دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 57974

تاریخ انتشار : فروردين 1392

اولین پست منه
این شعر خودمه که با سوز دل نوشتمش.نمیخوام الکی لایک کنید.هر کی درد دلاش مثل منه لایک کنه که بدونم هم زبونام چند نفرن.
درد دل با شمع گفتم عاشق پروانه گشت
درد دل با سنگ گفتم صد هزاران دانه گشت
درد دل گفتم به والی،درد دل گفتم به اُم
درد دل با هرکه گفتم او به من بیگانه گشت
درد دل با عالم علم افکن شهر خیال
گفتم و چون او شنید از عاقلی دیوانه گشت
درد دل بردم به پیش زاهد مسجد نشین
چون شنید درد دلم او ساقی میخانه گشت
درد دلهایم شنید یک طفل نوپای صغیر
چون سرآمد این سخن او مرده صدساله گشت
تحت یک دیوار محکم درد دل گفتم به دل
چون برآمد ناله ام دل خون وآن ویرانه گشت
درد دل با هرکه گفتم رفت و او پیدا نشد
جزهمان یاری که دل از بهر او بیخانه گشت
درد دارد درد دل هایت بداند لیک او
چون فراز آید تو را چون پسته ی خندانه گشت
هرچه گفتم شرح دل یک بوداز صد درددل
هرکه بشنیدش همان،درشهرخود افسانه گشت...