تاریخ انتشار : اسفند 1391
طاها ، تک و تنها ....
دلم لک زده واسه اشک هایی که الکی میریختی تا من بیامو نازتو بکشم،وقتی اشک میریختی صورتت قرمز میشد.لپات گل مینداخت و چه حالی میداد وقتی که یه بوس آبدار از لپات می کردمو مزه اشکات میرفت تو دهنم.
وقتی که دستام میرفت تو موهای لختت.تو هم خودتو پرت می کردی تو دستام.
لایک:ارزویم این بود شبی در کنار تو بخوابم ، نه برای لذت بردن برای این که اگر کابوس تنهایی اومد تو خوابم ، از خواب بیدار شوم به آغوش گرمت پناه ببرم.











.gif)
.gif)