دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اس ام اس عاشقانه

  91138

کاش گاهی مرد بودم…
می شد تنهاییم را به خیابان بیاورم
سیگاری دود کنم و نگران نگاه های مردم نباشم
کاش گاهی مرد بودم…
می شد شادی ام را به کوچه ها بریزم با صدای بلند بخندم و هیچ ماشینی برای سوار کردنم ترمز نکند!
کاش…

  91137

عاشق كه باشي زندگيت رنگ وبوي خاصي ميدهدعاشق كه باشي دلت زيادمي شكندزياداشك ميريزي وغم ميكشي امادريك نگاه به يارهمه رافراموش مي كني

  91134

حتی از آدمک برفی
شال و کلاهی بر جا می ماند
و هویج کبودی بر چمن زرد
اما به یادگار از تو
نمانده در این خانه هیچ
جز سرمای قلب یخ زده ات
(از عباس صفاری)

  91133

ازم دوری اما دلت با منه
ازت دورم اما دلم روشنه
توو چشمای تو عکس چشمامه و توو چشمای من عکس چشمای تو
توی این لحظه هایی که دورم ازت،
همه خاطره هامونو خط به خط،
دوباره توو ذهنم نگاه می کنم
دارم اسمتو هی صدا می کنم
کی گفته از عشق ِ تو دست می کشم؟
دارم با خیال تو نفس می کشم

  91132

زیباییها را چشم میبیند و مهربانیها را دل
چشم فراموش میکند اما دل هرگز
پس بدان تا زمانی که دل زنده است فراموش نخواهی شد

  91130

از من فاصله بگیر
هر بار که به من نزدیک می شوی
باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت !
از من فاصله بگیر
من خسته ام از امیدهای کوتاه!!!

  91129

منمو تپه ی ته سیگارهایی که قط خودم می فهمم چقدر زیباست...
منمو آهنگی که نمی دانم چند بار تکرار شده
منمو پاکت خالی...
منمو آن فنجان قهوه ی تلخ...
منمو خودمو یاد تو..

  91125

من نمي فهمم چرا هيچ کس نمي نويسد از " مردهــا "‌از چشم‌ها و شــانه‌ها و دستهايشــان از آغوششان از عطر تنشـان،از صدايشــان از دلگرمي هايشان ...پررو مي شوند؟‌خب بشوند ...

مگر خود ما با هر دوستت دارمي تا آسمـان نرفته ايم ؟‌ مگر ما به اتکــاء همين دست ها ‌همين نگاه ها ‌ همين آغوشهـا، در بزنگاههاي زندگي سرِپا نمانده ايم؟...‌ من بلد نيستم در سـايه، دوست داشته باشم
من مي خواهم ‌ خواستنم گوش فلک را کر کند ‌
بي همتــاست " مَــــــرد ِ من " همـــه بدانند
من مي خواهم
مَردَم بداند دوستش دارم

  91121

گاهی بر بیقراری هایم میخندم اخر اینهمه بیقراری برای تو که مرا نمی فهمی چه مفهومی دارد...!

  91119

تو دریایی و من همش فکر آب... همه چی بجز تو سرابه سراب...
(محمد علیزاده)

  91116

همه میگویند چشمانش رنگارنگ است
اما من میگویم چشمانت عسلیست ،
نه برای رنگش ......
چون شیرین ترین خاطراتم در چشمانش بود......

  91115

تو مي روي و من فقط نگاه مي کنم
تعجب نکن که چرا گريه نمي کنم
بعد از تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم
اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقيست
امضا:ناشناس

  91111

مهربانی ات را به دستی ببخش که میدانی با او خواهی ماند وگرنه حسرتی میگذاری بر دلی که دوستت دارد....

  90951

حیف که روی تو غیرت دارم،
وگرنه روسریت را
از همین سطر باز می کردم
که همه ببینند
چه خیالی بافته ام
از موهایت…

  90948

زلیخا!!!
جان یوسفت راستش را بگو؛
به خدایت چه گفتی که اینطور پا در میانی کرد؟؟؟