دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 58513

تاریخ انتشار : فروردين 1392

پدری به فرزند کلاس اولی خوذ گفت: اگر ممتاز شوی، دوست داری برایت چی بخرم؟ پسر گفت: تخم مرغ شانسی. ......سالهای متمادی گذشت و پسر به گرفتن مدرک دکترا میرسید که هر سال نیر از پدرش برای قبولی تقاضای تخم مرغ شانسی میکرد و پدر نیز برای او میخرید. زمانی که آفتاب عمرش به غروب میرسید، یک اتاق پر از تخم مرغ شانسی جمع شه بود. بازماندگان از او راز تخم مرغ شانسی را پرسیدند و او در جواب گفت:

.
که
.
.
.
. این تخم
.
.
.
. تخم مرغ شا.
.
.
.
.
. شانسی ها
.
.
. بازماندگان که دیگر تاب شنیدن نداشتن به او گفتند فقط علت را یگو
.
.
.

.
غافل از اینکه او جان به جان آفرین تسلیم کرده بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


راهنما این اسمس را باتمام ارایه هایش برای شخص سرکار بفرستید البته اگر فکر میکنید سرکار گذاشتن کسی ارزش بهای ارسال این اسمس را دارد منظورازاسمس پیامک است