تاریخ انتشار : خرداد 1395
سلام،ستاره غریب زمین
دو سحر از رمضان گذشت
و سومین سیاهی هم،آسمان رمضان را فراگرفت
اما..هنوز خبری از ظهور تو دردل زنگار گرفته من نیست
آموخته ام که سفره دار رمضان تویی..وکسی دراین ضیافت،محبوبتر است،که تو،سهم بیشتری از قلبش را تسخیر کرده باشی.
هرچه درلابلاي تپشهای دلم جستجو میکنم؛خبری از شیدایی نمی یابم
من همان دختر بی بابای توام که به درد نداشتنت عادت کرده،و همه سهمش ازانتظار،فقط و فقط هیاهویی توخالی ست که اگر درد تو به استخوانم زده بود سحری از رمضان راتنها به امید یافتنت سجاده نشینی میکردم











.gif)
.gif)