دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 92106

تاریخ انتشار : مرداد 1392

صادقانه دل سپردم .... سرنوشتم شوم شد

قلب من با رفتنت از عشق هم ؛ محروم شد

دل که درزندان چشمانت دقایق می شمرد

عاقبت حکمش رسید از دوریت محکوم شد

من تظاهر می کنم خوبم ولی دردی عجیب

جا گرفت درسینه ام یکباره دل مسموم شد

فارغ از خود بودنم ..در گیرودارزندگی

قلب من بازیچه ی .. دستت مثال موم شد

ظلم چشمانت نصیبم شد دراین بازی ِ تلخ

سهم من تنها نشستن با دلی مظلوم شد

عشق با تلخی خود درقلب من جا ماندَست

رفتی و دل را شکستن عادتی مرسوم شد


دوست دارم درشبی با خلوتت خلوت کنم

با همه د لسردی ات میل تورا رغبت کنم

دستهایت را بگیرم چشم در چشمم شوی

با تمام اشتیاق از حرف دل صحبت کنم

دوست دارم شانه برموهای پرپشتم زنی

تا شبت را با حضورم غرق در لذت کنم

کنج آغوشت خودم را جا کنم دیوانه وار


زیرکانه از تماس بوسه ات غفلت کنم
دوست دارم مرهم حس پریشانم شوی


تا که برآرامش دل بستنت عادت کنم
با همه دلبستگی هایم بگویم حاضرم

خانه ی مهر دلم را با دلت قسمت کنم

دوست دارم با نوازشهایت عاشق ترشوم

تا ببینی بی تو می میرم اگرهمت کنم