دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 35167

تاریخ انتشار : آذر 1391

یه روز خودمو و دلم عاشق یکی و دلش شدیم
اون خودمو دلمو از خودش و دلش روند!!!
دیرزو با یه دسته گل اومد دیدیم و با یه نگاه مهربون
نگاهی که سالها از من دریغش کرده بود گریه کرد و گفت:
دلش برام تنگ شده، منم فقط نگاش می کردم چون کاری نمی تونستم بکنم
اونم کاری نمی کرد فقط با اشکاش قبرمو خیس کرد و رفت....