تاریخ انتشار : آذر 1391
خدایـــــا...
یادته یه روز ابری بغض کرده بودم اما اشک نمیریختم...
فریاد زدم گفتم خدا فکرش داره دیونم می کنه اما اون بی خیاله...
گفتم داره میره خدا جونم...
ولی بازم سکوت جوابت بود خدا...
اما بارون اومد جرم اشک های نریخته منو کشید...
خدایا خودمونیم ها تنهایی هم حس غریبی داره مثل نزن لایک بچه ها...











.gif)
.gif)