تاریخ انتشار : ارديبهشت 1392
عاقا 6 ماهه پیش خالم فوت کرد...بعد چون خواهرم که خبر بد میشنوه بیهوش میشه ،قرار بود بهش نگیم که خالم فوت کرده... خلاصه من زنگ زدم خونه خواهرم و گفتم سحر جون خاله حالش بده مامان بابا دارن میرن کرج....گفت:تو و علی(داداشم) هم میرین؟ گفتم: نه ما واسه چهلمش میریم....
عاقا این خواهر من هنوز به هوش نیومده...
خواهرم 0o
گوشی تلفن OO
بیهوشی ________
بقیه رو هم ندونید بهتره
ااااا خوب حواسم نبووووود....











.gif)
.gif)