮﻥ ﮔﺎﻭ ﻧﯿﺴﺘــــــــــﻢ ...
ﺧﺎﺹ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﭼﻮﻥ ﻋﻘﺪﻩ ﻧﺪﺍﺭﻡ ...
ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺁﺩﻣﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯿﺎ ﻧﯿﺴﺘـــــــــﻦ ..
جناب معمولی

  131484

هیچ مقداری از آرایش قادرنیست شخصیت زشت شما را بپوشاند

  131480

صداموداری؟؟
به احترامت هیچ وقت حتی...من...نمینداختم نگامو جایی
رفتی...
با اینکه میدونستی تورو دوست داشتمو رو هیشکی نی اون حسی
که رو تو بود و هست
شاید از اولشم من بودم که نباید میذاشتم رو تو دست
رو همه خوبیام بستی چطور چشاتو؟؟
هیس!!! هیچی نگو فقط ببر صداتو...
ببین چه دپرسم ببین چه بی حسم!!!
دیگه من حتی به خودمم نمیرسم
اصلا بیخیال...دیگه گذشت از دردو دل...
عاشقتم 2afm حرف دلمو زدی...

  131477

چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن ک اگر چیزی رو ب روشون نمیاری از سادگی نیست ؛ شاید داری جون میکنی حرمت ی روزایی رو نگه داری ک اونا یادشون رفته

  131474

به سلامتی اونی که تو نوجوونی هم باید درس بخونه هم به جای باباش که مرده کار کنه...
به سلامتی همه زحمت کشا...

  131471

به سلامتی همه مادرایی که وقتی سرما میخوریم میگن: کاش من به جای تو سرما خورده بودم تو سالم بودی...
به سلامتی همه مادرا...

  131466

آدم چه صبورانه بعضي دردها را تحمل ميکند
بي آنکه بداند حق است يا ستم.
موافقي بزن لايکو

  131465

خيلي شوخ بود. هر وقت بود خنده هم بود. هر جايي بود در هر حالتي دست بردار نبود. خمپاره كه منفجر شد تركش كه خورد گفت: «بچه‌ها ناراحت نباشيد، من مي‌روم عقب، امام تنها نباشد.» امدادگرها كه مي‌گذاشتندش روي برانكارد، از خنده روده‌بر شده بودند.

  131464

فرمانده نمي‌گذاشت بيايد. مي‌گفت كوچك است. مي‌گفت مي‌ترسد و بقيه را لو مي‌دهد. پسر گريه و زاري كرد، بقيه هم پا درمياني كردند. فرمانده گفت: «من مسؤوليت قبول نمي‌كنم. يكي مسؤوليتش را قبول كنه.»
***
پسر، فرمانده زخمي را گرفته بود روي دوشش. مي‌گفت: «نترس.» مي‌گفت: «مي‌رسانمت.» مي‌گفت: «گريه زاري نكن، لو مي‌رويم.» مي‌گفت: «من مسؤولم شما را برسانم عقب، چاكرت هم هستم.»

  131461

کاش نارو هم مثل لایک زدنی بود
میزدم میزدی
نمیزدم نمیزدی