تاریخ انتشار : اسفند 1391
دورادور عاشقت شدم،
دورادور نگرانت بودم،
دورادور عشق ورزيدم
و خود نمى دانستى كه نگاه هاى گاه و بى گاه و بى تفاوتت
سوژه اى براى تفسير من بود
كه شب تا به صبحم را رويايى مى كرد...
...
و حال عاشق شدن و عشق ورزيدنت به ديگرى را دورادور ميبينم
و از همين دور،
ميميرم











.gif)
.gif)