دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 91890

تاریخ انتشار : مرداد 1392

دفعه اول تو کوچه دیدمش گفت داداشی میای تو کوچه بازی؟ بعد بازیمون گفت تو بهترین داداش دنیایی
وقتی رفت دانشگاه چشام فقط اونو میدید خواستم بگم عاشقشم اما باز گفت تو بهترین داداشی
وقتی ازدواج کرد ساقدوشش بودم بازم گفت تو بهترین داداشی
وقتی مرد من زیر تابوتشو گرفتم گفتم الان بود میگفت بهترین داداش دنیام
دفترچه خاطراتشو پیدا کردم نوشت عاشقم بود ... اما میترسید بگه ... واسه همین گفت بهترین داداش دنیام
چقدر سخته دوسش داشته باشی و نتونی بگی