تاریخ انتشار : مرداد 1392
تو یکی از پستا خوندم که هیچ صدایی بدتر از صدای گریه ی بلند یه مرد نیست... اونم گریه بابا تو مراسم فوت باجناقش...
خواستم لایک کنم که البته این کارم کردم اما یاد گریه های عشقم که پشت تلفن خبر فوت مامانشو تو بیمارستان بم داد هنوزم همه وجودمو میلرزونه... حرفای که با هق هق یکی شده بود... بدتر از اون فاصله ای بود که نمیتونستم براش کاری انجام بدم... سه هفته پیش عشقم مامانشو از دست داد.
ای خدا هیچ کس داغ عزیزاشو مخصوصا پدرو مادرشو نبینه...











.gif)
.gif)