تاریخ انتشار : دي 1396
سکانسی که امشب تو کافه نال دیدم نقطه عطفی در زندگیم بود!
پسر آدامسفروش ششهفتساله اومد. بچهها یه تُست ششتکه براش بردن. بعد از چند دقیقه که مطمئن شد مال خودشه، شروع کرد. حواسمون پرت شد؛ رفته بود.
یه تکه از تست رو خورده بود، جاش یه آدامس گذاشته بود :|
خدای مناعتطبع بود.











.gif)
.gif)