چند وقت پیش بانامزدم رفتم بیرون چون اوایل نامزدیمون بود با هم رودربایستی داشتیم موقعی که منو با ماشین رسوند خونه هوا تاریک شده بود تو کوچه پارک کرد تا من پیاده بشم منم تریپ سنگین وبا متانت برداشتم خیلی اروم پیاده شدم وشروع کردم به تعارف کردن که بیابریم خونه که گفت باید بره کارداره خلاصه دیدم نمیاد شروع کردم به سفارش کردن که مراقب خودت باش تند نری رسیدی خبر بده نگران میشم قول بده مراقب باشی بنده خداصدبارگفت چشم ودرآخربا عشوه ازش خداحافظی کردم اولین قدم وبرداشتم تشریف بردم توجوب عمیق کوچمون بله چشمتون روز بد نبینه روی پل وایستاده بودم حواسم نبودازخجالت مردم نامزدم نمیدونست چکارکنه بیاد کمک یا ازدیدن من بخنده دوساعت گفتم مواظب باش خودم باسررفتم توجوب خدا قسمت کسی نکنه
نمایش مطلب شماره 72951
تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید امروز:
17584
بازدید دیروز: 34746
کل بازدید: 534000110
بازدید دیروز: 34746
کل بازدید: 534000110










