دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

نمایش مطلب شماره 232961

تاریخ انتشار : تير 1396

قراره اول بود سنگین بود بام
یه چرخ باهم زدیم بعدش سریع گودبای
موقع خدافسی بش گفتم به همدیگه میایم
اونم به چشمک زد گف به امید دیدار
اون شب من نخوابیدم اصن
نه!گفتم آروم نمیشم تا حرفامو بش نزنم
نوشتم میشه فقط مال من باشی
میشه ستاره بکنی توی شبم نقاشی
تکست داد گفت آقای محترم
از الان به بعد تویی بابای دخترم
همه چی باهم شد خود به خود جور
گفتم دوست دارم با اینکه یه خورده زود بود
#talk down