تاریخ انتشار : شهريور 1391
شب بود خسته بودم.... موهامو بسته بودم
خورشید سر زد و من ...... توی وان نشسته بودم
چشمامو باز کردم .... دیدم ازت خبر نیست
دیدم هیچ چی توی دنیا ... از تو لطیف تر نیست D:
"شامپو داروگر"











.gif)
.gif)