تاریخ انتشار : مرداد 1392
میخواهی بروی؟
بهانه میخواهی؟
بگذار من بهانه را دستت دهم...
برو وهرکه پرسید چرا!!
بگو لجوج بود!همیشه سرسختانه عاشق بود...
بگو فریاد میکرد!همه جا فریاد میکرد که فقط مرا میخواهد...
بگو دروغ میگفت!میگفت هرگز ناراحتم نکردی..
بگو درگیر بود!همیشه درگیر افسون نگاهم بود..
بگو بی احساس بود!به همه فریادها..توهین ها و اخم هایم..فقط لبخند میزد..
بگو او نخواست!نخواست کسی جز من در دلش خانه کند...











.gif)
.gif)