تاریخ انتشار : آذر 1397
-از پنجره
به پیادهرویِ مملو از جمعیّت نگاه کرد.
گفت:
میبینی،
لباسهایی هستند که راه میروند
دروغ میگویند،
عاشق میشوند،
میمیرند...
کمتر لباسی آن بیرون است
که درونش "انسان" وجود داشته باشد.











.gif)
.gif)